غذای خانوادگی فراتر از تهیه هر وعده غذایی ، شادی و خاطرات را در خود ساطع می کند | آلیسون رورک

ایوعده های غذایی مورد علاقه بچه های من “پای ماهی” سنتی خانواده ما است. این یک غذای ساده از ماهی تن ، کرفس ، پیاز ، تخم مرغ آب پز شده در یک سس بشاملل ، و با یک گوشت کباب شده سیب زمینی است. بهتر است گرم و بدون اجاق گاز و لمس سس گوجه فرنگی گرم باشد.

بچه های من آن را در تمام زندگی خود خورده اند ، که اغلب به عنوان هدیه یکشنبه شب توسط یکی از مادربزرگ ها و مادربزرگ هایشان ساخته شده است.

این باعث شادی می شود ، اما نه تنها به دلیل خوش طعم بودن. اخیراً دخترم حال ناخوشایندی داشت ، بنابراین پدر هشت ساله من یک پای بزرگ را شلاق زد. با شکوفایی اضافی ، او سیب زمینی له شده را در یک غذاساز پوره کرد تا کاملاً یکدست شود.

با عشق درست و خورده شد.

مانند بسیاری از خانواده ها ، غذا یکی از موضوعات مهم ارتباط بین ما بوده است: اجتماع سنتی یکشنبه شب. یک وعده غذایی برای جشن گرفتن یک موقعیت خاص یک پیک نیک ساده در کنار ساحل.

وقتی حدود 20 سال داشتم ، برای اداره یک کلبه اسکی در Portes du Soleil ، منطقه اسکی گسترده ای که در مرزهای فرانسه و سوئیس قرار دارد ، اقدام کردم. این به معنای پختن یک وعده غذایی سه وعده ای هر شب با استاندارد بالا برای دوازده مهمان و همچنین پختن صبحانه و اسکی گرفتن آنها بود.

صبحانه و اسکی که می توانم انجام دهم. یک وعده غذایی سه وعده ای قرار است کشش داشته باشد.

اما مادر من گفت که او به من خواهد آموخت. بنابراین ما به سوپرمارکت محلی خود در غرب لندن که من در آن زندگی می کردم رفتیم و مواد لازم را برای هفت وعده سه وعده ای خریداری کردم ، که می توانم هر هفته در کلبه خانه چرخش کنم (و دعا کنیم که هیچ مهمان برای دو هفته نماند).

این نیز یک هدیه در بیش از یک سطح بود. مادر نه تنها به من گفت که چه چیزی بخرم (و چگونه آن را به زبان فرانسه بگویم) بلکه من مطمئن هستم که او نیز پول پرداخت کرده است. متاسفم مادر

آلیسون رورک و مادرش روزالیند ، در سال 1993 با هم اسکلت Vallée Blanche را در فرانسه رفتند.
آلیسون رورک و مادرش روزالیند ، در سال 1993 با هم اسکی والنی بلانچ را در فرانسه انجام دادند. عکس: آلیسون رورک / آلیسون رورک / گاردین

او علاقه زیادی به انواع آشپزی داشت: از جمله فرانسه ، چینی ، ایتالیایی. من هرگز به یاد نمی آورم که وقتی کودک بودم هفته ای دو بار یک وعده غذایی یکسان درست می کرد. یکی از کلاسیک های همیشه او Chicken Cacciatore ، یک کلاسیک ایتالیایی پخته و آرام با سس روستایی گوجه فرنگی ، فلفل دلمه ای ، سیر ، قارچ ، رزماری و تزیین جعفری بود.

وقتی او یک دهه پیش خیلی ناگهانی درگذشت ، من و خواهرم سر و کله زدیم تا به پدرمان برویم ، که از قضا ، در تعطیلات اسکی با او بود. آنها تعدادی وعده غذایی را به لژ اسکی برده بودند و در آن شب ما آخرین مرغ کاکیاتوری را که تهیه کرده بود خوردیم. فکر نمی کنم هیچ یک از ما اهمیت آن را از دست بدهیم.

“کتاب آشپزی کلبه” که او به من کمک کرد تا برای ماجراجویی فرانسوی ام بنویسم ، برخی از آثار کلاسیک برجسته وی را شامل می شود: کالوادوس مرغ ، کوک او وین ، مدالیون های گوشت گاو در سس béarnaise. هنوز هم با سایر کتابهای دستور تهیه من بالای یخچال من نشسته است.

اما یک صفحه مهم وجود داشت که بدون آن گم می شدم: نجات. وی گفت: اگر چیزی را می سوزانید ، آن را با سس یا پوره سرو کنید. این می تواند تمام فاجعه ها را پوشش دهد. اگر یک دسر را بهم ریخته اید ، از خامه زده شده به عنوان شکوفا شدن نهایی استفاده کنید.

با ادامه فصل اسکی ، چند ترفند از خودم ساخته شدم. پای بانوفا (مراقب باشید شیر کاراملی در حال جوشیدن در چشم شما نریزد). و گلابی کاراملی دستورالعمل پخت و پز من برای دومی به اندازه آنچه او برای من نوشته بود پیچیده نبود: “روی توده های کره و شکر را بپوشانید و برای مدت 40 دقیقه در اجاق گاز قرار دهید.”

من همچنین یک دست نوشیدنی در فوندو شدم ، یک غذای محلی مشهور.

یک هفته رئیس من به من گفت من یک گروه سخت در کلبه خانه دارم که شامل دو گیاهخوار است ، یکی که قارچ نمی خورد و دیگری که گوجه نمی خورد. من از این وحشت داشتم زیرا کتاب آشپزی کلبه من هیچ دستور العمل گیاهخواری نداشت و اینترنت هنوز به طور گسترده در دسترس نبود.

اما معلوم شد که این گروه فوندوئه را دوست دارند و از من خواستند که کیرش ، یک براندی گیلاس را کاملاً شفاف بخرم تا در پنیر مخلوط شود تا “کمی جالب تر” شود.

گروهی که در کلبه اسکی اقامت داشتند از یک غذاخوری فوندو با ماده مخفی
گروهی که در کلبه اسکی اقامت داشتند از یک غذاخوری فوندو با ماده مخفی “کیرش” لذت بردند. عکس: آلیسون رورک

در حالی که این گروه از دوستان ، که از طریق دانشگاه یکدیگر را می شناختند ، دور هم می نشستند و می خندیدند و با فوندوی نسبتاً قدرتمند شوخی می کردند ، بر من فهمید که ، برای آن لحظات ، آنها خانواده یکدیگر بودند و در وعده غذایی با یکدیگر ارتباط برقرار می کردند.

آنها با سخاوتي كه بسياري از گروهها از آن استفاده نكرده بودند ، من را در شام خود گنجاندند. یکی از گیاهخواران همچنان یکی از نزدیکترین دوستان من است و هنوز هم عاشق پنیر است.

اگرچه من چند بار در فرانسه با او اسکی کردم ، مادر من هرگز از کلبه خانه من دیدن نکرد. امیدوارم که او به غذاهایی که من به عنوان غذای خودم گذرانده ام افتخار کند. از نظر عقاید من باید برای مهمانان غذای معروف مرغ کاکیاتوره یا یک پای ماهی را آماده می کردم – غذای راحت از بزرگترین نوع.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.