شام در رختخواب ، انبوه بالش ، استخر پشت بام؟ آه ، برای یک شب در هتل | سلامتی و سلامتی

من در اثر یک رابطه عاشقانه مهیج یکی از دلخوشیهای مورد علاقه خود را کشف کردم که به دلایل پیچیده ای (و من از چگونگی ساختگی این صدا مطلع هستم) شامل بسیاری از اقامتهای یک شب در هتل بود.

علاقه من نسبت به مومیایی کردن روح برای اقامت در یک شب در هتل مدتهاست که از این رابطه گذشته است. برای اینکه روشن باشد ، من در مورد هتل های گران قیمت صحبت می کنم – هتل هایی که بیش از یک شب مقرون به صرفه نیستند. من در اکثر هتل های فوق العاده لوکس لندن از این طریق اقامت داشته ام. از آنها نمونه برداری کنید گویی که در یک چشیدن شراب هستم.

من اولین نفری هستم که از مزایای بهداشت روانی دنیای طبیعی حمایت می کنم ، بنابراین اذعان می کنم که آوردن شام در تختی که دارای 80000 بالش است ، از نظر افزایش روحیه سخت است.

آیا می خواهم هر وقت از آستانه اتاق خود عبور می کنم موسیقی کلاسیک به آرامی از یک رادیوی پرنعمت پخش شود؟ بله – این چیزی نیست که من لیاقتش را دارم. آیا می خواهم یک لباس آراسته مرتب شده به گونه ای باشد که انگار توسط آویز پوشیده شده باشد ، در مقابل اینکه آویزان باشد ، خوب باشد. آره. آیا من هیجان زده هستم که در یک بار با منظره ای خارق العاده دور اتاق بچرخم ، کتاب بخوانم و بدانم که وقتی کارم تمام شد ، دیگر راهی به خانه ندارم؟ شرط می بندی.

این فقط امکانات نیست ، بلکه کارکنانی که من را به استفاده از این بازنشانی های خرابکار کیف می کشانند. افرادی که در مهمان نوازی کار می کنند اغلب خواننده های زیرکانه وضعیت انسان شده اند. بیشتر اوقات ، من مانند کارکنان هتل به عنوان مثال در یک بیمارستان یا با دوستانم احساس امنیت و راحتی می کنم. (ممکن است هنگام اقامت طولانی تر در هتل ها ، همان رنج و عذاب من را داشته باشید ، یعنی دوستانه سازی به معنای واقعی کلمه با هر کسی که در آنجا کار می کند.)

با این حال ، هنگامی که شخص فقط یک زمان کوتاه دارد ، می آموزد که از همه چیز نهایت استفاده را ببرد. (واضح است که این امر به طور گسترده در مورد زندگی گفته می شود ، اما در مورد اقامت در هتل های پنج ستاره نیز صدق می کند.) به طور خاص: هنگام طلوع آفتاب برای تماشای رنگ آمیزی آسمان در حالی که دورهای آرام را در استخر پشت بام گرم می کنید ، و به دنبال آن تخم مرغ ها از هر طریق ، همراه با مجموعه ای از روزنامه های رایگان.

طبیعتاً همه اینها ناگهانی پایان می یابد. برای سیندرلا ، این نیمه شب اتفاق افتاد و برای من معمولاً 11 صبح تیز است. اما این پول ، اگر ندرتاً خرج شود ، به خوبی است. وقتی زمان رونا عقب افتاده ، هیجان زده می شوم که صدای غر زدن صفحه کلید یک پذیرنده را یک بار دیگر بشنوم ، زیرا به من گفته شده است که از اقامت خود لذت ببرم. من همیشه انجام میدهم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *