زکیا دالیلا هریس: “انتشار چنین دنیایی قابل تقلب است” | داستان

زکیا دالیلا هریس در کانکتیکت به دنیا آمد و بزرگ شد و هم اکنون در بروکلین مستقر است. او که اکنون یک نویسنده تمام وقت است ، قبلاً در انتشار کتاب کار می کرد ، تجربه ای که در اولین رمان مورد انتظار خود تجربه می کند ، دختر سیاه دیگر ، که هیجان انگیز را با هجوهای اجتماعی ترکیب می کند تا داستان نلا ، تنها کارمند سیاه پوست در یک انتشارات خیالی را بازگو کند ، تا اینکه هازل به شرکت پیوست. این کتاب چگونگی دیوانگی شدن این دو نفر را شرح می دهد ، چالش های بقا در یک محل کار نژادپرستانه سیستمیک را بررسی می کند و موضوع حراج 15 طرفه قبل از انتشار در ایالات متحده بود.

تجربیات خودتان در زمینه چاپ چه بوده است و چگونه این کتاب را بازی کرده است؟
من دو سال و نیم در نشر کار کردم. من دستیار سردبیر بودم و سپس به دستیار سردبیر ارتقا یافتم. من احساس خوشبختی کردم ، زیرا بخشی از من از ویرایش لذت می بردم و احساس می کردم در این کار مهارت دارم ، اما از نظر میزان دستمزد برای یک فرد سطح پایین نیز یک کار طاقت فرسا است. من همچنین یکی از معدود افراد سیاه پوست شرکت بودم – به اندازه نلا در کتاب بد نبود ، اما مدتی تنها زن سیاه پوست در سرمقاله در موقعیت تمام وقت بودم. فکر کردم: چرا از نظر آنچه برای ما ارزش قائل است ، احساس می کنیم هنوز در سال 1955 زندگی می کنیم؟ انتشار چنین دنیایی غنی و به راحتی قابل تقلب است.

این دقیقاً تصویری درخشان از صنعت نیست. همکاران سابق شما چه پاسخی داده اند؟
آنها بسیار لذت بردند. یکی از روسای قدیمی من وقتی آن را برای ارسال ارسال کرد ، آن را خواند و یک ایمیل دوست داشتنی درباره آن نوشت. سایر زنان سیاه پوست در نشر به خوبی به آن واکنش نشان داده اند ، که بسیار عالی است ، اگرچه این باعث ناراحتی من می شود که بسیار قابل تکرار است. من هنوز هم با بسیاری از افرادی که با آنها کار کردم دوست هستم. آنها گفته اند که من واقعاً زندگی اداری را پایین آورده ام – که شنیدن آن راضی کننده بود. در حالی که انتشار در مرکز کتاب است ، مربوط به ساختارهای شرکتی است ، بنابراین من احساس می کنم که مربوط به بسیاری از صنایع است – مربوط به شخصی است که احساس می کند توکن است.

تجربه شما از تنوع به عنوان یک مسئله چیست؟
ما جلسات گوناگونی داشتیم که من در کتاب آنها را مسخره می کنم ، که اساساً در محافل صحبت می کردند. احساس می کردم هیچ چیز در حقیقت تغییر نمی کند. من می خواستم مردم در مورد تعصبات خودشان فکر کنند – فقط کافی نیست که بگویید شما تنوع می خواهید. [you need to] به چگونگی دستیابی به آن بیندیشید. از آنجا که بسیاری از تنش های نلا و هیزل از آنجا ناشی می شود: به عنوان تنها افراد سیاه پوست در این شرکت ، آنها همیشه با یکدیگر مقایسه می شوند. این کاری ظریف است که سفیدپوستان انجام می دهند. قبل از هازل مسئولیت نمایندگی از همه سیاه پوستان بر عهده نلا بود. او با آنچه هر شخص سفیدپوست در شرکت معتقد بود “تجربه معمول سیاه پوستان” مقایسه شده است. وقتی او دیگر تنها نبود ، سپس با هزل مقایسه شد.

فکر می کنید اوضاع بهتر می شود؟
گفتنش خیلی سخته من شک دارم اما امیدوارم انتشارات سال گذشته واقعاً حساب خودش را داشت. مکالمه هایی پیرامون #PardingPaidMe بود. من نمی خواهم همه چیز را در توییتر به عنوان عملکرد رد کنم ، اما آن را با یک دانه نمک می گیرم. یک کالای تفکر سیاه وجود دارد که اگر به دلیل اشتباهی باشد ممکن است بد باشد. جورج فلوید فراموش نشده است ، اما من متوجه می شوم که حرکت برای تغییر به اندازه سال گذشته نیست – چیزی در مورد توجه و حفظ آن وجود دارد.

آیا می توانید تغییر کد و جایگاه آن را در کتاب تعریف کنید؟ آیا در زندگی خود شما نقشی داشته است؟
تغییر کد عبارت است از تغییر نحوه صحبت کردن شما – اگرچه فکر می کنم این نیز می تواند به معنای تغییر رفتار شما باشد – با توجه به تنظیماتی که در آن قرار دارید. همه زنان سیاه پوست در کتاب من تغییر کد می دهند تا آنجا که آنها در اکثر مناطق سفید کار می کنند ، به ویژه نلا ، که در مورد تعاملات خود با همکاران سفیدپوستش معمولاً بسته و محافظه کار است ، اما هنگامی که با هازل یا مالایکا صحبت می کند بسیار بازتر و راحت تر است ، بهترین او دوست

تغییر کد قطعاً در زندگی من نقش داشته است. هنگامی که من با افراد سیاه و سفید معاشرت می کنم ، مواردی وجود دارد که من راحت تر از شوخی یا مراجعه به آنها نسبت به افراد غیر سیاه پوست احساس راحتی می کنم. برای صحنه هایی که فقط نلا و مالایکا در آن به سر می برند ، من توانستم از مکالمات خودم با دوستان سیاهپوستم – به ویژه گفتگوهای آنها در مورد نژاد – استفاده کنم. و از آنجا که شریک زندگی من سفیدپوست است ، نوشتن صحنه هایی که نلا ، مالایکا و اوون ، دوست پسر سفید نلا ، همه در حال معاشرت هستند آسان بود. نلا هنوز هسته اصلی نلا است ، اما وقتی اوون آنجاست ، نلا با مالایکا چگونه تغییر می کند؟ چگونه حضور او جریان مکالمه را تغییر می دهد؟ این تغییرات ظریف هستند ، اما آنها وجود دارند ، و برای من بسیار آسان بود – و برای من مهم بود – که آنها را در Nella وارد کنم.

مو در کل یک معامله بزرگ است …
من خاطرات خودم را کانال می کردم – از گرفتن آرامش دهنده ها گرفته تا احساس لمس موهای شخصی ، تا افرادی که س askingال می کردند. این قسمت بزرگی از سفر من به عنوان یک زن سیاه پوست جوان بوده است. مدتی همیشه موهای طبیعی خود را در آغوش نمی گرفتم ، چون در فضاهای بسیار سفید بودم. بنابراین هنگامی که من 10 ساله بودم ، شروع به تهیه ریلکس کردم و حدود 12 سال این کار را انجام دادم. من شروع به احساس موهای طبیعی ام می کنم و فکر می کنم وقت آن است که از شر آنها خلاص شوم. مدتی طول کشید تا فهمیدم که چنین کاری می کنم و می فهمم چرا. من یک روز به یک آرایشگاه رفتم و آنها آنرا خرد کردند و من طبیعی رفتم. الان شش سال است که موهای طبیعی دارم. تجربه من با مو ، تجربه من با سیاهی را نیز منعکس کرده است.

کدام کتاب ها و نویسندگان از شما الهام گرفته اند؟
قطعاً عبور کردن توسط نلا لارسن ، جایی که من نام نلا را پیدا کردم. برای من بسیار هیجان انگیز است. دارم دوباره میخونمش اکنون و درک اینکه چقدر تأثیرگذار بوده است. Octavia E Butler’s مهربان، که در زمان برده داری تنظیم می شود. خواننده را مجبور می کند تا درباره امتیاز و درد بیاندیشد. تونی موریسون سولا، در مورد دوستی زن. آمریکایی توسط Chimamanda Ngozi Adichie بسیار خوب است ، من نمی توانم عدالت را در مورد چقدر دوست دارم اجرا کنم.

چه کتابهایی روی میز کنار تخت شماست؟
Cultish: زبان تعصب توسط آماندا مونتل. من هم شروع به خواندن کردم همه اسرار کوچک او توسط واندا ام موریس – هیجان انگیز شروع می شود با الیس پیدا کردن رئیس خود را در دفتر مرده.

آیا همیشه دوست داشتید نویسنده باشید؟
من از شش سالگی دفتر خاطرات نگه داشته ام. داشتم در مورد مدرسه و خواهرم می نوشتم. من همیشه از بچگی عاشق داستان ها بودم. پدر من یک نویسنده و همچنین استاد روزنامه نگاری است ، بنابراین من همیشه تشویق می شدم.

حقوق تلویزیون قبلاً توسط Hulu انتخاب شده است. چه حسی دارد؟
وقتی شروع به نوشتن کتاب کردم ، آن را انتظار و پیش بینی نمی کردم. من حیرت زده و هیجان زده هستم. من در حال نوشتن متن اقتباس روی صفحه هستم. من قبلاً برای تلویزیون ننوشته بودم و چیزهای زیادی می آموزم.

خاطرات آنیتا ستی ، من اینجا متعلق هستم: سفری در امتداد ستون فقرات انگلیس (بلومزبری) ، اکنون خارج شده است

دختر سیاه پوست دیگر توسط زکیا دالیلا هریس توسط بلومزبری منتشر شده است (14.99 پوند). برای حمایت از نگهبان نسخه خود را به آدرس Guardianbookshop.com سفارش دهید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.