لوگو مینکین | کتاب های سیاست

در گذشته که کشور دیگری بود ، کنفرانس سالانه حزب کارگر یک گردهمایی قابل توجه بود. مباحث مربوط به آن اغلب موارد پر سر و صدا و گاه گوگردی بود. لوئیس مینکین ، تحلیلگر سیاسی ، که در سن 84 سالگی درگذشت ، یک تماشاگر چند ساله بود. علاقه او نه به تماشای عموم مردم بلکه به پس زمینه آن در پشت صحنه بود.

رهبران حزب همیشه مشتاق تأمین آنچه از نظر حسن تعبیر به عنوان یک کنفرانس خوب شناخته می شد – کنفرانسی که از شکستهای شرم آور جلوگیری می کرد. لوئیس متخصص هنرهای ماکیاولیایی مدیران حزب شد که می خواستند منتقدان را به حاشیه برسانند و منتقدانی که سعی در شکست دادن رهبری دارند.

به ویژه وی از تصمیم گیری پیچیده در داخل هر اتحادیه بزرگ ، که پیامدهای آن برای آرا block بلوکی آن بود ، بسیار آگاه بود. این چهره همه جا حاضر با تمرکز لیزری مانند و کیف تحریریه اش با اسناد ، به یک مشاور ضروری و حمایتی برای روزنامه نگاران تبدیل شد. ارزیابی های وی از کلیشه و ساده انگاری دوری جست. او این دنیای پنهان را با تمام پیچیدگی و ابهام آن درک و ارائه کرد.

این بررسی باعث ایجاد کتاب او کنفرانس حزب کارگر (1978) شد ، تحلیلی شگرف از روندهای داخلی حزب. حمایت پرشور خود لوئیس از پیوند حزب و اتحادیه صنفی پایه و اساس اتحاد مشاجره (1991) را تشکیل داد ، که در آن زمان پیچیدگی روابط حزب و اتحادیه های کارگری بود که وی نسبت به آینده آن نسبتاً خوش بین بود.

The Blair Supremacy (2014) تغییرات مدیریت حزب در دوره New Labour را تحلیل کرد. لوئیس نسبت به استراتژی مدیریتی تدوین شده توسط تونی بلر بسیار انتقادی داشت ، در حالی که دلایل قانع کننده ای را – از جمله انتخاباتی – که باعث شد بسیاری از اعضای حزب با آن همراه شوند ، درک می کرد.

وزن این سه جلد بیش از 2000 صفحه بود. آنها با هم ، دقیق ترین و مبتنی بر تجربیات راجع به قدرت را در بین هر حزب سیاسی انگلیس ارائه دادند. لوئیس نه یک عکس ثابت و غیرتاریخی ، بلکه بررسی چگونگی تغییر توزیع قدرت و اعمال آن در طول زمان را ارائه داد.

او به جامعه ای برابرتر و دموکراتیک تر متعهد بود که با نگرانی قوی با مشکلات عملی مطابقت داشت. این ارزشها بیشتر در کتاب مورد علاقه وی ، Exits and Entrances (1997) ، دیده شد که در آن وی کارهای پیچیده و پر پیچ و خم کار خود را کاوش کرد.

لوئیس متولد لیدز ، پسر آنی (استر آن ، نی ریچاردز) و باب (بارنت) مینکین بود که هر دو در تجارت خیاطی کار می کردند. یکی از اولین خاطرات لوئیس ورود لباس به خانه برای مادرش برای افزودن دکمه ها بود. خانواده باب احتمالاً برای فرار از خطر کشتار از روسیه تزاری در حدود سال 1890 مهاجرت کرده بودند. خانواده آنی برای کار در معادن از استافوردشایر به یورکشایر نقل مکان کرده بودند. لوئیس توسط فرهنگ طبقه کارگر هر دو والدین شکل گرفت.

او همچنین از مادرش صدایی کاملاً عالی به ارث برد و رپرتواری عظیم از آهنگ ها را ایجاد کرد. جاه طلبی اولیه این بود که در مسابقات باشگاه مردان شمال کارگر کمدین باشد. مهارت های او به عنوان یک مسابقه دهنده مسابقه با زمان بی عیب و نقص و ضعف ییدیش ، سنت های یهودی طنز و روایت داستان را برانگیخت. پدرش نیز او را در سنین پایین به لیگ راگبی معرفی کرد و تعهد لوئیس به لیگ راگبی لیدز پابرجا ماند.

در دبستان او یهودی ستیزی وحشتناک را تجربه کرد. بورسیه تحصیلی به وی اجازه ورود به مدرسه Roundhay را داد ، جایی که در اواخر دهه 1940 دانش آموزان طبقه کارگر کمیاب بودند. او 15 ساله را ترک کرد و هیچ مدرکی نداشت و در مشاغل مختلف روحانیت کار می کرد. خدمات ملی وی در طول مبارزات انتخاباتی Eoka در قبرس بود.

دخالت اولیه او در سیاست های کارگری به عنوان یک فعال چپ در لیدز ، شهری که نمایندگان مجلس کاملاً راست بودند ، اتفاق افتاد. وی در سال 1963 به عنوان دانشجوی بالغ وارد دانشگاه لیدز شد و پیتر نتل ، زندگینامه نویس رزا لوکزامبورگ را تحت تأثیر قرار داد. لوئیس سهم قابل توجهی در کتاب “نتيجه اتحاد جماهیر شوروی” نتل داشت که گزارشی از توسعه اتحاد جماهیر شوروی بود.

وی پس از فارغ التحصیلی برای اولین بار در رشته سیاست (1966) به کار تحصیلات تکمیلی در دانشگاه یورک ادامه داد. در سال 1969 در ابتدا به عنوان کاردانی پژوهشی به گروه دولت در دانشگاه منچستر پیوست ، اما خیلی زود به عنوان یک مدرس و سرانجام مدرس ارشد درآمد. وی در اولین ارائه تحقیقات خود ، مخاطب خود را با ترکیبی از شوخ طبعی و قدرت فکری محض افسون کرد. او این مهارت ها را در تدریس خود داشت اما یک عضو نیمه جدا شده بخش بود.

در اواخر دهه 1970 ، او مشاور سیاسی در تولیدات تلویزیونی بود و با کارگردان رولند جوفا در سریال Bill Brand از Trevor Griffiths ، در مورد یک سیاستمدار چپ گرا و برخی از نمایش های جیم آلن از جمله Spongers همکاری داشت.

تغییرات آموزش عالی دهه 1980 به معنای پژمرده شدن فرهنگ تحقیق بود. او در سال 1989 خیلی زود از منچستر بازنشسته شد. نگرانی او درباره خلاقیت باعث شد که وی به عنوان استاد بازدید از دانشگاه های لیدز متروپولیتن و شفیلد هالام تحصیل کند.

سیاست او به سمت آنچه او چپ میانه نامید تغییر کرده بود. از زمان انتخاب نیل کینوک به عنوان رهبر حزب کارگر تا سال های بلر ، وی درگیر بحث های گروه رهبری حزب کارگر بود. چنین مشارکتی به معنای از دست دادن دقت در ارزیابی وی از کسانی که با آنها همکاری و مشاجره داشته است نبود.

در این زمینه افتخارآمیزترین موفقیت وی از طریق خدمت به عنوان نایب رئیس کمیته مشورتی ملی جدید در زمینه آموزش خلاق و فرهنگی بود که سند سیاست “همه آینده ما: خلاقیت ، فرهنگ و آموزش” را تهیه کرد (1999). این تعریف شامل تعریف لوئیس از خلاقیت به عنوان “فعالیتی تخیلی است که به گونه ای تولید می شود که هم نتایج اصلی و هم ارزش داشته باشد” و “در همه زمینه های هوش انسانی امکان پذیر است”. این گزارش با استقبال زیادی روبرو شد و یک طرح آزمایشی مشارکت خلاقیت بین مدارس و متخصصان خلاق خارج از آن در سال 2002 ایجاد شد و در سال 2004 به طور گسترده تری مورد استفاده قرار گرفت.

در سال 1988 لوئیس با لیز سنت دیوید اسمیت (نیو هیوز) ازدواج کرد. او از او به همراه پسرش ، تام ، و پسر لوئیس ، دانیل ، از ازدواج اولش ، با لیلی پلوس ، که به طلاق ختم شد ، و چهار نوه جان سالم به در برد.

لوئیس مینکین ، تحلیلگر سیاسی ، متولد 25 ژوئن 1936 ؛ در 9 مارس 2021 درگذشت

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *