فقط نائومی اوزاکا نیست – هیچ کس واقعاً مصاحبه های بعد از بازی را دوست ندارد | آدریان شیلی

مندر نتیجه پیامدهای نائومی اوزاکا در مسابقه آزاد فرانسه ، به نظر می رسید که همه با دیگران فرار می کنند. من متنی از تهیه کننده تلویزیون گرفتم. “لول انتقاد پیرس مورگان از این بازیکن تنیس که نمی خواهد در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کند ، غنی است ، زیرا 99 درصد مجری های تلویزیونی که من همیشه با آنها کار کرده ام (معمولاً مرد ، از جمله شما) اگر جرات گفتن آنها را داشته باشید ، در دادرسی شرکت نمی کنند و مانند نوزادان گریه می کنند نمایش خوبی نداشت مجری مرد تلویزیون شکننده ترین نفس در تمام نمایش ها است. ” و این از یک دوست نزدیک است ، لطفا توجه داشته باشید. تصور کن چه چیزی از دشمنانم می گیرم.

او یک نکته منصفانه را بیان می کند. یک توضیح ، یک نشست بعد از نمایش برای تبادل نظر کامل و صریح ، ایده خوبی است. شما نگاه می کنید چه چیزی به خوبی پیش رفته است ، چه چیزی نگذشته است و چه چیزهایی می توانند برای دفعه بعدی یاد بگیرند. مشکل این است که ، بلافاصله پس از هوا خاموش ، قهرمانان و خبیثان ساعت به ندرت در مکان احساسی مناسب برای تأمل سازنده قرار می گیرند. این اغلب می تواند تبدیل به عیاشی از خودپسندی پنهانی یا بیشتر اوقات ، یک تمرین در پوشش الاغ شود. سرزنش هر اشتباهی که مرتکب شود تقسیم می شود و در فضای اتاق منتقل می شود و همه سعی می کنند با متوقف شدن موسیقی آن را نگه ندارند. و ، بله ، باید اعتراف کنم که من اغلب در درون خود مانند نوزاد گریه کرده ام وقتی کسی جرات می کند بگوید ، یا حتی فقط صمیمی بگوید که من نمایش خوبی نداشته ام.

من یک دقیقه نیستم که هیچ یک از اینها را با یک کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی مقایسه کنم. جدا از هر چیز دیگری ، بدیهی است که یک خلاصه تلویزیونی پخش نمی شود. فقط تعداد انگشت شماری از مردم به آن محرم هستند. گرچه می تواند وحشتناک باشد ، اما در مقایسه با اینکه فقط یک مسابقه را از دست داده اید و پس از آن ، مستقیم از دادگاه ، مجبور شوید خود را به دلیل ماهیت کاستی های خود به نفع مخاطبان جهانی ، تحت یک استیضاح عمومی قرار دهید ، هیچ چیز نیست.

هر کاری که برای گذران زندگی خود انجام می دهید ، یا هر کاری که در خارج از کار انجام می دهید ، بدون شک در زندگی خود برخوردها یا اتفاقات کلیدی خواهید داشت – با همکاران ، دوستان ، خانواده یا هر کس – که در طی آن موارد مهم در یک بازی پرتنش اتفاق می افتد. حالا تصور کنید ، بلافاصله بعد از یکی از این درام ها ، وارد اتاقی پر از افرادی می شوید که در مورد آن برای پخش در سراسر جهان س questionsال می کنند. برای اکثر ما غیر قابل تصور است. بله ، من می دانم که به ورزشکاران یک نعنا پرداخت می شود ، به همان اندازه که رسانه به آنها احتیاج دارد به رسانه ها احتیاج دارند و غیره ، اما من هیچ یک از آنها را به دلیل انزجار از مصاحبه های بعد از بازی سرزنش نمی کنم. بعداً صحبت کنید ، بعد از اینکه نمونه ادرار خود را تولید کردید و ذهن و بدن خود را فرو نشاندید. اما نه در آنجا و در حالی که نبض شما هنوز در حال شتاب است و شما در مورد چیز دیگری مطمئن نیستید جز اینکه خوشحال هستید ، یا کاملاً هک شده اید.

در ورزشهای انفرادی مانند تنیس ، این امر باید خصوصاً دشوار باشد. در یک ورزش گروهی مانند فوتبال ، اگر فقط به معنای ضمنی باشد ، می توانید سرزنش – یا اعتبار – را به گردن دیگران بیندازید. مهمتر از همه ، می توانید کمی بدشانسی را خراب کنید. در تنیس ، شانس به سختی به آن می رسد. همش تقصیرتوست. فقط تو. با تشکر از Hawk-Eye شما حتی نمی توانید یک قاضی خط را مقصر بدانید.

کنایه در اینجا این است که این چیزها ، و همچنین بی رحمانه ، به طرز وحشیانه ای خسته کننده هستند – کاملاً بی معنی و بدون محتوا. وقتی تقریباً کلمه به کلمه از آنچه قرار است گفته شود می دانید ، آنها می توانند چه هدفی را دنبال کنند؟ آن را امتحان کنید: پس از مسابقه بعدی فوتبال که تماشا می کنید ، آنچه را که فکر می کنید مدیران و بازیکنان برنده و باخت خواهند نوشت ، بنویسید. من قول می دهم ، شما دور نخواهید بود.

این همه برای کیست؟ بازیکنان دوست ندارند مصاحبه های بعد از بازی را انجام دهند. من به عنوان یک هوادار علاقه کمی به آنها دارم و حتی مطمئن نیستم که روزنامه نگاران خیلی از آنها لذت ببرند. بله ، باید فضا پر شود ، اما در کل این انبوه یک تنیسور شبیه مردان طاسی است که بر سر یک شانه می جنگند. مصاحبه های لحظه ای می توانند به طور کامل ممنوع شوند و هیچ کس اهمیتی برای آنها نخواهد داشت.

به هر حال ، بابت خواندن این کلمات متشکرم. من فقط تصور می کنم که چقدر وحشتناک خواهد بود اگر اکنون مجبور باشم توسط گروهی از روزنامه نگاران در یک تالار گفتگو که برای تماشای هرکسی در دنیا پخش می شود ، در مورد آنها س questionال کنم. نه ممنون.

آدریان چایلز ، ستون نویس روزنامه گاردین است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.