“ما تسلیم نخواهیم شد”: فعالان نسل جدید انقلاب سوریه را زنده نگه می دارند | سوریه

کسالهای نوجوانی عاصم در شهر حمص در محاصره به سر برد ، جایی که دوستان و اقوام در زندانهای رژیم ناپدید شدند و خانواده وی بیشتر اوقات بدون برق زندگی می کردند ، و برای تأمین غذا و دارو تلاش می کردند. در تمام این مدت ، نیروی هوایی بشار اسد بمب های بشکه ای و مهمات خوشه ای را به محله آنها ریخت.

وقتی شهر سقوط کرد ، کاسم ها با انتخابی روبرو شدند که میلیون ها نفر دیگر در طول جنگ انتخاب خواهند کرد: بمانید و با سربازان اسد روبرو شوید ، آنها مانند تروریست با آنها رفتار می کنند یا به استان ادلب فرار می کنند – همچنین ناپایدار ، اما حداقل در خارج از رژیم کنترل.

این دانشجوی 21 ساله گفت: “من فکر می کردم از جهنمی به جهنم دیگر در حال حرکت هستیم.” “اما حداقل یک بار که رسیدیم می توانم دوباره روی مطالعه و نحوه کمک به بازسازی سوریه متمرکز شوم. نسل من هنوز همان امیدهای عدالت و آزادی را در سر دارد. ما از آنچه نسل قدیم آغاز کرده است دست نخواهیم کشید. “

پس از 10 سال جنگ ، اسد ، با کمک متحدان روسی و ایرانی خود ، کنترل بیشتر کشور را از بین برد و رویای “سوریه آزاد” به جیب شمال غربی متشکل از شهر ادلب محدود شده است. و حومه اطراف

کودکان سوری در یک اردوگاه.
کودکان سوری در یک اردوگاه پناهجویان. یک مطالعه اخیر نشان داده است که از هر سه کودک آواره در داخل کشور یک نفر می خواهد آنجا را ترک کند. عکس: هیبا برکت

یک گروه اسلامگرا با پیوند به القاعده در سال 2019 کنترل منطقه را از سایر جناح های مخالف خارج کرد ؛ حملات هوایی رژیم و احتمال حمله گسترده در یک تهدید ثابت باقی مانده است.

مشاغل کمی وجود دارد و جریان مداوم کاهش کمک ها ، زندگی را برای 3 میلیون غیرنظامی که بین این دو نیرو گرفتار شده اند ، دشوارتر کرده است. و با این حال ، هر جمعه ، گروه هایی از مردم همچنان به میادین شهرها و روستاها می روند تا شعارهایی را سر دهند و بنرهایی را در حمایت از انقلاب سوریه به اهتزاز درآورند و همان خواسته های یک دهه قبل را تکرار کنند. پیش بینی می شود جشن های بزرگ دوشنبه 15 مارس برگزار شود – سالگرد روزی که در سال 2011 برگزار شد ، چند ده معترض با شهامت در خیابان های دمشق خواستار آزادی شدند.

“قیمت پیوستن به انقلاب کم نبود. ما بهای زیادی پرداخته ایم و متحمل خسارات زیادی شده ایم. اما ما فقط قربانی نیستیم. ما بازمانده ایم. “گفت: حسنا عیسی ، 36 ساله ، فعال سابق بازداشت شده توسط رژیم كه اکنون در برنامه های برابری جنسیتی و رهبری زنان در كش ملك ، یك سازمان جامعه مدنی در سراسر شمال غربی سوریه كار می كند.

“ما نسل آینده را به روشی متفاوت با هر آنچه که قبلاً تصور می کردیم پرورش می دهیم. دختران دوقلوی من 9 ساله هستند … آنها فقط نمی توانند در آینده در انتخابات آزاد رای دهند. آنها می دانند که می توانند کاندیدا شوند. “

کش ملک ، که در اوایل قیام ایجاد شده است ، کارگاه های آموزشی شهروندان جوان را اداره می کند که در آن زنان و مردان جوان می توانند با اصول دموکراسی ، حقوق بشر و مقاومت بدون خشونت که زمینه ساز انقلاب است ، آشنا شوند. برگزار کنندگان همچنین این برنامه را یک سنگر مهم در برابر افراط گرایی می دانند.

محمد برکت ، مدیر یک مرکز اجتماعی کش ملک در روستای کیلی گفت: “فکر نمی کردم بعد از مدتی هنوز برای دستیابی به حقوق اساسی بجنگیم.”

“وقتی انقلاب شروع شد ، فکر کردم آنچه در کشورهای دیگر مانند تونس اتفاق افتاد ، در سوریه نیز اتفاق خواهد افتاد. فکر می کردم رژیم قدم بردارد و تسلیم آزادی خواهی مردم شود. در عوض ، آنها اقدام نظامی و بمب گذاری کردند و من فهمیدم که ما برای مدت طولانی مبارزه خواهیم کرد.

“ما باید رویا را برای نسل بعدی زنده نگه داریم … آنها بسیار انگیزه دارند. کار با جوانان امید و شادی برای من ایجاد می کند. “

جوانان سوریه از نظر جسمی و روحی زخم های زیادی دارند. برای نوجوانان و افراد 20 ساله آنها سازگاری خاطرات گذشته از خوشبختی در زمان صلح با زمان حال دشوار است.

هیبا برکت
هیبا برکت: ‘من در جنگ چیزهای زیادی از دست داده ام. پدرم ، برادر من ، سالها زندگی من به عنوان یک زن جوان است. عکس: محمد حاج مصطفی

“من در جنگ چیزهای زیادی از دست داده ام. پدرم ، برادر من ، سالهای زندگی من را به عنوان یک زن جوان “، گفت: عکاس هیبا برکت ، 23 ساله.

“من کار خود را به عنوان یک عکاس دوست دارم ، اما به دست آوردن پول کافی دشوار است ، و شرایط اینجا ناپایدار و خطرناک است. سال گذشته در خلال کارزار نظامی علیه ادلب ، من برای اسناد بمب گذاری در یک مدرسه رفتم ، روزی که رژیم پنج مدرسه را در یک روز هدف قرار داد.

“من باید در چنین شرایطی کاری انجام دهم. من باید داستان را تعریف کنم. اما زندگی در اینجا غیر قابل تحمل است. فعالان ، روزنامه نگاران ، مددکاران اجتماعی. همه تقاضای پناهندگی می کنند. “

دیما غانوم ، مدیر مدرسه ای در درت آزا ، می گوید همه دانش آموزانش نیز در صورت داشتن فرصت ، سوریه را با ضربان قلب ترک می کنند.

“بچه های کوچکتر درباره زندگی قبل از جنگ بسیار کنجکاو هستند. دختر خود من ، او خواهد پرسید: ‘آیا شما واقعاً به رستوران هایی رفته اید که می توانید غذا سفارش دهید و بنشینید؟ آیا واقعاً تمام وقت برق داشتید؟ ‘ آنها اولین نسلی هستند که در آزادی به دنیا آمدند ، اما هنوز نمی دانند که این چیست یا بهایی که ما برای آن پرداخته ایم.

“تحت رژیم ما در یک جامعه بسیار نابرابر زندگی می کردیم. نمی توانم به درستی توصیف کنم که تدریس در چادر چه حسی دارد ، اینکه بعضی اوقات باید کلاس را متوقف کنم فقط برای اینکه دانش آموزان خود را بغل کنم تا جلوی لرزش آنها از ترس و سرما گرفته شود.

“اما من هرگز به کنترل رژیم برنخواهم گشت. ما در سختی و ترس زندگی می کنیم … اما هنوز هم بهتر از این است. “

در حال حاضر دوباره قرار دادن قطعات سوریه در کنار هم یک رویای دور باقی مانده است. برای نسل جدید ، حتی ممکن است این اتفاق نیفتد: طبق تحقیقات انجام شده توسط Save the Children ، از هر سه کودک آواره در داخل کشور ، یک نفر می خواهد ترک کند و 86٪ از کودکان پناهنده مصاحبه در اردن ، لبنان ، ترکیه و هلند گفت نمی خواهند به کشوری بروند که پدر و مادرشان ترک کرده اند.

قاسم گفت: “ما در سن خود با چیزهای متفاوتی روبرو هستیم ، نسبت به نسل قدیمی فعالان.” “کودکی ما کاملا نابود شد. اما ما وظیفه و توانایی ادامه کار را داریم … تلاش های ما برای تبدیل سوریه به مکانی بهتر شایسته حمایت از جهان خارج است.

“بدون انقلاب سوریه ، من کسی نیستم که الان هستم.”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *