عزیز ، گاوین ویلیامسون ، در اینجا چند مطلب مفید برای یک خرابکاری خوب دیگر آورده شده است | مایکل روزن

عزیز ، گاوین ویلیامسون ،

من در اطراف جستجو کردم تا به دنبال خواندن مفید برای شما باشم. دلیل این امر این است که برای اولین بار در دوران سلطنت فاجعه بار شما به عنوان وزیر خارجه ابراز همدردی کردم. من فکر کرده بودم که سناریوی آشفته تری از آشفتگی الگوریتم گذشته نمی تواند وجود داشته باشد ، اما امسال والدینی مثل من با بی اعتقادی شاهد حضور در آزمون های GCSE بودند که امتحانات نبودند.

البته آنها نبودند. آنها “ارزیابی” بودند. دانشجویان در سکوت به س questionsالات امتحان پاسخ می دادند ، که اغلب از GCSE سالهای گذشته گرفته شده بود ، اما این امتحانات نبودند. ظاهراً نکته عجیب در این مورد این بود که من یک خاطره دور از بوریس جانسون دارم که در مورد چگونگی امتحانات امسال چیزی گفته است یا به گفته وی “برای همه امتحانات تابستان امسال به طور عادی امکان پذیر نیست و منصفانه نیست” .

شاید همان “عادی” که در انتها برچسب زده شده عبارت خروجی او بود. فکر می کنم این به فرزندان ما اجازه می دهد در عوض امتحانات غیر عادی داشته باشند. غیر از این ، بسیاری از امتحانات – متأسفم ، منظور من “ارزیابی” است – بسیار طبیعی است. عذرخواهی می کنم اگر این گیج کننده به نظر می رسد اما من گمان می کنم شما هم گیج شده اید.

حتی در این صورت ، شما به شدت راحت شده اید که رئیس شما رپ را برای خلل امسال اعلام کرد که خیلی دیر اعلام شده است. وی در ژانویه گفت: “من کاملاً ناراحتی را درک می کنم و پریشانی این تغییر دیرهنگام باعث میلیون ها والدین و دانش آموزان در سطح کشور و پایین می شود.” بهشت می داند ، شما به اندازه کافی عصبانیت و کینه توزی بر سر خود ریخته اید بدون اینکه بخواهید مقصر آن پیچ و خم خاص را نیز بدانید.

من تعجب می کنم که آیا این بار اینقدر خوش شانس خواهی بود ، زیرا اکنون ما در مورد “جبران” تحصیلات از دست رفته کودکان در حین قفل کردن ، متاسفیم. من می توانم تصور کنم که خیلی اشتباه است ، اما شما موفق شده اید که بدبینی های من را به خنده تلخ تبدیل کنید.

بگذار توضیح بدهم. گاهی اوقات کسانی که اخبار را دنبال می کنیم (به جای اینکه آنها را منتشر کنیم) ترتیب بندی خود را اشتباه می گیرند. من فکر می کردم شما می گفتید یک روز طولانی اتفاق می افتد اما بعداً می فهمید که این ایده با اعلام اینکه پول کافی برای اجرای آن وجود ندارد غرق شده است.

با کمال تعجب ، این قضیه برعکس بود. شما در واقع از تلویزیون آگاه بودید که تمام هزینه ای که برای صرف هزینه صرف می کردید حدود 50 پوند در سال برای هر دانش آموز بود و در مورد برخی از مدارس صحبت کرد که ساعت 2.45 بعد از ظهر به خانه می روند ، که شما آن را پیگیری کردید: در مورد اینکه آیا این خیلی زود است. ” در این عبارت شل و ول ، شما به ما نشان دادید که شما و همکارانتان هنوز در حال تهیه روش های تمدید روز مدرسه هستید ، حتی اگر پول برای انجام آن وجود ندارد.

اگر در هر زمانی از این قسمت فکر می کردید که آیا ممکن است در پیروزی در همکاری معلمان کلاس ، سرمربیان و در واقع تزار ابتدایی خود با مشکل روبرو شوید ، اکنون بدون شک تردید دارید. من فکر نمی کنم من هرگز شنیده ام که چنین غرش مخالفت و تحقیر به وزیر امور خارجه آموزش و پرورش برخورد کند.

این همدردی من با شما را توضیح می دهد. بنابراین با اینکه این گرگ و میش همچنان درحال گرگ و میش است ، تعجب کردم: آیا چیزی وجود دارد که بتوانید بخوانید که بتواند به شما در این بحران کمک کند؟ داستانی که قهرمان از آن بالا می رود ، با مشکلاتی روبرو می شود ، اما پس از آن شخصی در داستان چیزی مفید برای قهرمان سقوط کرده ما می گوید؟ و این خط می تواند به نوبه خود به شما کمک کند.

ادیسه ، شاید؟ ادیسه بلند می شود (خدا را اذیت می کند که هیچ وقت حرکت خوبی نخواهد بود) و سپس خودش و باندش را در یک یا دو موقعیت پیچیده قرار می دهد. اما من نتوانستم آن خط مفید را برای شما پیدا کنم ، خطی که می تواند به شما الهام بخشد یا به شما درک کند که در کجا هستید ، چه می گویید و چگونه می گویید. و بعد متوجه شدم که کلمه “mess” مدام در ذهنم بلند می شود. من تعجب کردم که این کسی است که در مورد یک آشفتگی صحبت می کند؟

ثابت شد که ویکی پدیا مفیدتر از هومر است: “معروف ترین عبارت لورل و هاردی این است:” خوب ، این یک ظهور خوب دیگر است که شما من را به آن وارد کرده اید. “

البته! نه ادیسه بلکه لورل و هاردی. و در مورد آن خط مفید چطور؟ خطی که می تواند بینشی در مورد وضعیت شما ایجاد کند. یکی از آن لحظات یک داستان یا درام است که ما خود را می شناسیم؟ من در ادامه مطالعه کردم … ببینید نظر شما چیست:

ویکی پدیا می گوید: “پاسخ مکرر و برجسته لورل این بود که گریه کند ، موهایش را بالا بکشد ، فریاد بزند:” خوب ، من نمی توانستم کمکی به آن بکنم … “، سپس غر میزنم و حرفهای برزخی می زنم.”

من این را با شما می گذارم.

مال شما ، مایکل روزن.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.