قلب های نقاشی شده با دست یا کاپیتان تام در برنز؟ یادبود افتادگان Covid-19 | مجسمه سازی

مaya Lin یک دانشجوی 21 ساله معماری در دانشگاه ییل بود که در سال 1981 ، فاقد تجربه حرفه ای ، یک پروژه کلاسی را به یک مسابقه طراحی برای یادبود جانبازان جنگ ویتنام در مرکز خرید در واشنگتن دی سی ارائه داد. طراحی برنده او ، تحت تأثیر مجسمه سازی مینیمالیستی و هنر خاکی صحنه هنری نیویورک در دهه 1960 و 1970 ، تحولی در چگونگی تصدیق جوامع و از بین بردن مردگان به وجود آورد.

دو سطح بزرگ منحنی از گرانیت سیاه براق و صیقلی ، مانند زخمی در زمین ، از زمین بیرون می آیند و در یک نقطه به هم می رسند. نام تمام 57000 جانباز مفقود شده یا کشته شده بر روی سنگ حک شده است. با این وجود یادبودها در سراسر جهان همچنان به کارهای لین احترام می گذارند ، این واکنش سریع بود و نبردی بین محافظه کاران و مدرنیست ها بوجود آمد. سیاستمداران این کار را نیهیلیستی تلقی می کنند ، “یک لکه سیاه شرم”. به عنوان یک مصالحه ، فردریک هارت ، مجسمه ساز سنتی ، مأموریت یافت مجسمه ای برنزی از سه سرباز ایجاد کند که در یک طرف یادبود لین قرار دارد.

برخلاف همه گیری آنفولانزا در سال 1918 ، که یادبودهای کمی در آن وجود داشت ، شوراهای محلی در انگلستان از قبل برنامه ریزی ، راه اندازی و پرتاب وزن خود را برای برنامه های مالی برای یادبودهای دائمی قربانیان Covid-19 آغاز کرده اند. و هر نشانه ای وجود دارد که نشان می دهد این طرح ها ، یکبار دیگر ، به شکل مجسمه های برنزی یا مجسمه ها یا فضاهای انتزاعی تر ، در می آیند. صدیق خان ، شهردار لندن ، یک باغ یادبود در استراتفورد با هر درخت برای هر بخش لندن افتتاح کرده است و پروژه های مشابه در بیرمنگام در حال بررسی است. کلیسای جامع سنت پل در حال جمع آوری کمک برای ساخت یک یادبود فیزیکی برای کسانی است که درگذشتند.

در همین حال ، شورای بردفورد از یک کمپین سرمایه گذاری گسترده برای یک مجسمه از کاپیتان سر تام مور پشتیبانی می کند ، و در بارنزلی این شورا یک مجسمه برنز قهرمانانه از کارگران اصلی را سفارش داده است. این نشان می دهد که ، باز هم ، انتخاب اصلی بین شکل گیری جشن و نوعی تجسم انتزاعی خواهد بود. چرا اینها به گزینه های اصلی در طراحی یادبود تبدیل شده اند؟

یادبودهای غیرتصویری در تلاش برای درک گسترده مقیاس مرگ در جنگ جهانی اول گسترده شد. دکتر نیکولا کلوئر ، مدرس دانشکده علوم انسانی دانشگاه برایتون می گوید: “به طور سنتی ، یک جنگ با تندیس یک ژنرال سوار بر یاد می شود.” “با رسیدن به جنگ جمعی ، همراه با این حس رو به رشد که زندگی و مرگ سربازان عادی باید به طور علنی مشخص شود ، نیاز به پیدا کردن زبان برای نشان دادن تعداد زیادی از سربازان وجود داشت. دشواری انجام این کار به صورت مجازی یکی از دلایل تغییر مسیر از شکل های مجازی به مجرد است. “

ستون بی پایان در Târgu Jiu ، رومانی.
یک مراقبه اجباری … ستون بی پایان در Târgu Jiu ، رومانی. عکس: نمای ویژه / عالمی

بنابراین ، در بیشتر موارد ، به جای ژنرال های برنز ، ما اسلب سنگی بزرگ ، لیست نامرغوب نام های حکاکی شده ، باغ های یادبود ، سازه های خالی باز برای در نظر گرفتن مقیاس از دست دادن ، و گاهی اوقات ، مجسمه مدرنیستی بسیار مهم داریم. ستون رادیکال بی پایان کنستانتین برنسوچی (1938) در Târgu Jiu ، رومانی ، بخشی از یادبود وی به یاد سربازان رومانیایی جنگ جهانی اول و مراقبه ای نیرومند در مورد بی نهایت ، یک ستون عظیم توتم مانند است که از لوزی های عظیم انباشته و موج دار تشکیل شده است. بنای بزرگ بنای یادبود Thiepval ادوین لوتینس برای گمشده سام (1932) ، یک سازه قوسی یادبود ، دیوارهای سنگی ضخیم با ضخامت ، آسیب پذیری را در کنار هم قرار داده و در دامنه تپه بلژیک قرار گرفته است. این انتزاع رو به رشد تا حدودی به دلیل تعداد زیادی از کشته شدگان جنگ ناشناس بود: مقبره هایی برای سربازان ناشناخته که در پاریس و لندن به وجود آمده و اهمیت جهانی تری پیدا کردند.

در همان زمان ، آسیب به روش های جدیدی درک می شد. فروید ، که استدلال مشهور کرده بود که رویاها تحقق آرزوها هستند ، در سال 1920 مضطرب شدن توسط بیمارانی که آرزو داشتند دوباره به میدان جنگ برگردند ، نوشت. او نظریه پردازی کرد ، آنها خواب جنگ را می دیدند ، زیرا آنچه آنها تجربه کرده بودند چنان ترسناک بود که قادر نبودند در بیداری درباره آن فکر کنند. از آنجا که آسیب دیدگی غیرقابل توصیف تلقی می شد ، یادبودها بیان مشکلات بیان را خود شروع کردند.

هولوکاست این حرکت را تسریع کرد. بسیاری احساس می کردند ، اگرچه این جنایات فراتر از قدرت زبان یا نمایش بصری بود ، اما جدیت آنها مستلزم نوعی شاهد مادی و ملموس بود. بنای یادبود راشل وایترد در جودن پلاتز ، وین ، شبیه یک سنگر بتونی است که در بیرون آن قفسه های کتابخانه معکوس شکل گرفته و خارهای کتابخانه رو به داخل است. بنای یادبود یهودیان مقتول اروپا (2005) در برلین ، كه توسط پیتر آیزنمن طراحی شده است ، شامل یك سایت شیب دار است كه در آن 2711 تخته بتنی از ارتفاعات مختلف در فواصل نامنظم قرار داده شده است. این آثار با درک ناتوانی کلمات یا تصاویر در اجرای عدالت نسبت به وقایع ، از ویژگیهای اساسی و آشکار بتن برای ایستادن و حضور در آن استفاده کردند.

همچنین با یادبودهای موقت آزمایش شد. بنای یادبود Esther Shalev-Gerz و Jochen Gerz علیه فاشیسم (1986) یک ستون سربی به طول 12 متر بود که در حومه هامبورگ برپا شده بود و هنرمندان بر اساس آن مردم را به تراشیدن نام خود ترغیب می کردند. با پر شدن قسمت پایین ستون از نوشته ها و خط نویسی های مردم – از جمله تعدادی کلمه سواستیک – ستون بین سالهای 1986 و 1993 به تدریج به داخل محفظه ای با اندازه متناظر در سطح زمین پایین آمد و سرانجام کاملاً از دید ناپدید شد. زیر پا باقی مانده و با یک پلاک روی زمین پوشانده شده است که اعلام می کند: “در پایان ، فقط خود ما هستیم که می توانیم علیه بی عدالتی قیام کنیم.”

همراه با طعم رو به رشد انتزاع این حس بود که یادبودهای دائمی با تکامل زمان ، پیچیدگی حافظه را پاک می کنند. کریستین بولتانسکی ، هنرمند فرانسوی ، هنگامی که در سال 1994 از او س aال شد که آیا یک یادبود هولوکاست ایجاد می کند ، اظهار داشت که “اگر کسی چنین یادبودی را بسازد ، باید هر روز آن را بازسازی کند”. روزنامه گاردین اخیراً در یک سرمقاله با تکرار این احساسات ، خواستار یادبودهای “ناپایدار ، ظریف و گذرا” برای قربانیان بیماری همه گیر Covid-19 شده است.

بنای یادبود قهرمانان گتو ، ورشو.
سبک بزرگ … بنای یادبود قهرمانان گتو ، ورشو. عکس: Czarek Sokołowski / AP

از یادگاری هایی که به دنبال بیان ابعاد غیر قابل گفتن و غیرقابل توصیف فقدان هستند ، به دلیل کوتاهی در به تصویر کشیدن وقایع واقعی با اصطلاحات کافی انتقاد شده است. بسیاری از بازماندگان هولوکاست ، مقاوم در برابر یادبودهای انتزاعی ، احساس نیاز کردند که واقعیت تجارب خود را تا حد ممکن واضح و دقیق منتقل کنند. اگرچه هنگام رونمایی از آن محبوب بود ، اما بنای یادبود ناتان راپوپورت برای قهرمانان گتو (1948) در ورشو ، که مبارزان مقاومت یهودی را به سبک عالی نشان می داد ، بعداً به دلیل واقع گرایی سوسیالیستی کاملاً مجازی مورد تحسین قرار گرفت. هنوز یادگاری های مجازی به نیاز به همدلی ، برای آرزوی یادآوری از قربانیان به عنوان افراد مجسم واقعی با عاملیت پاسخ می دهند.

گراهام ایبسن مجسمه ساز به سفارش شورای بارنزلی است. وی می گوید: “طرح من ، برای جامعه ، در مورد جامعه ، با در نظرگرفتن از جامعه قابل دسترسی است.” “این یک یادبود برای تأمل و امید است ، و به معنای واقعی کلمه مردم عادی را که کارهای خارق العاده ای انجام داده اند ، روی یک پایه قرار می دهد.”

رابرت آنتلمه ، نویسنده و مبارز مقاومت فرانسوی ، که در اواخر جنگ در چندین اردوگاه نازی ها زندانی شده بود ، نوشت که کلمه “غیرقابل تصور” ، که اغلب برای توصیف تجارب بازماندگان هولوکاست استفاده می شود ، “سپر” است – راهی آسان برای جلوگیری از مقابله با واقعیت جنایات. آسانتر است که چیزی غیرقابل تصور را فراخوانی کنید تا اینکه با چگونگی و علت وقوع آن کنار بیایید. یادبودهای انتزاعی که در ایده ماهیت غیرقابل بیان خطر ضرر حل می شود و به بی طرفی مبهم تبدیل می شود ، و ، با توجه به عدم موفقیت در همه گیری ، عدم آمادگی بود ، لازم است به یاد داشته باشید که وقایع را تا آنجا که ممکن است با جزئیات دقیق تر .

همچنین مسئله حساب كردن قدرت وجود دارد. پروفسور جیمز یانگ ، مدیر بنیانگذار م Instituteسسه هولوکاست ، نسل کشی ، می گوید: “آنچه در یادبودهای بعدی قربانیان Covid-19 به یادگار خواهد ماند ، تلفات وحشتناک و عظیم جانی و دلایل چنین تعداد زیادی خواهد بود.” و مطالعات حافظه در دانشگاه ماساچوست ، آمهرست ، “از جمله ، حداقل در مورد آمریکایی ، عدم موفقیت رهبری سیاسی در دوران دولت ترامپ در اقدام تهاجمی علیه شیوع همه گیر با همه ابزارهای علمی موجود. چه دولت ها بخواهند و چه نخواهند ، یادبودهای Covid-19 هم از دست دادن را به یاد می آورند و هم اینکه چه کسی مسئول عمده این ضرر بوده است ، لزوماً حافظه را به سمت عدالت و پاسخگویی خم می کند. “

یادبودهای نمادین نیز می توانند در این زمینه م beثر باشند: دهها هزار قلب نقاشی دستی با دیوار یادبود ملی کوید در امتداد ساحل جنوبی رودخانه تیمز لندن توسط اعضای خانواده داغدیده سازماندهی شد. گرچه بیانگر ابراز عشق است ، اما از آرزوی بازخواست از قدرت ناشی می شود. مت فاولر ، یکی از بنیانگذاران Covid-19 خانواده های داغدیده برای عدالت ، می گوید: “ما آن را در قلب پایتخت خود قرار داده ایم تا دولت هرگز از بین بردن داستان های شخصی در قلب همه این موارد غافل نشود.”

یک زن به دیوار یادبود ملی کوید در لندن یک قلب اضافه می کند.
“جوامع مختلف به روش های مختلف پاسخ خواهند داد” … دیوار یادبود ملی کوید در لندن. عکس: نیل هال / EPA

اختلافات بین طرفداران پیکرتراشی و انتزاع ممکن است منعکس کننده نوسانات جمعی احساس ، حداقل از جنگ جهانی اول ، پیرامون از دست دادن فاجعه بار باشد. بین تأکید بر دوام ویرانگر از دست دادن و تمایل به حفظ روابط شخصی با مردگان ، بین تمایل به حفظ واقعیت مادی افراد از دست رفته و آرزوی تأیید عدم وجود آنها تغییر می کنیم. کلور می گوید: “بحث در مورد هدف ، شکل و نحوه بازپرداخت یک یادبود می تواند از بسیاری جهات از خود یادبود مهمتر باشد.”

بعلاوه ، هیچ زبان زیبایی شناختی واحدی در هنر عمومی وجود ندارد که بتواند تجسم این تغییرات عاطفی باشد. یانگ می گوید: “تصور من این است که جوامع مختلف به طرق مختلف پاسخ خواهند داد.” “برخی با روشی معاصر برای باغ های یادبود ، به یاد آوردن زندگی با زندگی ، و برخی از جوامع انگیزه قابل درک برای بزرگداشت و جشن گرفتن در شکلات برنز اولین پاسخ دهندگان و کارکنان مراقبت های بهداشتی را که با فداکاری آنها به نجات جان مردم کمک می کنند ، در آغوش می کشند. من چشم انداز یادبود Covid-19 را به عنوان یک مسابقه با مبلغ صفر نمی دانم بلکه ترکیبی از انواع مختلف نیازهای یادبود است ، که منعکس کننده انواع زیبایی های محلی ، منطقه ای و ملی است. “

یانگ می افزاید: “من فکر می کنم قطبیت مجازی شکل خود را طی کرده است و با افزودن رسانه های جدید در هنرهای مینیمالیستی ، زمینی و منظره ، هنرهای آبی ، مجازی ، دیجیتالی ، نصب و هنرهای ماندگار ، جوامع در حال یافتن همه موارد هستند. انواع روشها برای گشودن فضاهایی در چشم انداز ، گالریها یا حوزه دیجیتال که در آن قربانیان Covid-19 می توانند با توجه به نیازهای جامعه خاص ، به خاطر سپرده شوند.

بنابراین شرم آور خواهد بود که اگر نگهبانان یادبودهای قربانیان بیماری همه گیر قدرت یادبودها – چه دائمی و چه موقتی ، انتزاعی یا مجازی – را از دست بدهند و احساسات متضاد را در اطراف از دست دادن تعمیق دهند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.