فقط کسی که واقعا از فوتبال متنفر است می تواند پشت یک سوپرلیگ اروپا باشد | فوتبال

پبه محض اینکه همه اینها متزلزل شد ، یک بار یا اینکه تهدید قریب الوقوع جدایی سوپرلیگ اروپا از بین برود ، فوتبال وقت کافی برای تأمل پیدا خواهد کرد. چگونه به این مرحله رسیدیم. چگونه باشگاه های نخبه بازی موفق به ساخت سناریویی شدند که در آن تصور خصمانه احساس اجتناب ناپذیر ، حتی غیر قابل مقاومت شود. چگونه محبوب ترین ورزش جهان توانست این همه قدرت و ثروت و نفوذ خود را به افرادی تحقیر کند.

زیرا اشتباه نکنید: این ایده ای است که فقط می تواند توسط کسی ابداع شود که واقعاً از فوتبال تا استخوانش متنفر است. چه کسی آنقدر از فوتبال متنفر است که می خواهد آن را هرس ، روده ، تکه تکه کند ، از بازی پایه تا جام جهانی. چه کسی ایده اصلی ورزش رقابتی را توهین آمیز می داند ، یک حواس پرتی ناسالم از هدف اصلی ، که به نوعی همیشه هدف اصلی سرمایه داری بوده است. بدون کنترل و بدون تردید ، سرمایه هرگز صرفاً به صندلی پشت میز اکتفا نکرده است ، بلکه به طور قطع قدرت وضع قوانین خود را طلب می کند. این ، تا حد زیادی ، همان چیزی است که به نظر می رسد در اینجا اتفاق افتاده است.

روز یکشنبه بعد از ظهر به نظر می رسید که 12 باشگاه پشت جدایی جمع شده اند: سه باشگاه از ایتالیا ، سه باشگاه از اسپانیا و شش باشگاه از انگلیس. یک حس تند زمان نیز وجود داشت: درست زمانی که آرسنال (نخبگان اروپا) در خانه برابر فولام (نخبگان غیراروپایی) به تساوی یک بر یک رسید ، درست زمانی که یوونتوس مورد ضرب و شتم قرار گرفت (و در جدول سری A پیشی گرفت) ) توسط آتالانتا ، درست زمانی که زنان لیون در برابر پاری سن ژرمن تسلیم می شدند: اولین شکست آنها در لیگ قهرمانان در چهار سال گذشته و اولین نشانه آشفته ای که دوران طلایی آنها در آستانه راهپیمایی ابر کلوپ های جهانی است.

بنابراین ، در قلب این حرکت ، احساس ناپسندی برای نقطه اصلی ورزش وجود دارد: نبرد ملت ها و فرهنگ ها ، شهرها و مناطق ، ایده ها و سیستم ها ، یک اکوسیستم با بالا و میانه و پایین ، چیزی که شما بروید بیرون و بازی کنید و همچنین بنشینید و هزینه کنید. شاید این مدتهاست که یک ایده نا مد در اواخر بازی است. اما در بیان قصد آنها برای ایجاد یک رقابت بسته – یا یک رقابت کاملاً بسته ، که در واقع تقریباً همان چیز است – بزرگترین
باشگاه ها چشم انداز خود را برای آینده فوتبال ترسیم کرده اند: یک برنامه تلویزیونی 12 ماهه واقعیت که هدف اصلی آن ایجاد یک جریان بی وقفه از محتوا ، محتوای حیاتی و صحبت است.

کمبود خطری که بسیاری از منتقدان به عنوان یکی از مهمترین اشکالات یک سوپرلیگ تشخیص داده اند ، در حقیقت کل موضوع است: یک تنش دائماً حالت پایدار که در آن هیچ چیز واقعاً مهم نیست و همه چیز مهم است. لیورپول – رئال مادرید را از دست داده اید؟ مهم نیست ، آنها فردا شب و سپس سه شب بعد از آن دوباره بازی می کنند: فوتبال به عنوان جریان مورد تقاضا ، فوتبال به عنوان کالای مصرفی غیر مسخره ، فوتبالی که به راحتی یک شکاف تحویل Ocado در زندگی شما جای می گیرد.

در آن زمان ، ارزش دارد که به یک حقیقت ناخوشایند اشاره کنیم: این همان چیزی است که بسیاری از مردم در واقع می خواهند. شاید شما یا دارندگان بلیط فصلی سرسخت یا اولتراهای Curva Sud نباشید ، اما مطمئناً میلیون ها نفر در سراسر جهان بدون وابستگی تاریخی خاصی به بازی ، و ایده جدا نگه داشتن تیم های نخبه به خاطر سنت برای آنها انحرافی مانند قفسه بندی فیلم Godzilla vs Kong بر این اساس که آنها هنوز هم باید ابتدا با همه هیولاهای کوچکتر روبرو شوند.

و با این حال ، حتی در این اواخر مرحله چشمگیر ، به نظر می رسد درباره این موضوع اندک اندکی اندیشیده شده است. آیا فیفا خط خود را در برابر یک لیگ جداشده حفظ خواهد کرد ، حتی اگر جام جهانی محبوب خود را به یک المپیک با شکوه تبدیل کند؟ آیا بازیکنان موافقت می کنند که شغل بین المللی خود را به زور تمام کنند و اگر چنین نیست آیا به هر حال می توان آنها را به صورت قراردادی مجبور کرد؟ آیا مسابقه جدیدی در اختیار مخاطبان گسترده تلویزیون قرار خواهد گرفت و اگر چنین نباشد واکنش اسپانسرها چگونه است؟ و چرا تاتنهام در زمین ثبت نام کرده است که باید بداند این بهترین شانس خود است
در واقع برنده چیزی؟

بدون شک روزهای آینده وضوح و همچنین سردرگمی بیشتری به همراه خواهد داشت. مقاومت به اشکال مختلفی درخواهد آمد: اعتراض ، تحریم ، تلفن رادیویی با اصطلاحات شدید ، سرزنش اجتناب ناپذیر کمیته فرعی بی دندان مجلس. در این میان ، شایان ذکر است که چرا بزرگترین باشگاههای اروپا اکنون تصمیم به رفتن دارند. بارسلونا 1 میلیارد پوند بدهی دارد و با یکی از بزرگترین بحران های مالی تاریخ خود روبرو است. رئال مادرید تابستان گذشته قادر به تهیه یک خرید بزرگ نبود. یوونتوس
باید تا پایان ماه ژوئن حدود 100 میلیون پوند پیدا کنند. صاحبان اینترناسیونال
در فوریه به دنبال بودجه اضطراری بود.

این ها پردرآمدترین باشگاه ها در پردرآمدترین ورزش در جهان هستند: تیزبین ترین ذهن ها ، باهوش ترین بچه های اتاق. آیا واقعاً باید اعتقاد داشته باشیم که این مغزهای کهکشان زمانی می توانند با هم همکاری کنند تا یک لیگ جداشده را سازماندهی کنند که به سختی بتوانند سقفی را روی سر خود نگه دارند؟ شاید ، با وجود همه دل درد و آشفتگی ، این نتیجه منطقی باشد: شما سالهاست که تهدید می کنید که آن را به تنهایی ادامه خواهید داد. خوب ، بچه ها: موفق باشید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *