مارتین وولاکوت آگهی ترحیم | روزنامه گاردین

در اواخر آوریل 1975 ، تانک های ویتنام شمالی به سایگون نزدیک می شدند و روزنامه نگاران گزارش دهنده جنگ می بایست تصمیم بگیرند که آیا دعوت نامه سفر با هلی کوپتر از سفارت آمریکا را بپذیرند. ماکس هیستینگز ، برای نشریه London Evening Standard ، با مارتین وولاکوت ، خبرنگار گاردین ، ​​و سردبیر آینده روزنامه مواجه شد. مارتین به او گفت كه اگرچه عزم خود برای ماندن تغییر نكرده است ، اما انتظار داشت كه 24 ساعت آینده “بسیار ناخوشایند” باشد.

هاستینگز در نظر مارتین به عنوان “یک کلمات کلیدی عالی” و “” فوق العاده باحال و ثابت “. وی به یاد آورد که “اگر مارتین ، از همه مردم ، احساس ترس و وحشت کرده باشد ، پس من خونسار وحشت کرده ام” ، و اندکی بعد از دیوار سفارت تقلا می کند تا آنجا را ترک کند.

مارتین که پس از رنج بردن از سرطان ریه در سن 81 سالگی درگذشت ، از چهار سال قبل جنگ ویتنام را ادامه داده بود. کیفیت اعزام های وی از آغاز ، پنج هفته قبل ، از آخرین حمله کمونیستی ، باعث شد وی جایزه گزارشگر بین المللی سال در جوایز مطبوعات انگلیس شود.

در حالی که به هیچ وجه یک مخدر جنگی نیست ، اما اگر داستان این موضوع را توجیه می کرد ، او یک خطر حساب شده را به جان خریده بود. سقوط سایگون و پایان جنگ 30 ساله ویتنام نوعی لحظه تاریخی بود که نامزد آشکاری بود. آنچه مارتین را نگران می کرد این بود که چه اتفاقی ممکن است در ساعاتی بین آخرین هلی کوپتر در حال خروج از سقف سفارت آمریکا و ورود اولین تانک ساخت شوروی رخ دهد.

من برای Observer آنجا بودم (آن زمان ارتباطی با گاردین نداشت) و ما قبلاً طعم هرج و مرج را که می توانست در این نوع وقفه در Da Nang ایجاد شود ، چشیده بودیم ، وقتی که دفاع خارجی دومین شهر بزرگ ویتنام جنوبی یک شبه مثل یک چادر قدیمی فرو ریخت. جمعیت هیستریک در فرودگاه جمع شدند ، که شروع به زیر آتش موشک کردند. خوش شانس ها ، بعلاوه برخی از ارتش و رسانه ها ، در هواپیماهای غیرنظامی بیش از حد وحشتناک فرار کردند. بعداً فهمیدیم که هنگام برخاستن ما ، یک محافظ عقب مانده متروک ما را در نارنجکهای بولینگ باند مخصوص چرخها تعقیب کرده تا آنها را سوراخ کند قبل از اینکه به هوا منتقل شویم.

مارتین همیشه متقاعد شده بود ، تا زمانی که ما از این نوع چیزها جان سالم به در ببریم ، هانوی ترجیح می دهد به جای انحلال آثار ماندگار بسته مطبوعاتی سایگون ، که حدود 90 از 1000 نفر از آنها باقی مانده است ، بهره برداری کند. از طرف دیگر ، بازماندگان ارتش جمهوری ویتنام – همانطور که برخی از آنها دیدند ، توسط یک رسانه غربی که دائماً هدف آنها را تضعیف کرده بود – خیانت کردند – ممکن است به خوبی به ما حمله کنند. ما هتل ها را به یک هتل تغییر دادیم که دارای یک ورودی می باشد و کنترل آن آسان تر است.

گروهی از سربازان ویتنام شمالی با سلاح هایشان نشسته بر روی پله ها در یک میدان در مرکز سایگون سیگار می کشند
“به زودی ، افراد دیدنی همه جا بودند”: سربازان ویتنام شمالی در 30 آوریل 1975 در سایگون در حال استراحت بودند. عکس: فام خاچ / خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایماژ

در این رویداد ، سربازان رها شده شورش نمی کردند. بیشتر جنگیدند تا اینکه فرماندهانشان به آنها دستور تسلیم دادند و چند غیرت فراتر از آن. تیراندازان در مجاورت کلیسای جامع کاتولیک با آجر قرمز ، ما را شگفت زده کردند ، و در مورد اهداف خود صحبت نکنیم ، با تیراندازی به برخی از ویتنام شمالی نزدیک به ساختمان رویترز ، اولین نگاه نمایشی از طرف مقابل را در نمای نزدیک به اکثر ما انجام دادند.

مارتین نوشت: “یک بازآرایی فوری و تقریباً باله ای.” “سربازانی که یک دقیقه قبل خسته بودند و سیگار می کشیدند به طور ناگهانی مستعد و با عقل عقب برمی گردند.” دیری نپایید ، که مشغول انجام وظیفه و اغلب غیرمسلح بودند ، جفتهای گردشگران ویتنام شمالی در همه جا بودند. سایگون به شهر هوشی مین تبدیل شد (بجز اکثریت شهروندان آن) و ما برای سوار شدن به یک ایلیوشین مسن شوروی 100 دلار پرداخت کردیم که ما را در اولین مرحله سفرهای مختلف به خانه به لائوس رساند.

سپس در اواسط 30 سالگی ، مارتین به همراه همسرش موری (مروارید) فاروها ، پزشک ایرانی الاصل و دختر شیرخوارشان ، کتی ، در هنگ کنگ مستقر شد. مارتین علاقه زیادی به چیزهای آشپزی داشت: او یک بار دوست خود گزارشگر ساندی تایمز ، جان سوین را با رد کردن کلاه شب حیرت زده کرد زیرا مشتاق بود کتاب خواندن را بپزد. هنگامی که خانواده به همپستد ، شمال لندن بازگشتند ، او و موری عاشق سرگرمی بودند. هلا پیک ، سردبیر دیپلماتیک سابق گاردین ، ​​یادآور شد: “سیاست بالا ، خاطره گویی و شایعات.” “هرگز لحظه کسل کننده نیست. مارتین برای دوستی طولانی مدت یک هدیه منحصر به فرد داشت و من یکی از افراد خوش شانس بودم. “

مارتین در منچستر متولد شد و دو خواهر کوچکتر به نام های سوزان و ژانت داشت. پدر وی ، ویکتور ، در جنگ جهانی دوم در RAF به عنوان موتورسوار اعزام موتور سیکلت و مربی تربیت بدنی خدمت می کرد تا اینکه توانست تدریس در زمان صلح و سرانجام معاون ریاست را از سر بگیرد. مادر وی ، مابل (نی تامپسون) ، دختر شیرینی پزی بود که ممکن است دندان شیرین مارتین باشد.

او در حومه شهر بیرونی بلکلی بزرگ شد (بلکلی تلفظ می شود) بدون اکثر مردم تلویزیون ، یخچال ، تلفن یا اتومبیل. اما خانواده دارای کتاب بودند ، صدها کتاب ، کتابخانه عمومی و منچستر گاردین. به غیر از روزنامه های خبری سینما ، تنها منبع اطلاعاتی و سرگرمی دیگر آنها رادیو بی بی سی بود. هر دو والدین به کارگر رای دادند.

در سال 1950 مارتین موفق به اخذ بورس تحصیلی برای مدرسه گرامر منچستر شد و در سال 1961 با مرتبه لیسانس از دانشکده مرتون در آکسفورد خارج شد. در این زمان او به موری ، دانشجوی پزشکی منچستر که پدر و مادرش اتاق خواب قدیمی او را اجاره کرده بودند ، معرفی شده بود. آنها در سال 1967 ازدواج کردند. پس از فارغ التحصیلی ، او تقریباً بلافاصله کار خود را در Warrington Guardian ، هفته نامه معتبر لنکاوی آغاز کرد. زمانی که در دسامبر 1968 به عنوان گزارشگر ستادی مستقر در لندن به گاردین پیوست ، برای Oldham Evening Chronicle ، بخش انگلیسی زبان خبرگزاری فرانسه در پاریس و صفحه گسترده Sun ، که جانشین روزنامه بود ، کار می کرد. سوسیالیست قدیمی Daily Herald تا روپرت مورداک همه چیز را تغییر داد جز نام آن.

کار حرفه ای او به عنوان خبرنگار خارجی به خوبی شروع نشد. وی برای پوشش گفتگوهای استراتژیک محدودیت تسلیحات در هلسینکی در سال 1969 فرستاده شد ، وقتی متوجه شد که بدون گذرنامه است و پرواز بعدی طی دو روز و به طور کامل رزرو شده است ، تا آنجا که به هیترو رسید. لحظه ای از خود پرسید که آیا می تواند با برقراری تماس دقیق با فنلاند و نوشتن داستانی از یک هتل فرودگاه از بین برود. سپس تصمیم گرفت که ممکن است سعی کند کنترل گذرنامه را نیز متقاعد کند تا اجازه دهد پروازش را روی کارت مطبوعاتی خود بگذارد. کار کرد “چند سال بعد نوشت:” هیترو مرا اجازه داد و فنلاندی ها به من اجازه ورود دهند. “

وی پس از خدمت به عنوان خبرنگار خاورمیانه مستقر در نیکوزیا که بیشتر گزارش جنگ داخلی لبنان و انقلاب ایران را می داد ، در سال 1985 به مدت شش سال سردبیر خارجی شد. پیک خاطرنشان کرد که ، گرچه کاملاً واضح بود که او ترجیح می دهد کار نوشتن را انجام دهد تا ویرایش ، او در این پست محبوب بود و “با مقالات نویسندگانش کنار آمد”. وی به عنوان مفسر ارشد امور بین الملل روزنامه از سال 1991 ، ویژگی های مشاهده شده توسط خبرنگار سابق گاردین در خاورمیانه ، دیوید هیرست را نشان داد: “مارتین چندشخص واقعی ، مارتین ناظر ، بسیار سریع و مطمئن در توانایی درک موارد ضروری هر شرایط و آنها را شرح دهید. “

بعنوان یک ستون نویس گاهی اوقات می توانست از مکانهایی که درباره آنها می نوشت بازدید کند. در آوریل 1991 ، چند هفته پس از پایان جنگ خلیج فارس ، وی آنچه “پل وبستر” ، و سپس در میز خارجی گاردین و هم اکنون سردبیر روزنامه “ناظر” بود ، “بهترین گزارش برای تهیه گزارش از روی میز من” تولید کرد.

پس از توافق آتش بس که به دنبال اخراج نیروهای عراقی از کویت انجام شد ، تمام هواپیماهای بال ثابت صدام حسین زمین گیر شدند. اما یک روزنه به او اجازه پرواز با هلی کوپترهای خود را داد که از آنها برای بمب گذاری و صدمه زدن به کردهای شمال عراق استفاده می کرد. آنها در برابر او برخاسته بودند و در حال فرار به مرز ترکیه بودند در حالی که ائتلاف به رهبری آمریکا اصرار داشت که جنگ به پایان رسیده است و هیچ زمینه قانونی برای مداخله وجود ندارد.

مارتین که همراه با دیگر روزنامه نگاران با راهپیمایی کیلومترها به کوهپایه ها رفته بود تا گزارش خود را از سمت کردهای مرز ارسال کند ، نوشت: “یک جنایت عظیم در کردستان در حال انجام است.” “آنها نه تنها تحت تأثیر جنگی که بدون محدودیت و اخلاقیات به وجود آمده باشد ، بلکه تحت تأثیر مجدد حکومت وحشیانه صدام حسین قرار گرفته و خواهند گرفت … چرا این افزایش ناگهانی قانون گرایی ، این مباحث مربوط به امور داخلی؟”

گزارش وی از کردستان ، که جایزه جیمز کامرون را برای وی به ارمغان آورد ، بدون شک سهم عمده ای در قطعنامه سازمان ملل متحد داشت که به نیروهای انگلیسی-آمریکایی اجازه مداخله می داد.

در سال 2004 ، با رسیدن به سن 65 سال بازنشستگی ، از گاردین بازنشسته شد ، اگرچه همچنان به ارائه مقاله و نقد کتاب ادامه داد ، و در سال 2015 یک قطعه به یاد ماندنی چهلمین سالگرد سقوط سایگون را ارائه داد. در سال 2006 ، پنجاهمین سالگرد دخالت ناملایم انگلیس و فرانسه در سوئز ، وی همچنین تنها کتاب خود را منتشر کرد ، پس از سوئز: ادریفت در قرن آمریکایی ، خلاصه ای درخشان از اکثر تلاش های غرب برای مداخله نظامی در نیمه دوم قرن بیستم وی تا سال 2016 ، به عنوان نویسنده رهبر سیاست خارجی ، بدون خط مشی در این مقاله مشارکت داشت.

از او موری و کتی باقی مانده است.

مارتین وولاکوت ، روزنامه نگار ، متولد 29 آوریل 1939 ؛ درگذشت 24 مارس 2021

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *