محافظه کاران اکنون حزب انگلستان هستند. تغییر آن سخت خواهد بود | کار یدی

آ یک س questionال ساده سیاست را به تعقیب می اندازد: بعد از همه چیزهایی که این کشور طی سال گذشته تجربه کرده است و در میان جنجال هایی که به نظر می رسد به صورت هفتگی شعله ور می شوند ، چگونه ممکن است که Tories در چنین موقعیت سیاسی مطلوبی قرار گرفته باشند؟

طی هفته گذشته یا بیشتر ، تماشای چشمگیر کارمندان NHS که با کاهش واقعی حقوق مواجه شده اند ، فقط با توجه به کوههای پولی که اکنون می دانیم در یک سیستم آزمایش و ردیابی ناکارآمد سر و سامان داده اند ، بسیار چشمگیرتر شده است. اما آیا واقعاً این رسوایی چیزی را تغییر خواهد داد؟ اخیرا نظرسنجی YouGov محافظه کاران را 13 امتیاز بالاتر از حزب کارگر قرار دهید. به نظر نمی رسد که انتخابات محلی مه شاهد هیچ نوع مشارکت قابل توجهی باشد. به نقل از مجری رادیو جیمز اوبراین: “به نظر می رسد عدم موفقیت کامل آنها در محافظت از ما در برابر مشکلات عظیم ، واقعی و مهلک ، اهمیتی ندارد.”

خوش بینان ضد توری ممکن است پاسخ دهند که در سیاست چیزهایی که ممکن است مهم باشند گاهی اوقات ماهها یا سالها قبل از آن دور می شوند ، سرانجام ، آنها بسیار مهم هستند. برخی دیگر بر روی واکسن متمرکز خواهند شد ، و محبوبیت ناگهانی محافظه کاران را به یک مورد مربوط به Covid که دولت درست کرده است ، پیوند می زنند. نظریه های زیادی درباره شانس ساده نخست وزیر و مفهوم “تفلون بوریس” وجود دارد. اما نکته دیگری نیز باید بیان شود ، در مورد دلایل عمیق و پیچیده مردم برای حمایت از احزاب خاص و وضعیت سیاست انگلیس در سال 2021.

روزنامه نگاران و سیاستمداران اهمیت زیادی در سیاست ها ، اطلاعیه ها و موفقیت ها و ناکامی های فرض شده دارند. اما چنین مواردی معمولاً کمتر از عوامل مبهم و عاطفی با این سوال که مردم به چه کسانی رأی می دهند ارتباط دارند: احساس تعلق ، ارزشهای مشترک و اینکه آیا سیاستمداران حس ایده آلی مردم از اینکه هستند را نشان می دهند یا نه. و در حال حاضر ، به نظر می رسد که این موارد ممکن است به یک تجدید آرایش جذاب در هر یک از سه کشور بریتانیا برسد.

اگر سیاست طبقاتی سنتی سرانجام رنگ باخته است ، چه چیزی جایگزین آن شده است؟ آیا در انگلستان ، اسکاتلند و ولز ، می تواند ظهور سیاست های خاص ملی باشد که در اطراف یک حزب غالب باشد که به اندازه کافی احساس خوش بینی و هویت جمعی را برای تعیین دستور کار مجسم می کند ، در حالی که دشمنانش بر سر هر آنچه باقی مانده است می جنگند؟

به نظر می رسد که این مورد در اسکاتلند وجود دارد – جایی که اگرچه ممکن است نشانه هایی وجود داشته باشد که اختلافات سمی بین Nicola Sturgeon و الکس سالموند قدرت SNP را در سیاست کمی ضعیف می کند ، اما موقعیت مسلط آن به سختی مورد تهدید است. در ولز ، گرچه حزب کارگر از موقعیت تقریباً قدرتمندی برخوردار نیست ، اما بنیان های آن در پرجمعیت ترین مناطق آن کشور و استعداد آن برای صحبت با صدای ملایم ملی گرایانه تضمین کرده است که جایگاه وی در قلب سیاست همیشه امن بوده است.

که انگلیس را ترک می کند. هنوز هم ممکن است کار بر تمام شهرهای بزرگ انگلیس تسلط داشته باشد ، اما به نظر می رسد موضوعات ماندگار Tory مانند قانون و نظم و میهن پرستی ، و تجسم آشکار حزب از خوش بینی و فرصت ها ، در سایر نقاط کشور با Brexit ترکیب شده است تا محافظه کاران حتی بی حرکت تر این حزب از سال 2005 در هر انتخابات عمومی رای بیشتری نسبت به حزب کارگر در انگلیس کسب کرده است. در سال 2019 ، سهم آرا its آن در انگلیس 47.2٪ بود. از آمارهای گسترده در انگلستان ، ما همچنین می دانیم که حزب کارگر با 30.6٪ از رای دهندگان کم درآمد حمایت می کرد ، اما 45.4٪ از حزب تورها حمایت می کردند.

در آن شب انتخابات ، من در استوک آن ترنت بودم ، جایی که اکنون هر سه کرسی پارلمان آبی است. از سال 2015 ، این شورا دارای یک شورای تحت رهبری محافظه کاران است. و در حالی که آرا votes در یک مرکز بزرگ تفریحی در حال شمارش بود ، من دیدم که طوری های محلی از نزدیک چگونه به نظر می رسند: مخلوطی از چهره های سفید و قهوه ای ، پر از اعتماد به نفس و بریو ، در حالی که حزب کارگر خسته و منسوخ به نظر می رسید. یكی از نامزدهای موفق توری معلم یك مدرسه متوسطه بیرمنگام بود. دیگری ، صندلی ای را که در سال 2017 از کارگر گرفته بود ، حفظ کرد ، یک جوان 27 ساله بزرگ شده به نام جک بریتون بود که به عنوان مشاور شهر خدمت کرده بود. این حزب بدیهی است که خود را به عنوان یک نیروی مردمی به رای دهندگان محلی معرفی کرده بود. و با توجه به اینکه 69٪ از رأی دهندگان استوک از Brexit حمایت کرده بودند ، مواضع Tories در مورد این موضوع حس اصالت پوپولیستی را بدست آورده بود. این داستانی بود که در سراسر انگلیس تکرار شد.

طی چند سال آینده ، من فکر نمی کنم محافظه کاران زمان زیادی را صرف تعریف خود در برابر Keir Starmer و همکارانش کنند: به هر حال ، تعریف زیادی در آنجا وجود ندارد. در عوض ، غوغای مداوم آنچه برخی از مردم آن را جنگ فرهنگی انگلیسی می دانند ، وجود خواهد داشت. برخی از آن ها رعب آور خواهد بود: آن کانال های تلویزیونی جدید که بر روی هر چیزی که “بیدار شود” تلقی می شوند و فریادهای منظم نمایندگان مجلس و وزرا درباره مجسمه ها ، نام خیابان ها و “میراث”. به نظر من این مطالب با اقلیت کمی از مردم صحبت می کند. اما جنبه دیگری از چگونگی شخصیت پردازی مخالفان برای جناح راست وجود دارد که اثرگذاری بیشتری دارد: این ایده که چپ اکنون دارای امتیاز ، سرد ، شیطنت و قضاوت است و بسیار علاقه مند به دیدن کل بخشهای رای دهندگان متعصب و احمقانه است ، در حالی که بوریس جانسون حزبی را رهبری می کند که به بهترین آنها فکر می کند. پیچیده در این یک امتناع آشنا است که تصدیق می کند هم نژادپرستی در این کشور عمیق و گسترده است و هم محافظه کاری اغلب اوقات آن را تشویق و امکان پذیر می کند. اما برای بسیاری از مردم ، این دیدگاه خام از سیاست درست است.

علاوه بر این ، باهوش ترین محافظه کاران رفتار کاملا احمقانه ای که به نظر می رسد برخی از مردم تصور می کنند ، نخواهند داشت. آنها می دانند که در معرض اتهامات تعصب و شیطنت هستند ، و تغییرات چشمگیری در چهره طرف ارائه شده به کشور ایجاد شده است. مسابقه بعدی رهبری Tory ممکن است بین ریشی سوناک و ساجید جاوید باشد. در حالی که محافظه کاران دو نخست وزیر زن به انگلیس داده اند ، حزب کارگر هنوز حتی یک رهبر زن نیز نداشته است. این موارد چیزی را برجسته می کند که نباید آن را دست کم گرفت: یک رابطه پیچیده و فزاینده با موضوعات تنوع و نمایندگی و استعدادی برای طفره رفتن از کلیشه های قدیمی.

در زیر همه اینها ، البته ، خصوصیات سیاسی توری پابرجاست. محافظه کاری غالباً بی رحمانه ، سرد و بسیار بی کفایت است. اگر تأثیر گسترده ای بر آن داشته باشد ، چنین ظاهرهایی نمی توانند منافع مردان سفیدپوست ثروتمند را پنهان کنند. و اگر مجبور باشد برای فتح خم شود ، بندرت مانع آن می شود.

روند پیروزی فعلی توری ها هنوز ممکن است به دلیل عواقب ناگوار Brexit و حتی تجزیه انگلستان قطع شود ، در حالی که ممکن است سرانجام حمایت ضعیف آنها در میان رأی دهندگان جوان و سیاه پوستان ، آسیایی ها و اقلیت های قومی از بین برود. اما با توجه به اینکه حزب محافظه کار قسمت اعظم قرن گذشته را برای بازآفرینی خود و سوار بر تغییرات بزرگ اجتماعی صرف کرده است ، هیچ کس نباید انتظار داشته باشد که ناگهان متوقف شود. برای درک وضعیت فعلی و آینده سیاست ، شما باید بیش از هر چیز دیگری یک چیز را درک کنید: اینکه اگر توری ها واقعاً به حزب انگلستان تبدیل شده اند ، برای بیرون راندن آنها یک تلاش سیاسی عظیم لازم است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.