صنعت پاپ امروز ترانه سرایان را تقلب می کند – و ریسک پذیری را که باعث تولید Abba | شد ، باز می دارد ابا

مندر سال 1973 ، از Abba دعوت شد تا آهنگی را به عنوان ورود سوئد به مسابقه آهنگ Eurovision ارسال کند. ما آهنگ بی نقصی داشتیم: به آن Hasta Mañana می گفتند. این یک تصنیف بود ، جذاب بود ، به نظر می رسید مانند چیزی که در مسابقه آهنگ یوروویژن خوب عمل کرد. بنابراین ما وارد آن نشدیم. ما به جای آن واترلو را انتخاب کردیم که به نظر می رسید چیزی شبیه آن چیزی نیست که قبلاً در یوروویژن شنیده باشیم. این نکته بود: من فکر می کردم ممکن است ششم یا هفتم بیاییم ، اما افرادی که این نمایش را می دیدند – افرادی در خارج از سوئد ، که هرگز نام ابا را نشنیده بودند – ما را به یاد می آورند. این یک خطر بزرگ و حساب شده بود و به طریقی که هرگز تصور نمی کردیم نتیجه داد.

اگر امروز ترانه سرای جوانی بودم مطمئن نیستم که چنین ریسکی می کردم ، زیرا دنیای ترانه سرایی تغییر کرده است. در نتیجه این ، من گزارشی را با همکاری MIDiA Research سفارش کردم تا مروری مبتنی بر شواهد از چگونگی انطباق ترانه سرا با تجارت موسیقی ، خلاقیت و تجاری امروز ارائه دهم. من به تازگی به عنوان رئیس CISAC منصوب شده ام ، یک سازمان غیر انتفاعی بین المللی که حقوق را ترویج می دهد و از منافع سازندگان در سراسر جهان محافظت می کند. من نمی خواستم انگشت خود را نشان دهم یا کسی را سرزنش کنم ، من می خواهم چیزی سازنده داشته باشم ، که صنعت موسیقی و طرفداران موسیقی بتوانند آن را بخوانند و امیدوارم که با آن همراه شوند.

متعادل سازی اقتصاد آواز نشان می دهد که ما در دوره ای زندگی می کنیم که آهنگ به همه چیز دامن می زند: در حالی که قبلا آلبوم ها قالب اصلی مصرف بودند ، ارز غالب در پخش آهنگ های جداگانه است. داده ها نشان می دهد که وقتی افراد از یک پلت فرم جریانی مانند Spotify استفاده می کنند ، بیشتر از آنچه برای هنرمندان جستجو می کنند ، آهنگ ها را جستجو می کنند. این بدان معناست که ترانه سرایان بیش از هر زمان دیگری مهم هستند – اما اگر ترانه سرا باشید ، سیستم ناکارآمد است.

حق امتیاز عملکرد از تلویزیون و رادیو پخش شده در دراز مدت کاهش می یابد ، زیرا مخاطبان از تلویزیون و رادیو پخش شده به گزینه های مورد تقاضا مهاجرت کرده اند. فروش فیزیکی موسیقی و درآمد همگام سازی – جایی که هم به هنرمندان و هم به ترانه سرایان پاداش داده می شود – همچنان کاهش می یابد ، این به معنای کاهش حق امتیاز مکانیکی برای ترانه سراها است. آنها هیچ یک از راه های دیگر برای در دسترس قرار دادن پول در اختیار هنرمندان نیستند – هیچ تنوعی در درآمد ندارند: ترانه سرایان تور نمی روند ، و همچنین تی شرت و کالاهای دیگر نمی فروشند. در واقع تمام درآمد آنها از آهنگ حاصل می شود.

پخش جریانی همه چیز را تغییر داده است ، اما آهنگسازان آخرین صف برای دریافت حق امتیاز هستند: سیستم به گونه ای کار می کند که برای یک میلیون جریان مشترک ، یک برچسب ساز مستقل می تواند بیش از 3000 دلار (2 هزار و 175 پوند) درآمد کسب کند ، در حالی که ترانه سرا انتظار دارد درآمد کسب کند بین 1200 دلار (870 پوند) تا 1400 دلار (1015 پوند) و حتی در این صورت ، تنها در صورتی که تنها ترانه سرای آهنگ باشند. اگر آهنگ را به طور مشترک بنویسید ، این پول بین شما و دیگر نویسندگانتان تقسیم می شود. بنابراین ، به طور متوسط ​​ترانه سرایان بین یک سوم و نیم از آنچه هنرمندان انجام می دهند ، درآمد دارند. اگر ما در “اقتصاد آواز” زندگی کنیم ، این ناعادلانه است: توزیع حق امتیاز برای انعکاس آن باید تغییر کند.

مشارکت طولانی مدت در ترانه سرایی مانند [L-R] رابی ویلیامز و گای چمبرز می توانند یک راه حل برای محاکمات پیش روی ترانه سراها ارائه دهند.
مشارکت طولانی مدت در ترانه سرایی مانند [L-R] رابی ویلیامز و گای چمبرز می توانند یک راه حل برای محاکمات پیش روی ترانه سراها ارائه دهند. عکس: رکس / شاتر استوک

این در مورد ثروتمند شدن نیست. این در مورد ترانه سرایان جدید است که هم می توانند کار خود را توسعه دهند و هم برای کار خود پاداش عادلانه دریافت می کنند. قبل از ابا ، بنی آندرسون و من نوعی شاگردی ترانه سرایی داشتیم ، نزدیک به 10 سال در سوئد که در آن جدا و با هم می نوشتیم و در کارهایی که می کردیم بهتر می شدیم. شما نمی توانید آن زمان را – یا آزادی خلاقانه ای که برای بهبود آن نیاز دارید – بدون حق امتیاز داشته باشید. اگر درآمد کافی برای تأمین هزینه های زندگی خود را ندارید ، باید کار دیگری را بر عهده بگیرید ، این بدان معناست که نمی توانید روی کاری که می خواهید انجام دهید تمرکز کنید.

مشکلات دیگری وجود دارد که همچنان باعث عدم تعادل معادله ترانه سرا می شود. پخش جریانی منجر به حجم گسترده و گردش سریع موسیقی می شود. این باعث کاهش توجه شنوندگان شده و منجر به نوعی ترانه سرایی مسلحانه شده است. اردوگاه های ترانه سرایی وجود دارد ، جایی که نویسندگان و هنرمندان به مدت یک روز دور هم جمع می شوند و باید نوشتن آهنگ را تا عصر تمام کنند تکیه بر گروه کوچکی از ترانه سرایان نخبه ، که به صورت تیمی سازمان یافته اند تا با بازدیدهایی کاملاً ماشینی ، “بهینه سازی شده برای پخش” روبرو شوند.

این یک فرآیند صنعتی است و فضایی را ایجاد می کند که هر نوع ریسک پذیری یا خلاقیت را دلسرد می کند و ایجاد هرگونه موفقیت اولیه برای نویسنده را دشوارتر می کند. مطمئناً شرایطی است که من و بنی در آن فرصتی نخواهیم داشت – ما فقط هر سال 13 یا 14 آهنگ تمام شده می نوشتیم ، هر آنچه را که فکر می کردیم متوسط ​​است و با ایده هایی که فکر می کردیم کار می کردیم و کار می کردیم با بی رحمی دور می انداختیم خوب

پخش جریانی منجر به ایجاد یک سیستم موسیقی دو لایه شده است. آهنگ های “بدون پشت” وجود دارد ، آهنگهایی که فقط در پس زمینه در لیست های پخش پخش می شوند ، موسیقی کاربردی که شما به سختی متوجه آنها می شوید: لیست های پخش کامل بدون پشتی وجود دارد که برای مطالعه یا آرامش بخش طراحی شده اند ، و دارای پر کننده های هدفمند هستند. و آهنگهای “رو به جلو” وجود دارد – آهنگهایی که شما به طور فعال آنها را جستجو می کنید و روی آنها کلیک می کنید ، آهنگهایی که می خواهید گوش دهید ، معادل مدرن رفتن به یک فروشگاه ضبط و خرید چیزی ، به جای شنیدن آن در رادیو و نادیده گرفتن آن. چرا پرداخت حق امتیاز نباید بین این دو نوع آهنگ تفاوت قائل شود؟ به ترانه سرایان باید ترانه های بیشتری نسبت به آهنگهای “لاک پشت” حق امتیاز بیشتری پرداخت شود. با اندازه گیری اینکه آیا کاربران آهنگی را جستجو کرده یا به آن پیوند داده اند یا آن را به مجموعه خود اضافه کرده اند ، می توانید به این هدف برسید.

راه حل های بالقوه دیگری نیز وجود دارد. برچسب های ضبط می توانند یک مدل “ترانه سرای در محل اقامت” را تشویق کنند ، جایی که هنرمندان در مرحله توسعه با ترانه سرایان جفت می شوند ، به عنوان یک همکاری طولانی مدت: نویسندگان در واقع عضو گروه می شوند و حقوق منظم می پردازند. این یک راه حل بنیادی است و برای تطبیق شخصیت های مناسب به تخیل نیاز دارد ، اما بی سابقه نیست – در مورد رابی ویلیامز و گای چمبرز در اواخر دهه 90 و اوایل دهه قبل فکر کنید ، یک هنرمند و یک ترانه سرا حرفه ای که برای ایجاد حرفه ای با هم کار می کنند – و در نتیجه می تواند موسیقی واقعا جالبی ایجاد کند.

یک مسئله بسیار مهم دیگر نیز در این گزارش وجود دارد: در مورد تغییر نحوه توزیع پول درون سیستم به یک مدل “فن محور”. برای اطمینان از اینکه عادلانه حقوق همه ترانه سرایان پرداخت می شود ، پیشنهاد می کنم خدمات پخش جریانی پرداخت حق امتیاز خود را براساس رفتار شنوندگان منفرد اختصاص دهند. اشتراک باید بر اساس تعداد آهنگهایی که شنوندگان در طول یک ماه پخش کرده تقسیم شود. که به هر آهنگ ارزش می دهد. اگر اشتراک 9.99 دلار باشد و شنونده در آن ماه 10 آهنگ Arne Jansen Trio پخش کرده باشد ، ارزش هر آهنگ 0.99 دلار ، تقریبا یک دلار است و این مبلغی است که به این سه نفر پرداخت می شود. تحت سیستم فعلی [where artists receive their proportional share of all plays across the platform]، مطمئن باشید که آهنگ های آرن ارزش دلار-صفر-صفر-چیزی را دارند. رویکرد طرفدارمحور به حق امتیاز منصفانه تر و مبتنی بر شروع مهمی است که توسط Deezer و Soundcloud ساخته شده است.

لحظه ای نمی خواهم پیشنهاد کنم که باید ساعتی را برگردانیم که ممکن است از یک ستاره پاپ مسن انتظار داشته باشید. آنچه در دهه گذشته اتفاق افتاده است ، می تواند برای ترانه سرایان بسیار مثبت باشد. حرکتی در دو طرف اقیانوس اطلس آغاز شده است و در طی همه گیر شدن جنب و جوش می یابد: 2021 قول می دهد سال ترانه شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *