شرلی ویلیامز: سیاستمداری با صدای طلایی و صداقت عمیق | شرلی ویلیامز

حگرما یک سالن را پر کرده است. او یکی از معدود سیاستمدارانی بود که در طول زندگی سیاسی خود دوست داشتند ، یک گنجینه ملی قبل از بازنشستگی بود. او استعداد گفتاری انسانی را داشت که نباید در سیاست چندان نادر باشد. او که یک ستاره صحنه در آکسفورد بود ، یکبار به عنوان یک حرفه بازیگری در نظر گرفت و در واقع می توانست جودی دنچ را به یک مسابقه صدای دلخراش برانگیزد. اما با آن صدای طلایی اخلاصی حاصل شد که از اعماق درون طنین انداز شد و بلافاصله توسط مخاطبان او شناخته شد.

به عنوان وزیر آموزش کار در اواخر دهه 1970 ، شرلی ویلیامز در کنار او جشن گرفته شد و به دلیل فشار آوردن به سیستم جامع جدید ، مورد حقارت قرار گرفت ، اگرچه در واقع این جانشین وی در آن بخش بود ، مارگارت تاچر ، که مدارس گرامری بیشتری را از بین برد . با قهرمانی در پایان بخشیدن به تقسیم کودکان به گوسفند و بز در 11 سالگی ، و دیگر هیچ طریقی برای مدرن های ثانویه رد نشد ، به قلب سیاست های عدالت اجتماعی او رفت.

لیدی ویلیامز کارگر بود و از طریق. در انشعاب بزرگی که پس از انتخاب مایکل فوت به عنوان رهبر حزب رخ داد ، آچار عاطفی انشعاب 1981 توسط “باند چهار نفره” از حزب کارگر برای تشکیل حزب سوسیال دموکرات (SDP) سخت ترین گزینه برای او بود. او تا آخرین لحظه درد و رنج داشت اما تصمیم او برای پرش تصمیمی بود که مهمانی جدید را به یک تلاش قابل قبول مردمی تبدیل کرد و وی بزرگترین استخدام کننده بود. بحث در مورد اینکه آیا حزب دموکراتیک دموکراتیک هنوز باید خود را “سوسیالیست” بنامد ، مطرح شد. روی جنکینز نه گفت ، در حالی که شرلی برای مدتی نمی توانست تقریباً به همان اندازه عمیق کاتولیک خود کلمه را ترک کند.

وی با پیروزی خارق العاده خود در یک انتخابات انتخابی در کراسبی ، 30 سال کرسی Tory ، این امکان را ایجاد کرد که SDP در واقع “قالب” سیاست انگلیس را “بشکند”. این حزب در نظرسنجی های ملی بیش از 50٪ افزایش یافت و کمیته ملی آن شروع به بازی کابینت های فانتزی کرد. او خودش هرگز با جاه طلبی که باعث رقابت شدید جنکینز و دیوید اوون شد ، نسوزید. او به عنوان رئیس حزب بالای سر آنها نشست و تلاش کرد تا صلح را حفظ کند.

چرا او نیست؟ او به وضوح محبوب ترین در میان مردم ، بزرگترین سخنران اتاق متزلزل نسل خود بود که مدتها پیش پیش بینی می شد اولین نخست وزیر زن انگلیس باشد. اما برخی از بازدارندگی های درونی مانع او شد. عدم وجود جاه طلبی در مورد گلو ممکن است به همین دلیل مردم با او گرم شوند. شاید بلاتکلیفی ذاتی او مانع او شود: از گزینه های بله / خیر باینری که مجبور به انجام آنها هستند متنفر بود – و او همیشه به همه چیز دیر رسید.

هنگامی که حزب دموکراتیک ملی در سال 1983 به زمین افتاد ، کمتر از 2٪ از حزب کارگر عقب بود ، اما به دلیل سیستم انتخاباتی ناعادلانه انگلیس ، تنها شش کرسی را به دست آورد ، حزب در سال 1987 تا زمانی که دوباره شکست ناپذیر بود ، در مرحله انشعاب قرار گرفت. او به جنکینز پیوست تا در لیبرال دموکرات ها ادغام شود ، در حالی که چند نفر از مخالفان با اوپن حزب دموکراتیک حزب دموکراتیک حزب موافق بودند. بلافاصله پس از عزیمت به آکادمی ، استادی دانشگاه هاروارد را گرفت و دوباره ازدواج کرد.

همه این چهار باند شکست خورده ضرر سیاست انگلیس بودند ، اما او در تصورات عمومی برجسته بود. به راحتی می توان فراموش کرد که آن زمان تنها بودن یک زن نادر در راس سیاست بود. لباس های او نظر بسیاری را جلب کرد – و در حقیقت ، او در مقایسه با ظرافت قلعه باربارا و تاچر ، کاملاً بد لباس و بدون غرور بود. اما نمی توانست کمتر از این مراقبت کند و همین امر او را برای بسیاری از زنان دوست داشت.

بازگشت به عنوان رهبر Lib Dem در لردها ، سبک متفکرانه تفکر روی پای او ، آزاد اندیشی و بدون “خطوط انتخابی” مهمانی ، 58 حضور وی را در زمان سوال به دست آورد. اما زمانی که صحبت از حمایت از ائتلاف با محافظه کاران شد ، از نظر سیاسی یک مسیری طولانی را طی کرده بود ، تصور این که در اوایل زندگی حرفه ای اش وجود نداشت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *