قبل از همه گیری ، فضای شخصی را پذیرفتم. حالا می خواهم دوستان را نزدیک نگه دارم | اِل هانت

پدوباره همه گیر ، من واقعاً تفاوت بین آغوش گرفتن از یک عزیز و خویشتنداری بدنی را تشخیص ندادم. عدم تمایل من به آغوش گرفتن توسط دوستان و خانواده کاملاً شناخته شده بود و بلافاصله برای هر کسی که تلاش می کرد بدیهی بود.

یک دوست پسر یک بار در مورد اولین قرار ملاقات ما گفت: “شما در حدی که یک شخص بتواند از شخص دیگری مقاومت کند ، در حالی که در تماس فیزیکی با او بودید ، ایستادید.”

بنابراین من یک وارونه برای فاصله اجتماعی دیدم: دیگر هیچ آغوش ماندگاری از غریبه های پرطرفدار نیست. فکر کردم پس از همه گیری ، ما بیشتر از فضای شخصی افراد آگاهی خواهیم داشت. به نظر می رسید که یک گام به جلو در مکالمه در مورد خودمختاری بدن ایجاد شده توسط #MeToo است. چرا باید مثل کاغذ راک دست دادن ترامپ را بغل کرد؟ چرا باید ملزم به آغوش کشیدن هر کسی باشم که باز باشد؟

اما در طول یک سال ، من احساس نزدیکی با افرادی که دوستشان داشتم ، خواستار ارتباط شدم. سپس ، در دسامبر ، به خانه خود به نیوزیلند بازگشتم. با بازگشت به حالت عادی تقریباً و بدون هیچ قانون فاصله اجتماعی ، مانند گرسنگی بر مغز زندگی افتادم و هر لحظه می توان آن را از بین برد. با دوستان ، حتی آشنایان ، من مانند اپرا وینفری بودم که با خوشرویی هدیه می دادم: شما در آغوش بگیر

دوستان قدیمی من از تحول شگفت زده شدند ، لمسی ترین افراد در میان آنها از هر فرصتی برای آغوش استفاده می کردند. احساس اضطراری خودم را احساس کردم ، نمی دانستم چه موقع یکدیگر را خواهیم دید. من آمدم تا از بوی شامپو ، وزن بازوهای دور گردنم لذت ببرم ، و آن چنان به هم تاب می خورم که انگار آخرین قطره های زمان را با هم بیرون می آورد.

من به تازگی به لندن بازگشتم و احساس عزم راسخ کردم که افرادی که برایشان مهم هستم را حتی در مواقعی که از هم دور هستیم نزدیک نگه دارم و در هنگام عشق و علاقه در کنار هم بودن آنها را در هیچ گونه شک و شبهه ای ترک نکنم. یا حداقل – رویکرد آنها را مسدود نکنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *