‘فیلم سازی؟ آن را ادامه دهید! “: کارگزار سابق سهام فرح نبولسی در مورد نامزدی اسکار خود | فیلم

Farah Nabulsi در خانه ای در غرب لندن بود که متوجه شد فیلم The Present برای بهترین فیلم کوتاه اکشن نامزد شده است. او پسران نوجوانش را متقاعد کرده بود که در خانه بمانند و اعلامیه را تماشا کنند. وقتی نام او را شنید ، روی میز پرید. بزرگترش طوری به او نگاه می کرد که گویی دیوانه شده است. او می فهمید که این مراسم واقعی است و او از دست داده است. “او مثل” چرا اینقدر خوشحال هستی؟ آنها شما را انتخاب نکردند. او لحظه را کشت. “

این فیلم اولین کارگردانی نبولسی است ، یک قطعه قدرتمند 20 دقیقه ای سینمای اومانیستی در مورد یک مرد فلسطینی ، یوسف (صالح باکری) ، که می خواهد همسرش را با یخچال به عنوان هدیه سالگرد شگفت زده کند. او دختر کوچک این زوج ، یاسمین (ماریام کنج) را برای خرید می برد. اما روز بزرگ بیرون رفتن آنها با دو برخورد با سربازان اسرائیلی در یک ایست بازرسی خراب می شود. یاسمین شاهد تحقیر پدرش است – او آستین خود را جمع می کند و به او یادآوری می کند زبان خود را گاز بگیرد ، و توهین سربازان را ببلعد. این مطالعه بی عدالتی است که – مانند بهترین شلوارک – سعی نمی کند بیش از حد در آن شلوغ شود.

در اواخر 30 سالگی ، او کار خود را پس از کار در سیتی به عنوان کارگزار سهام تغییر داد و سپس تجارت سرگرمی کودکان را آغاز کرد. در اوج رونق dotcom ، او تجارت بیوتکنولوژی و سهام اینترنت را در یک بانک سرمایه گذاری بوتیک و بعدا JP Morgan انجام داد. او با شانه خالی توضیح می دهد: “من همیشه مغز ریاضی داشته ام.” “من زیست شناسی و ریاضیات را دوست داشتم ، بنابراین در آن مسیر حرکت کردم. فکر کردم همان کاری است که می خواهم انجام دهم. من می خواستم یک زن مستقل و قوی باشم. “

Checkpoint trauma… تصویری از The Present.
Checkpoint trauma… تصویری از The Present. عکس: جزوه فیلم هنوز

بیشتر روزها او ساعت 6.30 صبح برای تماس صبح پشت میز می بود و غالباً غروب شب برای بازار آمریکا می ماند. ساعت ها طولانی بود اما او از مسافرت ، پول و بیشتر از همه یادگیری فناوری جدید لذت می برد. سپس هجوم آدرنالین وجود داشت. “من آن را دوست داشتم. طاقت فرسا بود اما من در آن مهارت داشتم. “

نبولسی به عنوان یک زن در بانکداری سنگین با تستوسترون اوضاع وحشتناکی را تجربه نکرد. او توضیح می دهد: “من هرگز احساس نمی کردم تا یک ساعت احمقانه بیرون بروم و بنوشم.” “و من واقعاً نمی توانم بگویم که در سطح بسیار عمیقی که من بدبختم بود ، بر من تأثیر گذاشت. … من می توانم یک سری داستان برای شما تعریف کنم ، اما ما به آنجا نمی رویم. “

AltC

“مردم از من در مورد بودن می پرسند زن سازنده فیلم ، و من مثل آن هستم ، “اگر در بانکی بوده اید و با نر این گونه سر و کار داشته اید ، گوش دهید: فیلم سازی؟ بیار من از پس آن برمی یام.'”

نبولسی در لندن از پدر و مادری فلسطینی متولد شد. پدرش ، فلسطینی متولد مصر ، برای تحصیل در مقطع دکترا در رشته مهندسی عمران به انگلستان آمد. مادرش از طریق کویت وارد شد که خانواده اش به دنبال جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1967 فلسطین را ترک کردند. “نبولسی می گوید:” من عصیان خود را از او می گیرم. ما در حال تماس تلفنی هستیم. در اتاق مطالعه اتاق او یک عکس روی دیوار یک شیر خمیده وجود دارد که توسط مادرش نقاشی شده است.

پدر و مادر او که بزرگ شدند ، سیاسی نبودند اما هرگز اجازه نمی دادند بچه ها ریشه های خود را فراموش کنند. “ما از نوع خانواده ای نبودیم که مثل آن باشد …” او صدایی آرام به خود می گیرد. “” … فقط تعلق داشتن. به کسی نگویید اهل کجا هستیم. ‘ این می تواند از روی ضربه رخ دهد. ” اما تعطیلات خانوادگی به فلسطین پس از انتفاضه اول در سال 1987 متوقف شد.

هفت سال پیش ، او برای اولین بار پس از 25 سال بازگشت. زندگی تغییر می کرد. او می گوید: “اولین سفر همه چیز بود” این در اسرائیل نیست. ” دستهایش از توصیف ناپذیری آن در هوا آویزان می شوند. “این در کرانه باختری است. و دیواری وجود دارد که خانواده ها را جدا می کند و مردم را از کارشان ، از سرزمین هایشان ، از مدارسشان جدا می کند. شما این شهرک های غیرقانونی را دارید که طبق قوانین بین المللی غیرقانونی است. “

او درباره سیستم پلاک جداگانه ، جاده های جداگانه و پلیس نظامی فلسطینی ها می گوید: “من با مادری نشسته ام که کودک 13 ساله او را نیمه شب توسط ارتش بردند. حتی نمی توانید شروع به درک آن کنید. من فکر کردم من فکر کردم من می خواهم فهمیده. اما وقتی می روید هیچ مقایسه ای وجود ندارد. “

او با آسیب دیدگی برگشت. “تقریباً به افسردگی نزدیک شد.” برای پردازش این تجربه ، او شروع به نوشتن ، اولین سه فیلمنامه فیلم کوتاه ، که تولید کرد. بعد از اینکه او کتاب “حال” را نوشت ، چند نفر به او پیشنهاد کارگردانی دادند. “من قطعاً احساس سندرم جعل خواهی کردم ، اما فکر کردم ، اگر روزی کارگردانی کنم ، این فیلم خواهد بود ، زیرا من می توانم آن را در ذهنم ببینم ، از بازیگری که نقش اصلی را دارد تا آنچه که دختر کوچک است پوشیده بود.”

وقتی یوسف در حالی که از محل کارش به خانه می رفت از یک ایست بازرسی اسرائیل عبور می کند یک صحنه حیرت انگیز در فیلم وجود دارد. این هرج و مرج است ، هزاران مرد در یک مترو باریک گرفتار شده اند. چند مرد صف را پشت سر می گذارند و به طرز نامناسبی از میله های فولادی بالا می روند. نبولسی و دو فیلمبردار صحنه را به سبک مستند در ایستگاه معروف بدنام 300 ، در بیت لحم ، در محاصره مردان فلسطینی که قصد کار داشتند ، ضبط کردند. آنها از اوایل 3 صبح به صف می رسند و عبور از آن در ساعت اوج ممکن است سه ساعت طول بکشد. من فرض کردم یوسف در حال عبور از یک مرز است. نابلسی من را درست می گوید. “نه! نه این همه در فلسطین است. مثل این است که من بگویم ، “شما می خواهید به مادرم بروید که در Shoreditch زندگی می کند؟” شما اینجا به فرانسه نمی روید. اما شما باید از طریق یک ایست بازرسی عبور کنید. به همان اندازه عجیب است.

شروع ناراضی… حال
شروع ناراضی… حال

“ایستادن در آنجا تحقیرآمیز و غیرانسانی است. این برای هیچ انسانی صحیح نیست. با حیوانات نباید اینگونه رفتار شود. این ایست بازرسی برای ایجاد حداکثر ناراحتی ساخته شده است. آن را احساس میکنی.”

چند ساعت اول حضور در کارگردانی او در صحنه فیلم بسیار بدبخت بود. شب قبل ، نابلسی از انتخاب خود برای بازیگری در نقش صاحب مغازه برق که یوسف یخچال خود را در آن خریداری می کند ناراضی است ، در آخرین لحظه اقدام به تغییر شکل کرد. او ساعت 11 شب دور سالن های بدنسازی زیپ کرد و سرانجام یک بدنساز برای این قسمت پیدا کرد. او با انجام این فیلم موافقت کرد اما صبح روز بعد از خواب غافل شد و با دو ساعت تاخیر حاضر شد. “اگر انصاف داشته باشم ، او مقیاس آن را درک نکرده بود. او فکر کرد که من در حال انجام یک ویدیوی YouTube یا چیز دیگری هستم. “

او عالی است: خرس عروسکی 16 سنگی یک مرد. نبولسی می گوید که او می خواسته نجابت و مهربانی مردم عادی را نشان دهد. “این در مورد از بین بردن کلیشه است که چگونه یک مرد تاریک و ریش دار در صفحه نمایش بزرگ ، به عنوان تروریست یا هر چیز دیگری به تصویر کشیده می شود. نه. این پسر دوست داشتنی همان چیزی است که بسیاری از عرب-فلسطینی های ریش دار دارند. “

از او می پرسم آیا افرادی در دنیای فیلم هستند که در مورد سابقه وی در بانکداری استنشاق کرده باشند؟ “این افکار به ذهن مردم خطور کرده است. من قطعاً چند نفر از فیلم ها را در ابتدا با من برخورد کرده اند که کمی فروتنانه رفتار می کنند. و این باید ریشه در این ایده داشته باشد ، او یک فیلم ساز خود خوانده است اما سالها این کار را نکرده و به مدرسه فیلم نرفته است. اما من پوستی ضخیم دارم. “

“مهم این است که به خودم ثابت کنم که می توانم این کار را انجام دهم. نظر دیگران برایم مهم نیست. و احتمالاً به همین دلیل است که من توانسته ام آنچه را که انجام داده ام انجام دهم ، زیرا واقعاً دید تونلی بوده است .. “

آیا او از اینکه سالها در کار بانکی بوده و زودتر وارد سینما نشده پشیمان است؟ “نه کاش از 20 سالگی شروع نمی کردم. تمام مجموعه مهارت ها و تجربیات و ضخیم بودن پوست و مهارت های سازمانی ، داشتن برخی سرمایه ها. و بچه دار شدن من فکر می کنم حضور در دنیای فیلم با کودکان بسیار خردسال بسیار سخت است. تمام آن آئین عبور مرا به این لحظه رساند. نمی خواهم زمان را معکوس کنم. من به جایی رسیده ام که قرار است باشم. من هیچ راه دیگری نخواهم داشت. “

The Present نامزد اسکار و بافت است. Baftas در 10-11 آوریل برگزار می شود. اسکارها در تاریخ 25 آوریل برگزار می شوند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *