فوتوفوریسم و ​​زندگی جنسی مرجان – درون ذهن وحشی الن گالاگر | هنر

تیالن گالاگر در مورد نقاشی هایش یک سفر اسلالوم چند بعدی است: ما از زندگی اجتماعی تصاویر به زندگی جنسی مرجان ها و انتقال بردگان از طریق اقیانوس ها و قرن ها تغییر مسیر می دهیم. در حال حاضر آخرین کارهای او تمام شده اند و قبل از رفتن به موزه ها یا مجموعه های خصوصی ، در طبقه دیگر گالری برای یکدیگر آواز می خوانند.

فقط پنج نقاشی در گالری هاوزر و ویرث لندن به نمایش گذاشته شده است ، اما آنها دو سال “کار سخت و جسمی” و چندین دهه تفکر را در خود جای داده اند ، و افسانه ای کاملاً شخصی را به وجود آورده اند که وی از داستان های آفروفوتوریست ، زیست شناسی دریایی ، آهنگ تصادفی ایجاد کرده است. اشعار و مبارزات پیشینیان هنرمند او برای دادن جایگاهی مناسب به سیاه پوستان در جهان.

او می گوید: “زندگی اجتماعی نقاشی ها ، بسیار باورنکردنی است” ، از استودیوی خود در شهر روتردام هلند ، جایی که بیشتر از کارگردانی نصب از طریق پیوند ویدیویی لذت می برد. “این تکه زمان وجود دارد که آنها را مشاهده خواهد کرد. و من بسیار آگاه هستم که واقعاً این چیزی است که من به عنوان یک هنرمند می گیرم. آن لحظه است که آنها خارج از استودیو هستند و قبل از اینکه به دنیا بروند و این زندگی دیگر را داشته باشند ، همانطور که من می خواستم با هم وجود دارند. ” یک جنبه غم انگیز در همه اینها وجود دارد. “من همیشه به نویسندگان حسادت می کردم ، زیرا وقتی چیزی می نویسید ، برای همیشه متعلق به شماست ، در حالی که بعضی اوقات نقاشی ها می توانند برای مدت طولانی خصوصی شوند.” اما سپس او بازنگری می کند: “از نظر تاریخی ، نقاشی ها در واقع در فضاهای جادویی به وجود می آیند.”

پیش نویس ماهی های اکستاتیک (2020).  روغن ، برگ پالادیوم و کاغذ روی بوم.
پیش نویس ماهی های اکستاتیک (2020) توسط الن گالاگر. روغن ، برگ پالادیوم و کاغذ روی بوم. عکس: تونی نیتان / با مجوز از هنرمند و هاوزر و ویرث

ذهن گالاگر مانند هنر او با ارتباطات بین زمان و مکان شکسته می شود. جکی کی شاعر در آستانه نمایشگاه بزرگی از کار خود در تیت لیورپول در سال 2007 نوشت: “کارهای او مانند جاز روی بوم عظیم است”. او نقاشی های مختلفی را تکرار می کند ، و تکرار می کند. تروما در الگوها ، چرخه های مكرر ، ویروس ها ارائه می شود. ” با وجود تمام مصاحبه ما در مورد بزرگنمایی ، گالاگر به جستجوی یک قطعه هنری ، شواهد تاریخی برای اثبات یک نکته ادامه می دهد. صحبت در مورد فضاهای جادویی او را به یاد نقاشی Cezan در سال 1867 با عنوان The Negro Scipio می اندازد. این تصویر اکنون در شهر سائو پائولو برزیل است ، اما چگونه شناخته شده است که اولین مالک آن ، کلود مونه ، همکار امپرسیونیست سزان بوده است؟ “آنقدر برای مونه خاص بود که او آن را در اتاق خواب خود نگه داشت ، جایی که کارهای مورد علاقه خود را داشت. و سپس به برزیل ، جایی که برخی از دانشمندان از وجود آن آگاه نبوده اند ، سرانجام برسند؟ این یک کار مهم در مجموعه آنها است ، بنابراین در قدردانی ما از سزان بیشتر و بیشتر جلوه می کند. “

روکش مجدد یک مفهوم کلیدی برای هنرمند است ، که فراتر از محل فیزیکی یک نقاشی است تا آنچه که این نقاشی انجام می دهد و نحوه دریافت و پردازش اطلاعات. پشت برهنه The Negro Scipio جای زخم کلوئیدی کلوچه ای را به خاطر می آورد که از زمان مجموعه ای از نقاشی های کاملاً سیاه و بافتی که در سال 1998 برای نشان دادن روان پریشی روابط نژادی در تاریخ و جایگاه آن در چکیده غربی ساخته است ، یکی از ویژگی های کار او بوده است. هنر جای زخم در دو تصویر اخیر او به عنوان پیوندهای قهوه ای احشایی بین سرهای جداشده از زنان ظاهر می شود. سرها که در برگ های پرزرق و برق پالادیوم برداشته شده اند ، خود نمای جدیدی از مجسمه های نیش سنتی کنگو هستند. او می گوید ، اما در چنین زمانهای پر فراز و نشیبی مانند زمان ما ، سر و کله زدن همچنین منعکس کننده تغییراتی در نحوه نگاه ما به مسائل است. احساس می کنم: “ما در حال حاضر متفاوت می بینیم. مامان مامان

'الن گالاگر' نقاشی ها در واقع در فضاهای واقعاً جادویی به پایان می رسند
‘الن گالاگر’ نقاشی ها در واقع در فضاهای واقعاً جادویی به پایان می رسند عکس: فیلیپ وگلنسانگ ، حسن نیت ارائه می دهد HALAL

دو تا از نقاشی های جدید ، هر دو آبرنگ ، بخشی از یک مجموعه طولانی مدت است ، Watery Ecstatic ، که زیست شناسی دریایی را با اسطوره های Afrofuturist در سال 1997 با یک کنش فنی دیترویت ، Drexciya ، ترکیب کرده است. این یک آتلانتیس سیاه را تصور می کند که در آن فرزندان زنان باردار غرب آفریقا ساکن هستند که در گذرگاه های میانه پاساژ به آمریکا به دریا ریخته شدند. این نقاشی ها با اشکال حباب مانند که در بداهه پردازی خود گالاگر در افسانه ها ، نمادی از فرزندان آینده از دست رفته بابل این غلامان غرق شده است ، گاز می گیرند. آنها مانند چشم هستند و ما را تماشا می کنند.

اگرچه این نقاشی ها به تنهایی زیبا هستند ، اما حضوری که در تولید مثل نشان نمی دهد ، برای درک کامل آنها به نقوش تکرار شونده او نیاز دارید. در یکی ، دو هشت پا – یکی شناور و خوش خیم و دیگری به طرز ناخوشایند در کف اقیانوس پیچیده شده است – توسط آنچه من رشته های جلبک دریایی سبز می دانم از هم جدا می شوند. دارم میگردم ، اما آیا می بینم؟ خوب ، نه ، او با درایت می گوید. در واقع ، این همه چیز در مورد “سقوط نهنگ” است – لاشه های از هم پاشیده شده سسترها که با رانش به سمت بستر دریا ، به یک قسمت اساسی از تغذیه اقیانوس تبدیل می شوند. “وقتی یک نهنگ بالغ می میرد ، و از طریق ستون های آب حرکت می کند ، البته خورده می شود. و وقتی به منطقه پرتگاه می رسد ، منبع دیگری از زندگی ، زیست بوم خود می شود که باید برداشت شود. برای موجوداتی که در آنجا هستند و نور یا مواد مغذی زیادی دریافت نمی کنند ، لاشه نهنگ منبع اصلی مواد غذایی است. ” بنابراین آنچه که من در واقع به آن نگاه می کنم استخوان های نهنگ است. وی درباره نقاشی های سر پالادیوم می گوید: «آنچه که من در هنگام ساختن آنها به آن فکر می کردم تخم مرجان بود. بله ، زندگی جنسی مرجان. “

شیفتگی گالاگر به زیست شناسی دریایی پیش از زندگی وی به عنوان یک هنرمند است. وی متولد 1965 در پراویدنس ، رود آیلند ، از مادری کاتولیک ایرلندی و پدری متولد آمریکا در میراث کیپ وردان در غرب آفریقا بود ، وی پس از گذراندن یک ترم تحصیل و ترسیم حلزون های دریایی شبانه در یک مدرسه عظیم شکار ماهیگیری تجاری. اختاپوس های او به طور همزمان از هیولا در گوشه های ناشناخته نقشه های استعماری واقعی و نمادین به نظر می رسند.

شیفت بهشت ​​(2020).  ترکیبی روی بوم.
احساس می کنم ‘اکنون ما جور دیگری می بینیم’ ift Paradise Shift (2020). ترکیبی روی بوم. عکس: تونی ناتان / © الن گالاگر با مجوز از هنرمند و هاوزر و ویرث

وی روند کار خود را هم به عنوان scrimshaw (هنر قایقرانی ملوانان روی استخوانها و حرکات پستانداران دریایی) و هم به عنوان “مدرسه نقاشی مدل هواپیما” توصیف کرده است. این یک تجارت سنگین است که شامل جمع کردن ، جمع کردن و جمع کردن مواد بر روی پس زمینه امضا از کاغذ قلاب با خط آبی است. او برای جای دادن به مقیاس نقاشی ها ، یک سنگر را در کف استودیوی خود بریده است ، به طوری که او می تواند بوم های خود را از بالا و پایین حرکت دهد ، از هر دو طرف خرد کند و خراش دهد. “الن گالاگر رسمی وجود دارد ، همان طرفی است که من به شما نشان می دهم. و سپس این طرف دیگر وجود دارد که همه چیز بهم ریخته است. ” “و یک لحظه بسیار آزار دهنده در زندگی یک نقاشی وجود دارد که در واقع طرف بهتر است.”

در زمان های غیر کوید ، گالاگر زمان خود را بین بروکلین و روتردام ، جایی که زندگی می کند ، تقسیم می کند و گاهی کار می کند ، با عکاس هلندی ادگار کلیژن. او می گوید: “برای من سیاه ترین شهر اروپا است” – بندری که با وجود بازسازی کامل پس از جنگ جهانی دوم ، بار زیادی از تاریخ تجارت را حمل می کند. تعامل او با هلند تا هنر آن گسترش می یابد – ابتدایی های فلاندی با شیاطین خود ، “بیشتر از کاریکاتور فیزیکی شیطان یک مزاحمت بودند” و نقاشان کالاهای قرن هفدهم ، مانند آلبرت اکهوت ، که با سلطنت هلند سفر می کردند دادگاه در دهه 1630 به تصرف خود در برزیل با کشیدن مردم آن ، و گیاهان و جانوران آن است. “من اینها را نوعی نقشه برداری می دانم. برای ما ، آنها شواهد پزشکی قانونی از وجود مزارع هستند. “

در تفکر ، مواد و کل روش کار با چنین چیزهای سنگینی سر و کار دارد. آیا او هرگز وسوسه شده است که همه کارها را انجام دهد و کاری غیرعادی انجام دهد؟ وی پاسخ می دهد: “این بسیار خنده دار است.” “آیا می دانید وقتی در سال 1993 مدرسه بودم ، [the artist] کیکی اسمیت دقیقاً همان سوال را از من پرسید. و حالا ساعت 2021 است. و تو فقط این را دوباره از من پرسیدی؟ ” پاسخ او چه بود؟ او می گوید: “اوه ، من فقط خندیدم ،” من آن موقع خندیدم و الان هم می خندم. “

او اعتراف می کند که کارش واقعاً سنگین است. “من واقعاً مدتهاست که کار می کنم و احساس خوشبختی می کنم که در این سال ها با افراد باورنکردنی که از کار حمایت کرده اند گفتگو می کنم ، اما همچنین فکر می کنم کسانی هستند که می گویند این کار کاملا غیرعادی است. می دانید ، بالاخره این نقاشی است ، ها؟ ”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.