شارلوت هیگینز در کمانداران: ما را از راه آهن نمونه تحویل دهید | کمانداران

تیاین هفته ها هفته هایی بوده است که شنیدن کمانداران خیلی بیش از حد آسیب زا بوده است. من البته به صحنه های ناراحت کننده ای اشاره می کنم که در آن تونی آرچر ، خجل ترین مرد آمبریج ، پیوند مردانه را روی راه آهن مدل خود با دوست پسر هلن ، لی تمرین می کرد و باعث می شد دومی به ضعف در مجسمه های ابرقهرمان اعتراف کند.

چرا این گفتگوهای ناراحت کننده در یک صابون خانوادگی گنجانده شده است؟ آیا بی بی سی ، با توجه به وضعیت خود به عنوان ارائه دهنده خدمات پخش جهانی ، از کمبود اقلیت مدل-راه آهن و ابرقهرمان-مجسمه وحشت داشت؟ مطمئناً نه تنها توضیح ممکن متاثر از تئاتر است: فیلمنامه نویسان توجه ما را به نقش های خودشان به عنوان “تونی” و “لی” معطوف می کردند ، خدایان بی رحمی که از دستکاری در دنیای مینیاتور کامل خود لذت می برند ، یک لحظه با عشق جعبه های سیگنال و درختان کوچک و کوچک خود را تغییر مکان می دهند ، بعدی ، ضربه زدن به قهرمانان خود و قطارهای خود را از خط خارج می کند. همانطور که به سوی پسران مبهم پرواز می کنیم ، ما نیز به سوی خدایان هستیم آنها ما را بخاطر ورزششان می کشند.

خدایان گفته شده از آمبریج با مهربانی به دنبال آلیس الکلی فقیر ، که چمدان خود را بسته و شوهر و نوزادش را بیرون برده اند ، نبودند. او باید دور بماند: او مستحق رهایی از یکسری بدخیم آمبریج است. پس از خشک شدن ، او می توانست با استفاده از شرایط واقعی خود ، چند هواپیما طراحی کند. یا سفینه های فضایی! من می خواهم ببینم که او ظرف 10 سال دوباره ظاهر می شود ، همه سخت و سر و صدا مانند سارا کانر در ترمیناتور 2 ، که ماهرانه Falcon Millennium Falcon را روی تپه لاکی لنگر می اندازد درست همانطور که ، در یک مزرعه در نزدیکی ، روستاییان کپسول زمان وحشتناک بن را بیرون می آورند در حالی که جاستین بی هوش و ناخوشایند به طور ناخوشایند “Daffodil! گل نرگس! ” از حاشیه. به طور جدی. نمی دانم چه مدت طولانی می توانم نزول آلیس را به جهنم ببرم. داستان کنترل اجباری راب هلن تاریک بود ، اما حداقل یک ملودرام ویلکی کالینزسک در مورد آن وجود داشت: شما می توانید تصور کنید که راب مثل کنت فوسکو سبیل خود را بچرخاند. اعتیاد به الکل آلیس فقط ناخوشایند است ، حتی وقتی که با تریسی و جازر مانند بره های بهاری با چالاکی از چمنزارها می پرند. تریسی بدیهی است که عاشق است. چه چیز دیگری می توانست او را مجبور کند که به زیبایی خود بگوید ، “من همیشه به آکواپونیک علاقه داشتم.” نه ، اما شما را واقعاً، تریسی؟

وظیفه مرا وادار می کند تا محتوای A Month را در کیسه پست آمبریج فاش کنم. نامه آغاز می شود ، “خانم عزیز ،” به عنوان یکی از معدود خوانندگان گاردین در بورست شایر ، برای من دردناک است که خاطر نشان کنم شما در ستون ماه گذشته از ماشین من به عنوان نیسان نوت یاد کردید. من نمی دانم چه زمانی بیشتر به من ، یا بهتر بگویم رایلی نادر و ارزشمندم ، توهین شده است. این مطمئناً هرگز روی ساعت نانسی بنکس-اسمیت اتفاق نمی افتاد. همانطور که سیسرو یادآوری کرد: “ای موقت ، ای مورس”. با سلام ، جیم لوید ، استاد برجسته ، دانشگاه استرلینگ ، گریناکرس ، آمبریج. “

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.