قدرت موجر فقط برای مستاجر بد نیست. به صاحبان خانه نیز آسیب می رساند | مسکن

“منفقط زیر 30 سال [voted]”، اوون هاترلی ، مورخ و فعال معماری ، با تأمل در نتایج انتخابات 2019 نوشت:” هیچ نماینده پارلمان محافظه کار در هیچ کجای انگلیس وجود نخواهد داشت. ” اما ، اگر فقط افراد بالای 70 سال رأی می دادند ، “به غیر از جنوب ولز ، مرسی ساید ، شهر منچستر و داخل لندن ، نمایندگان توری در هر حوزه انتخابیه حضور داشتند.” داستان سیاست انتخاباتی انگلیس در دهه گذشته با جایگزینی ظاهرا طبقه بر اساس سن به عنوان بهترین شاخص برای چگونگی رای مردم تعریف شده است.

چشمگیرترین توضیح در مورد دلیل شیب زیاد رأی دهندگان جوان است در سمت چپ (و رأی دهندگان مسن بسیار سخت به راست) سیستم مالکیت خانه ماست. مسکن ، به ویژه در جنوب پرجمعیت ، بسیار گران است و سهام مسکن اجتماعی انگلیس در کمترین حد 70 سال قرار دارد. همه زندگی ما نیز با میراث سیاست امضا محافظه کاران ، حق خرید شکل گرفته است.

از منظر “اجاره نسل” ، قیمت بالای مسکن به معنای از بین رفتن چشم انداز خرید هرگز خانه خود و اعتماد به اجاره در بخش خصوصی است که نسبت درآمد والدین آنها نسبت به آنچه که والدین آنها باید پرداخت کنند ، بیشتر است. تعجب آور نیست که آنها دائماً به نامزدهای چپ گرا رأی داده اند. در میان مستاجرهای خصوصی ، آرا Lab حزب کارگر از محافظه کاران از 11 درصد به 23 درصد حیرت انگیز بین سال های 2015 و 2017 رسیده است. اما در همان انتخابات رأی دهندگان مسنی که خانه های خود را داشتند ، محاسبه می کردند که چیز زیادی برای بدست آوردن ندارند. آنچه به نظر می رسید کارگران از طریق سیاست های مسکن اجتماعی بیشتر و حقوق بیشتر برای مستاجر ، کاهش قیمت مسکن بود: کاهش سرمایه و امنیت آنها در زمان بازنشستگی.

بنابراین ، ممکن است به نظر برسد که فاصله سنی سیاسی قابل حل نیست. اما لزوماً اینگونه نیست: در سال 2019 ، اگر طرفدارانش در درک و نشان دادن رای دهندگان روشن تر بودند ، حزب کارگر می توانست موفقیت بیشتری کسب کند که اگرچه مستاجر و صاحبخانه منافع متفاوتی دارند ، اما لزوما در مورد مستاجر چنین نیست. و صاحبان خانه.

مدتی است که این سیاست دولت است که منافع صاحبخانه های خصوصی را نسبت به سایر مالکان خانه امتیاز دهد. این روند از اواسط دهه 1990 آغاز شد ، زمانی که بانک ها وام های خرید مسکن را معرفی کردند که اعتبار خریداران را نسبت به درآمد اجاره از ملک ارزیابی می کند ، نه درآمد موجود آنها. مالی آسان به مالکان نسبت به خریداران بار اول مزیت داد.

موجرهای اجاره ای نیز از تخفیف مالیاتی بهره مند شده اند: تخفیف در بهره وام های رهنی و کمک هزینه فرسایش. تخفیف های مالیاتی در مقایسه با آنچه در گذشته بود کاهش یافته است ، اما تصویر کلی همان است. اگرچه 5/2 میلیون صاحبخانه انگلستان اقلیت کمی هستند ، اما بازار به نفع آنها بارگیری شده است ، آنها مسئول 18٪ از کل خرید املاک مسکونی تا پایان سال 2019 بودند.

حال بیایید وضعیت صاحبان خانه های مسن که صاحبخانه نیستند را در نظر بگیریم. صدها هزار نفر از آنها در 70 سالگی یا بیشتر ، مدتها پس از بازنشستگی پس انداز می کنند ، نه به این دلیل که می خواهند یک سبک زندگی عجیب و غریب داشته باشند بلکه به خاطر نسل هایی هستند که به دنبال آنها می آیند. اگر برنامه آنها کمک به فرزندانشان برای خرید خانه است ، افزایش قیمت خانه هیچ فایده ای ندارد – آنها آنها را ملزم به پس انداز بیشتر می کند ، زیرا برای تأمین ودیعه برای خانه اول فرزندان خود پول بیشتری لازم است.

برای این افراد ، هیچ وقت مزیت قیمت بالای خانه تحقق پیدا نمی کند (آنها قصد ندارند خانه خود را بفروشند) ، اما هزینه خانواده آنها بیش از حد واقعی است. اعضای جوانتر خانواده آنها را وادار می کند تا در خانه های تنگ زندگی کنند ، پول کمتری نسبت به آنچه که باید داشته باشند و روزهای خود را با کار در ساعت های طولانی سپری کنند تا دیگر فرصتی برای اقوام مسن خود نداشته باشند.

آنچه چپ باید انجام دهد این است که مردم متوجه شوند که مانع عدالت مسکن مالکیت منزل فردی نیست. مشکل مزیت تقریباً انحصاری متعلق به صاحبخانه هایی است که ده ها یا در بعضی موارد صدها خانه را احتکار کرده اند. قدرت آنها باید شکسته شود – نه فقط به خاطر مستاجر ، بلکه به خاطر صاحبان خانه های فردی که می خواهند نسل زیر خانه ای برای خود پیدا کنند.

راه حل هایی وجود دارد. ایده اجاره کنندگان بلند مدت در بازار خصوصی را برای ایجاد حق خرید خانه ای که در آن زندگی می کنند ، تصور کنید. سیاست به نظر می رسد از نظر صاحبان خانه های مسن چگونه است؟ اگر این کار متوجه خانه مجردی باشد که یک خانه دو طبقه را به دو نیم تقسیم کرده و یک طبقه از آن را اجاره کرده است ، بسیاری از صاحبان خانه این ایده را قابل اعتراض می دانند.

اما تصور کنید اگر هدف آن مالکان صاحب حداقل پنج ملک بوده باشد (در آن موقعیت صاحبخانه به اندازه کافی وجود دارد که بتواند تغییری ایجاد کند). وقتی کسی پنج خانه را احتکار می کند ، چرا نباید مجبور شود اجازه دهد دیگران شانس مالکیت خانه های خود را داشته باشند ، نه به دنبال سود ، بلکه به سادگی در آنجا زندگی کنند؟

سیاستمداران باید آنقدر شجاع باشند که بتوانند به رأی دهندگان توضیح دهند که احتکار املاک توسط مالکان تجاری نه تنها به جوان مستاجر بلکه به بسیاری از صاحبان خانه آسیب نمی رساند. یک حزب کارگر که بر این اساس اتحاد بین نسلی ایجاد می کند می تواند پاداش های جدی ببرد.

  • دیوید رنتون یک مبارز و وکالت است. کتاب او ، مشاغل و خانه ها: داستان های قانون در قفل توسط گروه اقدام حقوقی منتشر شده است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *