فکر می کردم بیش از این که گناه کاتولیک خود را نسبت به همجنسگرایی خود جلب کنم شاید اشتباه کردم؟ | حقوق دگرباشان جنسی

Gذکاوت و شرم می تواند اعتیاد آور باشد. در برخی زمینه های مذهبی و سنتی ، حتی می توان از آن احترام گذاشت ، مورد احترام قرار گرفت – احساسی لازم که منیت انسان را مقهور می کند و فروتنی را در پای قدرت بسیار بالاتر حفظ می کند. اما همچنین می تواند بر روی شخصیت ، شخصیت و سلامت روانی ما لکه ای پاک نشدنی بگذارد که سالها پابرجا است ، به ویژه برای افرادی که در چنین محیط های محافظه کاری پرورش می یابند که گناه و شرم اندازه گیری ارزش شخصی ما است.

“هنگام نماز گریه کردن خوب است. اشک گناهان شما را می شوید ، “یک عمه – یک کاتولیک مارونی م devمن – یک بار در کودکی به من اشاره کرد. من این کلمات را گرفتم و آنها را نزدیک سینه نگه داشتم ، و برای سالهای زیادی در نوجوانی ، جمعه خوب لحظه توبه ، شیرجه رفتن در اعماق وجود خودم در جستجوی گناه بود. می نشستم ، در تاریکی ، در گوشه های ذهنم فرو می رفتم ، خاطرات سال قبل را برای جستجوی اعمال یا حوادثی که باعث گناه من شود ، به بندهای عاطفی می زند ، و هورمون استرس را که اشک می آورد فعال می کنم. در چشمان من خوب است

چه چیزی پیدا کردم؟ چه چیزی شایسته این خود-جن گیری آیینی و سالانه است؟ من عمیق شدم تا این که شرم جذابیت همجنسگرای در حال ظهور من با آبشار اشک به اوج خود رسید. تکرار می کنم ، “متاسفم” ، و موفقیت ، اشک های من گناهانم را می شست. خدا می دید من پر از توبه هستم.

متأسفانه تجربه نوجوانی من در بین جوانان LGBTQ + که در محیط محافظه کار پرورش یافته اند بسیار رایج است. جهان بینی ، ارزشهایی که ما در سنین جوانی به ما القا می شود ، ناگزیر به یک لحظه تایتانیک منجر می شود – سقوط به کوه یخ هنگامی که فهمید که موجود طبیعی ما در تضاد کامل با همه چیزهایی است که ما شناختیم. بعضی از ما راهی برای شنا پیدا می کنیم ، بعضی از ما غرق می شویم و دیگران زندگی زخم هایی را که در سالهای رشد بر ما وارد شده است می پیمایند.

“[Sexual orientation] جرمی شیلدز ، روانشناس بالینی در ملبورن با تجربه گسترده در کار با بیماران + LGBTQ ، می گوید مانند رفتاری نیست که شما فقط می توانید آن را متوقف کنید.

“اگر در طول رشد من پیام هایی را تجربه کنم که ذاتاً چیزی اشتباه ، گناهکارانه در من وجود دارد ، پس من باور می کنم که بخشی از من شرم آور است. از نظر روانشناختی ، ما آن را “شرم سمی” می نامیم. “

شیلدز اضافه می کند ، این شرم سمی “می تواند یک آسیب ، یک ضربه پیچیده را که ممکن است تا سال های بعد گسترش یابد ، برجای بگذارد”.

من دوست دارم فکر کنم که چمدان محافظه کارانه ام را ریخته ام ، من یکی از خوش شانس هایی بودم که موفق به شنا شدم – از طریق آموزش ، تجربیات زندگی ، روابط و تجسم دوباره جهان بینی من که فضای راحتی را بین معنویت و واقعیت زندگی من فراهم می کند تنوع جنسی یا شاید نه؟

زخم های گناه مسیحی – یا شرمساری LGBTQ + – در سال های رشد ممکن است کاملاً از بین نرود ، حتی اگر دین را رد کرده باشیم یا راهی برای صلح با جنسیت و هویت جنسی خود پیدا کرده باشیم.

شیلدز می گوید ، مغز ما به طور مداوم با محیط خود سازگار می شود ، این بدان معناست که مغزی که خود را آموزش داده تا به شدت مراقب تهدیدات باشد ، ممکن است مستعد رفتارهای خاصی باشد. بنابراین افراد LGBTQ + که برای تقسیم یا سرکوب هویت جنسی خود ، به ویژه در دوره نوجوانی ، انرژی قابل توجهی را برای تقسیم زندگی خود صرف کرده اند ، ممکن است این الگوهای رفتاری را تا بزرگسالی نیز نشان دهند.

باقیمانده ماندگار شرم LGBTQ می تواند “از طرق مختلف ، شناسایی بعضی از آنها بسیار آسان ، برخی ظریف” ، آشکار شود.

من کلمات Shields را در طی سالهای متمادی برای تکامل شخصی خودم به کار گرفتم و اعتماد به نفس خودم را در آزاد کردن خودم از شر شرم LGBTQ + ، به دلیل گناه مسیحی ، دوباره ارزیابی کردم. و ناگهان ، این درک از آن تجربه به عنوان یک ضربه ، و عواقب روانشناختی که می تواند بر الگوهای رفتاری داشته باشد ، عناصر ظریف رفتار خود من را روشن می کند.

من همین هفته ، در حالی که در سالن ورزشی بودم ، متوجه صحبت با مردان خالکوبی “blokey” (و به ظاهر دگرجنس گرایانه) شدم که به طور پیش فرض رفتاری کاملاً blokey تر داشتم. لهجه من تغییر کرد تا منعکس کننده لحن های شدید استرالیایی آنها باشد ، و زبان بدن من به تقلید از رفتارهایی قابل تشخیص است که به عنوان “مستقیم” شناخته می شوند – به عنوان “طبیعی”.

فقط بعد از این برخورد بود که خودم ارزیابی کردم. چه چیزی در مغز من وجود داشت که به طور خودکار از این حالت رفتاری جلوگیری کند؟

این توانایی برای تأکید بر هویت در برخی شرایط خاص یک مکانیسم مقابله ای متداول بود که در مطالعه مردان لهستانی همجنسگرا و گناه کاتولیک مشخص شد. این تحقیق نشان داد که این مردان در محیط هایی که به عنوان خصمانه تلقی می شوند ، مانند کلیسا و خانواده ، بر هویت جنسی خود تأکید نمی کنند ، در حالی که بر هویت مذهبی خود در محیط های LGBTQ + تأکید نمی کنند.

هسته اصلی این “مهارت” ، این باور اساسی است که وجود یک سطح شرم با هویت جنسی ما وجود دارد. من در ورزشگاه به طور غریزی رفتارهای آنچنانی داشتم ، زیرا این ترس وجود داشت که اگر آنها مرا به عنوان یک اقلیت جنسی ببینند ، با من جور دیگری رفتار شود و من را فرومایه یا خصمانه ببینند. این فقط یک نمونه از تعاملات پیش پا افتاده و اجتماعی است که ، تا حدی ، ممکن است توسط آسیب قبلی همجنسگرایی ، احساس گناه و شرم اطلاع داده شود. چگونه بر روابط ما تأثیر می گذارد؟ زندگی جنسی ما؟ دوستی های ما؟ روابط کاری ما؟ اعتماد به نفس و عزت نفس خودمان؟

شاید شرم LGBTQ + هرگز واقعاً ما را ترک نکند. و گرچه این تجربه در جامعه LGBTQ + اتفاق نظر ندارد ، اما در همه جا وجود دارد … برخی با اسکارهای آسیب زا شنا را یاد می گیرند ، دیگران غرق می شوند. این توضیح می دهد که چرا جوانان LGBTQ + پنج برابر بیشتر در طول زندگی خود اقدام به خودکشی می کنند و شش برابر بیشتر دچار افسردگی می شوند.

مراسم جمعه خوب من از خودباخته شدن سالها پیش به حالت استراحت درآمده بود ، اما شاید وقت آن رسیده است که آیین جدیدی ایجاد کنیم … آیینی که تفاوت های ما ، پیچیدگی ها ، نقص های ما را جشن بگیرد. همانطور که اواخر مشهور و همجنسگرا ، الیور ساکس ، متخصص مغز و اعصاب اظهار داشت: “این سرنوشت ژنتیکی و عصبی هر انسانی است که یک فرد منحصر به فرد باشد ، مسیر خود را پیدا کند ، زندگی خود را بگذراند ، و مرگ خود را بمیرد. “

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *