علی اسمیت: ‘امید طنابی است که از آن طرف یک دره قرار دارد’ | علی اسمیت

آلی اسمیت ، 58 ساله ، یکی از ذهن آورترین ، پرانرژی ترین و بازیگوشترین رمان نویسان ما است و رباعت چهارگانه فصلی او ، که به عنوان “یک آزمایش حساس به زمان” توصیف کرده است ، برداشتی ادبی و تاریخی از دوران پریشان ماست. فصل پاييز (2016) ، نوشته شده قبل از Brexit و در لیست کوتاه بوکر ، دنبال شد زمستان (2017) ، پس بهار (2019) و تابستان (2020) – اکنون در شومیز ارائه می شود.

وقتی کار را تمام کردید چه حسی داشتید تابستان و ماراتن خارق العاده چهار فصل شما؟
من شکست معمول را احساس کردم (همیشه در پایان کتاب احساس شکست می کند). کلاهبردار کنجکاو در مورد اینکه آیا این کتاب آب را نگه می دارد ، و یا در مورد مجموعه: هیچ ایده. امید ، ناامیدی تمام این احساسات در 30 ثانیه طول می کشد تا نان تست کاری که با یک اندازه گیری مالت تنها انجام شده است ، سپس من از اتاقم به تلاقی واقعی احشایی امید و ناامیدی که در زندگی ما در قفل کوید اتفاق افتاده است تبدیل می شوم.

آیا نوشتن در تقویم باعث تعجب شما شد؟
هر چهار کتاب من را شگفت زده کردند – از شخصیت های غیر منتظره آنها گرفته تا ساختار اسمز ، که باید ایمان کورکورانه داشته باشم. آنها هرگز کاری را که تصور می کردم انجام می دهند ، انجام ندادند. آنها ارتباطات خود را شکل دادند ، ساختارهای خود را کشف کردند. اما من همیشه احساس کرده ام که هر کتابی که می نویسیم کتابی از قبل نوشته شده است. وظیفه ما این است که بدون شکستن آن و آسیب رساندن به آن ، زمین را بیرون بیاوریم. و در همین حال ، آنها من را در زمانی که زمان ما متزلزل بود ، از Brexit گرفته تا ترامپ گرفته تا Covid ، زمینی کردند – و آنها را از زمین خارج کردند.

تابستان “اولین رمان ویروس کرونا” لقب گرفته است ، اما در سبک شما کمترین محصور در رمان نویسان هستید … آیا Covid شامل مسئله ای است؟
این کتاب در ژانویه هنگامی که من کتاب را شروع کردم ظاهر شد ، بنابراین همزمان با افزایش تأثیر آن ، درمورد آن می نوشتم. این کتاب همچنین به سایر قفل ها نیز مربوط بود: دستگیری “بیگانگان دشمن” در جزیره من در دهه 1940 ، و زندانی کردن پناهجویان در اینجا و اکنون در انگلیس (که به دلیل فوریت کوید باز شد ، از قضا و به طور موقت).

قفل شدن شما چگونه بوده است؟ راهکارهای شما برای گذر از چیست؟
من خیلی خوش شانسم من با شریک زندگی ام ، سارا وود زندگی می کنم [artist and film-maker]، در یک خیابان کوچک در کمبریج و ما یک باغ داریم ، و همسایگان ما همه دوست خوب هستند. این چیزها بی نهایت کمک کرد. زمستان سخت ترین بود. در نیمه شب طولانی آنچه واقعاً کمک کرد ، بود هوا ، آلبومی از آهنگهای باستانی اسکاتلندی که توسط آهنگساز ماهیری هال ساخته شده است … مراقبه ، تسلی بخش. صبح ها: بوکاچیو دکامرون؛ من هرگز به اندازه این داستانها که در دهه 1300 نوشته شده و در یک قفل موازی طاعون در سال 1348 تنظیم شده ام ، با صدای بلند نخندیده ام. و برای شبهای زمستان ، مجموعه جعبه ها: مارپیچ ، تماس بگیرید نماینده من! ، آن گناه است.

منتقدان خوش بینی شما را گرامی می دارند. اما آیا امید بعضی اوقات احساس خویشتن داری یا ناامنی نمی کند؟
وقتی می گویم “من نمی توانم بدبین باشم” ، به “جیمز بالدوین” فکر می کنم “من نمی توانم بدبین باشم ، زیرا زنده ام”. خوش بینی و امید یکی نیستند: خوش بینی حالتی است که می توانیم آگاهانه ایجاد کنیم. امیدوارم … هیچ خرگوش اسم حیوان دست اموز یا خودخواهی یا جرقه ای در مورد آن وجود ندارد ، زیرا عیب آن ناامیدی است. امید یک سیم باریک است که از روی دره ای بین اینجا و آنجا قرار دارد و آن طناب تیز مانند تیغه چاقو است.

شخصیت 16 ساله شما ، ساچا ، می گوید: “ما آزادی های خود را ارزشیابی خواهیم کرد و برای آنها خواهیم جنگید.” آیا امید را در جوانان می بینید؟
این نقل قول مستقیم یک کارت از یک دوست 16 ساله است (او اجازه استفاده از آن را به من داد). من می پرسیدم که در قفل کردن برای او چه حسی دارد. من نسبت به نسل او ، خرد اقلیمی آنها بسیار خوش بین هستم ، انرژی ای که با خودخواهی نسل های پیش روی آنها قابل فریب و انحراف نخواهد بود.

چقدر احتمال دارد که بوریس جانسون – که به طور درخشان ارزیابی میزان استراتژیک وی می کنید – دوباره انتخاب می شوید؟
ارزش جالب سرگرمی – و اقناع کلامی تفرقه انگیز – در حقه بازی های یک اتحادیه جوان است. اما مردم آنقدرها ساده لوح نیستند. آمار مرگ ناگوار که متحمل شده ایم و نحوه برخورد دولت با کارگران اصلی ما در و خارج از NHS ، شواهد کافی برای حتی یک قاضی دیکنزیایی است ، و این شرایط وحشتناک نکته قابل توجه آنچه اکنون در انگلیس اتفاق می افتد است. ، جایی که ما در زمان جدید دیکنزیان هستیم ، از بانکهای غذایی باشکوه غذای باشکوه به خود را در نظر بگیرید … خوب در.

استفاده از لحظه خلاقانه یعنی چه؟ تابستان رمان دیگری باشی الان آن را می نوشتی؟
بله و خیر. خدا را شکر برای بایدن و هریس ، برای دانشمندان ، برای واکسن ها. اما رمان ها همیشه درباره آنچه ویرجینیا ولف آن را زندگی ، مرگ و غیره نامیده است ، هستند و به احتمال زیاد هنوز هم در مورد اینها خواهد بود ، و معنی یک تابستان در زمان ، هر زمان فشارهای معاصر آن زمان ، و سایر تابستانهای ممکن گذشته باشد. و آینده آن را حلقه مانند در یک تنه درخت حلقه می کند.

شما در اینورنس ، در یک خانواده طبقه کارگر بزرگ شدید – و من خوانده ام که تصور می کردید بزرگ می شوید شما به جمع آوری زباله تبدیل می شوید … آیا در این کار مهارت کافی داشتید؟
آره. من چیزهای دور ریخته را دوست دارم. و نه. من گونی را برای جاروبکشی تهیه کرده ام. بنابراین من می توانستم از بسیاری جهات یک کافه خوب باشم – قفسه ها، کلمه اسکاتلندی برای جمع آوری زباله است.

از کودکی چه نوع خواننده ای بودید؟
من همه چیز را در خانه خواندم – از جمله آنچه خواهر و برادر بزرگترم در کمد کتاب مدرسه خود داشتند. وقتی جویس را خواندم دوبلینی ها در دانشگاه برای آنچه اولین بار فکر کردم بود ، کتابی را شناختم که از هشت سالگی خوانده بودم.

چه کتابی ممکن است از دیدن کتاب در قفسه شما متعجب شود؟
پایه ضربه بزنید توسط دیانا واشبورن.

قهرمان ادبی مورد علاقه شما کیست؟
فلور ، در موریل اسپارک باهوش کردن. “همه چیز برای یک هنرمند اتفاق می افتد. زمان همیشه بازخرید می شود ، هیچ چیز از دست نمی رود و شگفتی ها هرگز متوقف نمی شوند. ” و دزد عالی دفو ، مول فلاندرز ، که هیچ چیز برای او از دست نرفت و عجایب هرگز متوقف نشد.

و فصل مورد علاقه شما؟
در اینورنس ، یک روز تابستانی می تواند در یک روز بهاری ، پاییزی و زمستانی باشد. پس از آن روزهای غنی آبی زرد ، تابستان هایلند ، مانند هیچ جای دیگر وجود داشت. بنابراین ، تابستان – در تمام فصول خود.

تابستان توسط علی اسمیت توسط Penguin در شومیز منتشر می شود (8.99 پوند). برای سفارش کپی به Guardianbookshop.com مراجعه کنید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.