فاجعه در حالیکه افغانستان و امریکا و انگلیس برای خروج تلاش می کنند افغانستان را ساقط می کند | سایمون تیسدال

معقب نشینی های منحصر به فرد از افغانستان مسئله ساز است ، همانطور که انگلیس (1842) و ارتش سرخ (1989) متوجه هزینه خود شدند. در صخره های گردنه خیبر یادبودها و لوح های تقدیر شده برای نیروهای خارجی در حال خروج یا شکست خورده وجود دارد. عقب نشینی افغانستان در سال 2021 کمتر پررنگ است – ایالات متحده هنوز زیر آتش عقب نشینی نمی کند. اما با این وجود راهپیمایی به سمت خروج به یک دوی سرعت بی آبرو تبدیل شده است.

اکثر آمریکایی ها از این پایان سریع یک جنگ غیرمردمی استقبال می کنند. با این حال این فاجعه ای را برای افغان هایی که امید و آینده کشورشان را به پشتیبانی غرب در مبارزه با طالبان و تروریسم اسلام گرایانه متعهد بودند و وعده های ملت سازی توسط جورج دبلیو بوش و دیگران را باور داشتند ، بیان می کند.

در حال حاضر نبردها مانند آتش سوزی از منطقه ای به منطقه دیگر گسترش می یابد. هیچ توافق صلح ، هیچ تقسیم قدرت ، آتش بس درون افغانی و ترس روزافزون از آتش سوزی در سرتاسر کشور وجود ندارد – و هنوز هم آمریکایی ها در حال ترک هستند.

دو پرسش اجتناب ناپذیر است: پس از صرف این همه خون و گنج ، واردات پایدار به چه نتیجه رسیده است؟ و چه اتفاقی روی زمین خواهد افتاد؟

هنگامی که جو بایدن ، رئیس جمهور آمریكا ، مهلت عقب نشینی خود را برای 11 سپتامبر تعیین كرد ، دقیقاً 20 سال پس از حملات القاعده كه باعث دخالت آمریكا شد ، پنتاگون تصمیم گرفت كه در اسرع وقت از آنجا خارج شود. انگلیس و دیگر متحدان ناتو نیز از این الگو پیروی می کنند. اکنون انتظار می رود که تمام نیروهای خارجی به علاوه 17000 پیمانکار آمریکایی تا اواسط ژوئیه از بین بروند.

چشم انداز اکثریت قریب به اتفاق افغان هایی که از عقاید افراطی مذهبی و دگم های زن ستیز فئودالی حمایت نمی کنند ، به سادگی ترسناک است. تلفات غیرنظامیان در ماه ژانویه تا مارس 29 درصد افزایش یافته است ، در مقایسه با سال 2020. ارقام دولت در ماه مه 4،375 مرگ مربوط به تروریسم را ثبت کرده است ، در حالی که در 1645 مورد

آوریل در میان قربانیان غیرنظامی ماه گذشته 50 دختر دانش آموز از یک محله شیعه هزاره در کابل بودند که به عمد هدف شبه نظامیان سنی قرار گرفتند. کارگران کمک ، واکسیناسیون فلج اطفال و روزنامه نگاران ، به ویژه زنان ، نیز مشخص شده اند. دستور کار نفرت تروریست ها فقط خیلی روشن است.

ارتش ملی افغانستان آموزش دیده در غرب مبارزه می کند. گزارش شده است که 26 پایگاه با کمبود مهمات و تجهیزات ماه گذشته تسلیم طالبان شدند. هفته گذشته یک کماندوی نیروهای نخبه ویژه در استان فاریاب از بین رفت. با ذوب شدن پشتیبان فنی و لجستیکی خارجی ، یک مزیت بزرگ ANA – نیروی هوایی – در حال تبخیر است.

کل استانها ، مانند ارزگان ، و مراکز استانی مانند قندهار و لشکرگاه هیرمند ، که نیروهای انگلیسی برای آنها جنگیدند ، بیش از حد خطرناک است. بر اساس ارزیابی های مبهم سیا و اطلاعات نظامی ، حتی خود کابل نیز ممکن است برای مدت طولانی ایمن نباشد.

پيشنهادات مبني بر اينكه آمريكا در آينده هواپيماهاي جنگي و هواپيماهاي بدون سرنشين مسلح را از كشورهاي همسايه براي حمايت از نيروهاي زميني افغانستان ارسال خواهد كرد ، هفته گذشته رد شد. ژنرال فرانک مک کنزی ، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده هشدار داد که حتی اگر کابل در آستانه سقوط باشد ، هرگونه حمله هوایی پس از عقب نشینی به مقابله با توطئه های تروریستی که “میهن” ایالات متحده را تهدید می کند محدود می شود.

چنین مهار غیرمعمول نشان دهنده عدم توانایی پنتاگون در یافتن پایگاه های جایگزین در فاصله قابل توجه معقول است. پاکستان ، که به طور پنهانی از طالبان پشتیبانی می کند و در سال 2011 با ایالات متحده درگیر شد ، نمی خواهد آمریکایی ها برگردند.

قرقیزستان و ازبکستان که قبلاً میزبان سربازان و جاسوسان آمریکایی بودند بعید به نظر می رسد که این کار را تکرار کنند – به دلیل ترس از توهین به روسیه. بحث ایران نیست.

فقدان یک برنامه امنیتی معتبر پس از خروج با عدم وجود یک مسیر سیاسی توافق شده در آینده مطابقت دارد. گفتگوها در دوحه بین طالبان و دولت افغانستان ، اشرف غنی ، رئیس جمهور ، دستاورد چندانی نداشته است. خواسته های رهبران طالبان برای تضمین حقوق شهروندی و تحصیل دختران برآورده نشده است.

اصرار آمریكا مبنی بر امتناع طالبان از پناهگاه امن القاعده و تکرار افغانستان توسط دولت اسلامی نیز نادیده گرفته شده است. برعکس ، مقامات ارشد افغانستان می گویند ، این گروه های سنی با هم همکاری می کنند. هدف طالبان؟ پیروزی کامل.

ترس سیا از این که افغانستان بتواند دوباره به یک مرکز ترور منطقه ای تبدیل شود ، چین و هند مشترک هستند. پکن سرمایه گذاری و واکسن هایی را پیشنهاد داده است ، و به دنبال حلقه دیگری در کمربند و طرح اصلی شاهنشاهی خود است. کابوس چین این است که جهادگران مستقر در افغانستان با مسلمانان اویغور مورد آزار و اذیت در سین کیانگ متحد خواهند شد.

تکه تکه شدن هر چه بیشتر به چشم می خورد. گروه های قومی که ائتلاف شمال را در جنگ داخلی 1990 تشکیل می دهند ، مخالف تصرف تازه طالبان هستند. احمد مسعود ، پسر شیر پنجشیر ، احمد شاه مسعود ، که دو روز قبل از حملات 11 سپتامبر توسط طالبان ترور شد ، می گوید که مجاهدین آماده جنگ هستند.

افزایش خشونت در افغانستان می تواند منطقه را بی ثبات کند ، گرسنگی و آوارگی را به مشکلات موجود کوید ، خشکسالی و تغییرات آب و هوایی بیفزاید ، موج جدیدی برای پناهندگان ایجاد کند ، تلاش برای حقوق برابر و عدالت برای جنایات جنگی را نابود کند و به فداکاری های سربازان غربی و افغان خیانت کند. . با این حال اکنون این یک چشم انداز کاملاً واقعی است.

سیاستمداران غربی ، از جمله در انگلیس (که در حال بازگرداندن کمکها و همچنین نیروها است) ، چشمان خود را محافظت می کنند. آنها نمی خواهند ببینند چه رسد به بحث و گفتگو ، چه اتفاقی می افتد. هفته گذشته ناتو قول آموزش و تأمین بودجه نیروهای امنیتی آینده را داد و گفت که “با افغانستان ادامه خواهد داد”. عقب بایستید ، بیشتر شبیه

فاجعه مردم افغانستان را گرفتار می کند. ناتو ادعا می کند “فصل جدید” در حال آغاز است. این درست است ، اما این باعث ترس است ، نه غرور. ایالات متحده و شرکا از نظر پیشرفت دائمی دستاورد کمی داشته اند و حتی آن میراث ناچیز هم اکنون تهدید شده است. رابرت گیتس ، وزیر دفاع در زمان بوش و باراک اوباما ، التماس می کند: “بدون شک نیروهای نظامی آمریكا اوضاع وخیم تر می شوند … ما نمی توانیم پشت كنیم.” اما صدای او تنهاست.

چه باید کرد؟ من بیش از 30 سال است که در مورد افغانستان می نویسم. من از کشور گزارش داده ام و شخصاً شاهد فقر و درد آن بوده ام. من جوابش رو نمیدونم که می کند؟ اما بیرون رفتن از خانه ، صرف نظر از عواقب ، مطمئناً اینگونه نیست.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *