“راه سوم” ممکن است برای کارگران جدید کارساز باشد ، اما اکنون غیرممکن است | جو گوانان و مارتین اونیل

Fیا کارگر ، آینده به سادگی مانند گذشته نیست. نتایج انتخابات هفته گذشته حزب را حتی بیش از آنچه در انتخابات عمومی دسامبر 2019 بود از قدرت خارج کرد. نشانه کمی وجود دارد که رهبری آن بتواند راهی برای پیشبرد شناسایی کند. از آن بدتر ، واکنش به اولین شکست انتخاباتی آن دستیابی به مشاغل آشنا سالهای کار جدید بوده است. پیتر ماندلسون برای مشاوره در محافل داخلی کی استارمر آورده شده است ، و همه نشانه ها نشان می دهد که تکرار استراتژی راه سوم برای پر کردن خلا strategic استراتژیک فعلی تبلیغ می شود.

در لحظات شکست ، تمایل به بازگشت به آنچه در گذشته کار کرده است وجود دارد و تصور می شود که در آینده می تواند دوباره تکرار شود. رویکرد راه سوم کارگر جدید تحت نظر تونی بلر و گوردون براون یک استراتژی سیاسی و اقتصادی بود که بیش از 20 سال پیش موفقیت قابل توجه انتخاباتی را به ارمغان آورد. این امر به استراتژی “مثلث بندی” بستگی داشت – فاصله عمدی احزاب چپ میانه از پایگاه چپ و سیاست آنها و ایجاد سنتز جدیدی از چپ و راست به مرکزیت که می خواهد از هر دو دسته فراتر رود. اما راه دور از بازنمایی حقایق تغییرناپذیر برخی از کتابهای استراتژیک پایدار ، راه سوم مخصوص لحظه ای خاص در تاریخ بود و اساساً برای جهان 2020s مناسب نیست.

از نظر اقتصادی ، این رویکرد قابل تکرار نیست زیرا به یک زمینه بسیار خاص – “رونق طولانی” دهه 1990 و اوایل 2000 بستگی دارد. رشد بالای این دوره محصول مجموعه ای منحصر به فرد بود ، از جمله سقوط دیوار برلین و ورود بلوک کمونیست سابق به بازارهای جهانی همزمان با اصلاحات بازار در چین ، ایجاد “دو چندان بزرگ” نیروی کار جهانی این انبوه نیروی کار ارزان ، در کنار آزادسازی تجارت و جریان های مالی ، موج بزرگ خصوصی سازی که به گسترش بازارهای سرمایه دامن زد و شروع سریع مالی سازی و پیشنهاد ارزش های دارایی ، باعث رونق ترکیبی شد.

راه سوم در چارچوب این رونق اقتصادی جهانی امکان پذیر شد که به سیاست گذاران اجازه می داد بدون تغییر اساسی در توزیع ثروت و قدرت ، از مازاد رشد اقتصادی برای تأمین بودجه افزایش هزینه های اجتماعی چشم پوشی کنند. اما این رویکرد با افزایش نابرابری ، عدم سرمایه گذاری ، برون سپاری ، کاهش ارزش و خروج از پایگاه صنعتی شریک بود. بحران بزرگ مالی سال 2008 ، که به طور قطع به شکوفایی طولانی دهه 1990 پایان داد ، شکنندگی ذاتی این مدل اقتصادی را آشکار کرد. پیامدهای اجتماعی آن اکنون عمیقا در نابرابری های اقتصادی منطقه ای نگاشته شده است که به چنین ویژگی ریشه دار زندگی بریتانیا تبدیل شده اند.

اقتصاد لحظه فعلی به سختی می تواند متفاوت باشد یا کمتر به صرفه باشد برای تکرار این استراتژی. از زمان بحران مالی ، اقتصاد جهانی در حمایت از زندگی بوده است. کاهش کمی و تورم قیمت دارایی برای ثروتمندان با ریاضت اقتصادی برای فقرا همراه شده است. دهه بعد از بحران با کمترین و نابرابرترین بهبود اقتصادی در حافظه زنده همراه بود. با نزدیک شدن به سال 2019 ، درست قبل از ابتلا به همه گیری ، اقتصاد جهانی به کندترین سرعت خود از زمان سقوط کاهش یافته است.

Covid-19 این مشکلات اقتصادی را بسیار افزایش داده است. با عبور این اورژانس بهداشت عمومی ، ما با چالشی برای شروع مجدد – در برخی بخش ها ، حتی بازسازی – اقتصادی به شدت تحت فشار روبرو هستیم ، نابرابری های ثروت ، قدرت و کنترل بسیار تقویت شده است. این شرایطی نیست که تحت آن دولت بتواند فقط امیدوار باشد که “از مازاد” رونق گسترده “کاسته شود”.

راه سوم اصلی به طور موازی در دو طرف اقیانوس اطلس توسعه یافته بود و بلر دانشجوی دقیق تأکید بیل کلینتون بر انضباط مالی بود ، در زمانی که دولتها از ترس “هوشیاران” بازار اوراق قرضه زندگی می کردند. امروز فضای اقتصادی و سیاسی کاملاً متفاوت است. با توجه به نیاز آشکار به سرمایه گذاری توسط دولت برای مقابله با خطراتی مانند بحران آب و هوا و همه گیرهای آینده ، دولت جدید جو بایدن چنین محدودیت های خودخواسته ای را کنار گذاشته و وعده خود را مبنی بر اینکه “ما فقط به لبه های لکه دار نمی رویم” را عمل می کند.

در حالی که بایدن از کهنه کاران سیاست سوم دهه 1990 است ، وی در پاسخ به خواسته های لحظه ای موقعیت اقتصادی خود را تغییر داده و به جای حاشیه سازی با حزب چپ خود ، سازنده کار کرده است. دولت وی در حال ترسیم دوره ای از انگیزه های اقتصادی و سرمایه گذاری گسترده در سطح عمومی است که هدف آن پاسخگویی بلند پروازانه به بحران های همپوشان است. اگر دموکرات ها نشان می دهند که در گذشته گیر نکرده اند ، دلیل نمی شود که حزب کارگر نیز باشد.

همانطور که راه سوم از نظر اقتصادی تا لحظه حاضر نامناسب است ، از لحاظ سیاسی نیز تکرار نشدنی است. این استراتژی شامل واریز اعتبار توسط بخش عمده ای از حوزه انتخابیه چپ بود ، چکی که نمی تواند بیش از یک بار هزینه شود. اعتبار سیاسی مدت زیادی طول می کشد و در عرضه محدود وجود دارد. این ایده که می توان چپ (و همراه با آن قلب اصلی احزاب چپ در جوامع طبقه کارگر صنعتی و پس از صنعتی) را امری بدیهی دانست زیرا برای استفاده از سخنان ماندلسون از سال 1999 ، “آنها جایی دیگر برای رفتن ندارند” ، با از دست دادن مداوم ده ها سال سنگرهای انتخاباتی سابق کارگران در “دیوار قرمز” قاطعانه رد شده است.

اگر حزب کارگر بخواهد یک ائتلاف انتخاباتی موفقیت آمیز شامل دو پیش دبستانی جوان شهری و رأی دهندگان در سنگرهای شمالی سابق حزب را از نو بسازد ، باید از نظر اقتصادی چیزی مشخص و ارزشمند ارائه دهد. حزب دیگر نمی تواند به حمایت نسلی مبتنی بر منافع افراد شاغل در مشاغل صنعتی و اتحادیه ای که اکنون تا حد زیادی ناپدید شده اند ، اعتماد کند. از دست دادن پشتیبانی آن در مناطق پساصنعتی با انتخابات 2019 آغاز نشده است ، اما در یک دوره طولانی تر شتاب بیشتری گرفته است. علی رغم افزایش حمایت ها در انتخابات 2017 ، حزب کارگر نتوانسته بیشتر 91 کرسی از دست رفته در سال 2010 را بدست آورد ، اولین انتخابات پس از بحران مالی ، از جمله کرسی های مکان هایی مانند کوربی و کلیتورپس.

با شکل گیری خطاهای سیاسی این دهه ، کارگران باید چشم انداز قانع کننده ای را برای جامعه انگلیس و اقتصاد در سال های آینده بیان کنند. اهتزاز پرچم توخالی جایگزین ضعیفی است. این حزب به استراتژی واقعی سرمایه گذاری و تحول اقتصادی احتیاج دارد که چیزی بیش از سخنان خالی محافظه کاران در مورد “تراز کردن” را ارائه دهد. این نیاز به یک چشم انداز دارد که با بحران های عمیق اجتماعی و اقتصادی که ما با آن روبرو هستیم – که مهمترین آنها نابرابری های منطقه ای ، بی عدالتی نژادی ، نابرابری بین نسلی و تغییرات آب و هوایی است – سازگار باشد.

اگر کارگران بخواهند از دوران بلر چیزی بردارند ، باید آمادگی لازم برای انطباق با شرایط متغیر اقتصادی و توانایی یادگیری از آنچه در کشورها با چالش های مشابه کار سیاسی کرده اند را داشته باشد. اینها درسهایی است که قابل تأمل است ، مدتها پس از آنکه محتوای اصلی سیاست راه سوم به تاریخ واگذار شد.

  • جو گوانان معاون رئیس The Democracy Collaborative ، یک اندیشکده آمریکایی است. مارتین اونیل در دانشگاه یورک به تدریس فلسفه سیاسی می پردازد. آنها از نویسندگان کتاب The Case for Community Wealth Building هستند (Polity ، 2019).

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *