راشل وایترد: “من وضوح واضحی دارم که قبلاً هرگز نداشته ام” | راشل وایترد

دبلیومرغی که من آخرین بار با راشل وایترد صحبت کردم ، من با شکوه اعلام کردم که او همیشه بازیگران بازی می کند ، و هیچ وقت کار دیگری نمی کند. زیرا این کاری است که او بیش از 30 سال انجام داده است. این زبان او بود او ابتدا کار خود را با ریختن خلاoid زیر یک صندلی شروع کرد ، سپس فاصله را زیر تخت انداخت. او چیزهای کوچک و فروتنانه ای را ریخت – فضای داخلی بطری های آب گرم ، شبیه نیم تنه کوچک انسان. او بزرگ شد و کل اتاق و سپس خانه ای را در Bow ، شرق لندن ریخت. این جایزه 1993 ترنر را برای او به ارمغان آورد: او اولین زن و جوانترین هنرمندی بود که چنین کاری را انجام داد ، فقط 30 سال داشت. او همچنان ردیف قفسه های کتاب را ریخت و آنها را به یادبود هولوکاست مانند قبرستان در وین تبدیل کرد. او برنده پروژه چهارم پلینت لندن شد و با ریختن ازاره خود در رزینی یخی و نیمه شفاف و واژگون کردن آن ، با شکوه تمام کار خود را به انجام رساند.

هیچ یک از اینها به خصوص مسالمت آمیز نبوده است. خانه نه تنها درباره هنر معاصر ، بلکه سیاست مسکن ، جوامع و بازآفرینی به یک میله برق برای بحث های عصبانی تبدیل شد. دو سال طول کشید تا این کار را انجام داد و علی رغم مبارزات برای اعدام ، کار فقط شش هفته ادامه داشت. یادبود هولوکاست که درگیر سیاست بود و در بعضی از مناطق با قلب مخالفت می کرد ، پنج سال طول کشید. او می گوید: “من بسیار خوشحالم که این کار را کردم ، اما دیگر نمی خواهم چنین چیزی را تجربه کنم.” تعجب آور نیست که ، در سالهای اخیر ، او ساخته شده است که او “مجسمه های خجالتی” می نامد – نسخه ای از یک کلبه نیسن در یک جنگل در یورکشایر ، کابین در صحرای موهاو ، غرفه ای در fjord نروژ ، سوله در جزیره فرمانداران در نیویورک. اینها موارد منزوی است. تجربه آنها نیاز به یک تلاش دارد. و همه آنها ، به هر طریقی یا دیگری ، بازیگران هستند.

Poltergeist…
Poltergeist… “به نظر می رسد مثل اینکه توسط چیزی کشیده شده باشد”. عکس: Prudence Cuming Associated مجوز از Gagosian

خوب ، این تغییر کرده است. Whiteread دو اثر مهم جدید ساخته است که اکنون در لندن قابل مشاهده است. و آنها بازیگران نیستند. پس از 35 سال ، او زبان خود را کاملا تغییر داده است ، یا بهتر بگوییم “واژگان من را گسترش داده است”. او دو کلبه ساخته است – بله ، یک تداوم وجود دارد – از چوب های احیا شده ، تکه های ملافه و فلز ، تخته های قدیمی و شاخه های پیچ خورده. سفید رنگ شده ، بنابراین نور از آنها باز می گردد ، آنها تقریباً شبح هستند. به نظر می رسد ساختمانهایی هستند که برخی از فاجعه ها از بین رفته اند – طوفان یا سیل.

با نگاهی به کارهای جدید ، به بحران آب و هوا ، وضعیت آب و هوای غیر قابل پیش بینی ، اردوگاه های پناهندگان ، بیماری های همه گیر – به طور کلی شکنندگی چیزها – فکر کردم. او قبول می کند: “همه ما آن را احساس کرده ایم.” “امنیت جهان همانطور که می دانستیم روی سرش ریخته شده است.” ساخت کار جدید همان حالت عدم اطمینان عمیق را بازتاب داد. هنگام انتخاب بازیگر ، او می گوید ، “شما باید دقیقاً بدانید که از قبل چه کاری انجام می دهید. من خیلی عادت دارم که با نگاه کردن به چیزی و تصور اینکه از جلو چگونه به نظر می رسد ، فضا را تصور کنم. من اینگونه فکر می کنم انجام این کار تقریباً برعکس بود. ” او هرچه پیش می رفت آن را جبران می کرد ، اختراع می کرد ، بداهه می گفت ، عقب می رفت ، کار می کرد.

هنگامی که Whiteread را به مناسبت قبلی در استودیوی او دیدم ، در سال 2019 ، در حالی که او در اواخر دوران حرفه ای خود در حال گشت و گذار در جهان بود ، او تصاویری از ساختمان های خراب شده توسط طوفان کاترینا را نشان داد که در سال 2005 نیواورلئان ویران کرد. “در آن زمان من این ذهنیت را در ذهنم داشتم که می خواستم عکس آنچه را که همیشه می ساختم ، درست کنم. “، او گفت ، کوید لرزیده و دور ، روبروی یک دفتر سفید ضد عفونی کننده در گالری Gagosian لندن. “در آن زمان ، من نمی توانستم بفهمم که چیست ، اما همه این مطالب را مرتب جمع می کردم.”

شانه زدن ، جمع آوری چیزهای دور ریخته شده ، عادت از کودکی است که توسط مادر هنرمند و پدر جغرافی دان منتقل می شود. “همیشه چیزی در پشت ماشین وجود دارد. بچه ها مثل “اوه ، واقعاً؟ لطفاً آن را بردار ، مادر ، خجالت آور است. “” (او و همسرش ، مارکوس تیلور ، دو پسر دارند.) وایتیدر سعی در ریختن برخی از این یافته ها – شمشیربازی ، آهن راه راه – داشت ، اما م workingثر نبود. “بنابراین من شروع به ناخن زدن وسایل و نقاشی کردن آنها کردم.” او همیشه خیلی نقاشی کشیده است و فهمیده است که می تواند از چیزهایی که پیدا کرده است برای کشیدن استفاده کند – اما در سه بعد. او می تواند “نقاشی های بزرگی از پوست و استخوان های ساختمان ها ایجاد کند. از ساختمانهای flayed؛ از مسائل پس از بلایا “.

بدون عنوان (Crinkle-Crankle) ، رزین 2018 2018 ، اسپری آلومینیوم و فولاد ، در 3 قسمت.
بدون عنوان (Crinkle-Crankle) ، رزین 2018 2018 ، اسپری آلومینیوم و فولاد ، در 3 قسمت. عکس: جیل مید / گاردین

Whiteread که اواخر این ماه 58 ساله شد ، حضوری آرام و محدود است. هر چند گاهی اوقات ، در میان ساده و عملی بودن ، حرفی کاملاً شگفت انگیز می زند. وی در پادکست اخیر شعر را به عنوان “صدای لمس کلمات با یکدیگر” توصیف کرد. وقتی به او یادآوری می کنم می خندد. “این خیلی خوب است ، نه؟” او کار جدید را به عنوان “لمس مواد در برابر هوا توصیف می کند. چیزی که در آنها متفاوت است ، فکر می کنم هوا باشد. ” بر خلاف حضور متراکم بازیگران: “حافظه جامد” ، همانطور که وی یک بار آنها را توصیف کرد.

دو کلبه خراب که Poltergeist و Doppelgänger نامیده می شوند ، تضاد ایجاد می کنند. او می گوید: “به نظر می رسد Poltergeist به وسیله چیزی کشیده شده است.” “به نظر می رسد داپلگنگر روی آن مهر شده است.” یکی از مجسمه های بسیار ابتدایی او شبح نام داشت. این بازیگران داخلی یک کمد لباس بودند که در سال 1990 و هنگامی که او 27 ساله بود ساخته شده است. او همیشه نام آور دقیق کارهایش بوده است ، بنابراین من Poltergeist را به عنوان یک پژواک عمدی خواندم. همانطور که شبح بیانیه ای از قصد ، گذاشتن یک زبان بود ، پولترجئیست نیز چنین است. تضاد بین این دو بسیار زیاد است. یک poltergeist با یک شبح متفاوت است: شیطنت ، بدخیم. وایترد با لبخند می گوید: “پر سر و صدا”. در فولکلور آلمان ، الف جاروبرقی همچنین چیزی غیر عادی است: غضب یا ظاهر یک فرد زنده. با وجود کنترل رسمی آشکار ، در کار جدیدی که قبلاً در او ندیده ام چیزی وحشی و ناراحت کننده وجود دارد. آنها مرا به یاد کارهای لوئیز بورژوا می اندازند ، جایی که او ایده خانه را احضار می کند اما آن را با چیزی تاریک و بی قاعده تزریق می کند.

وقتی Whiteread مجسمه ها را به یکی از دوستانش نشان داد. یک بازیگر رزینی قدیمی آن در نزدیکی ایستاده بود. “او با اشاره به بازیگران گفت:” این جنبه شاعرانه آرام شماست. ” و او به Poltergeist اشاره کرد و گفت ، “این طرف مهره های توست.” و این دقیقاً درست است. یک ذات من در آنجا وجود دارد که قبلاً واقعاً در آن کاوش نکرده ام. ” مکث می کند. چیز دیگری وجود دارد ، او می گوید.

“من هشت سال پیش دو قطبی تشخیص داده شدم. جالب است که آن را با صدای بلند بیان کنید. این چیزی نیست که من درباره اش صحبت کرده باشم برای رسیدن به این تشخیص در سن 50 سالگی – و من چند بار در بیمارستان بستری شده ام – نوعی وضوح را در چیزهایی به وجود آورد که قبلاً هرگز نداشته ام. او می گوید ، او همیشه “اسفنج احساسی” بوده است. “یک اتفاق ممکن است رخ دهد و شما به نوعی گره گشایی کنید.” در گذشته ، او می گوید ، احساس راحتی نمی کرد در مورد شرایط صحبت کند. اما ، او اضافه می کند ، “این چیز خوبی است که مردم می دانند افرادی مانند من – افراد موفق – ممکن است بسیار بیمار باشند.” این کارهای جدید بخشی از رسیدن او به محل اقامت با تشخیص ، حتی مهار آن است. “من اکنون قادر هستم یک قدم به عقب برگردم و بگویم ،” من می دانم چه خبر است. ” و نه آن را بصورت فشرده ، بلکه برای درک و استفاده از آن به نوعی استفاده کنید. این به خلاقیت من جوری خورده است که فکر می کنم واضح است. “

فقط شش هفته دزدگیر می شود ... Whiteread در پله های خانه در سال 1993.
فقط شش هفته ایستاد … Whiteread در پله های خانه در سال 1993. عکس: Richard Baker / Alamy

ما در مورد چیزهای دیگر صحبت می کنیم من کنجکاو هستم که از افکار وی در مورد تماسهای احداث بنای یادبود Covid-19 مطلع شوم. در لندن ، در خاکریز تیمز ، روبروی کاخ وست مینستر ، دیوار یادبود ملی کوید به وجود آمده است – نامی با صدای رسمی برای چیزی که در واقع غیررسمی است ، ایده اصلی یک گروه مبارزاتی ، خانواده های سوگوار 19 برای دادگستری . این قلب شامل قلب هایی است که توسط داوطلبان به دیوار کشیده شده اند و هرکدام نماینده شخص گمشده ای هستند. این کمونیستی ، متواضعانه و بسیار مهیج است. من شب قبل آن را دیده بودم ، بنابراین تصاویر را به Whiteread نشان دهید. او می گوید: “این زیباست.” “آیا من فکر می کنم باید به موقع رفع شود ، دائمی شود؟ من فکر می کنم باید فقط گذاشت و سپس به تدریج ناپدید شد. تا آرامش خود را داشته باشد. “

در مورد برخی از مارکرهای ماندگارتر چطور؟ او می گوید: “شما نمی توانید چیزی را که هنوز در جریان است به یادگار بگذارید.” “شما باید کمی وقت و مسافت داشته باشید تا در مورد آنچه که بود فکر کنید.” او می گوید انواع روش ها را برای ایجاد یادبودها رد کرده است. حتی برای ارائه ایده هایی برای Ground Zero در نیویورک به او مراجعه کردند. او فقط نمی توانست آن را در نظر بگیرد: خیلی زود. در عوض ، 15 سال پس از 11 سپتامبر ، او یک کار آرام و مالیخولیایی را در کابین در جزیره فرمانداران انجام داد ، که مستقیماً به سایت برج های دوقلو نگاه می کند. این بسیار مایل و فراتر از یک یادبود سرراست است.

او البته شکلی با بنای رسمی شهری دارد و به یادبود هولوکاست وین افتخار می کند. او می گوید: “این واقعاً کار خود را انجام می دهد.” کدام یک چیست؟ “خوب ، در وین وظیفه این است که در مورد آنچه اتفاق افتاده روشن باشد. در مورد موضوعات مختلف ، ابهام و افتضاح زیادی وجود داشت. بچه ها واقعاً نمی دانستند چه اتفاقی افتاده است. ” هرگز او هرگز این کار را نکرده است ، بدون اینکه سالها به جنگ و هولوکاست فکر کند. یکی از دوستان والدینش ، وقتی او در اسکس و لندن بزرگ می شد ، از بازماندگان اردوگاه کار اجباری بلسن بود و او داستانهایش را تعریف کرد. سپس ، پس از دریافت جایزه ترنر ، او مدتی برای زندگی در برلین رفت و درباره میراث هولوکاست عمیقاً فکر کرد ، به طور گسترده مطالعه کرد و از اردوگاه ها بازدید کرد. “اگر من چنین کاری نمی کردم ، هرگز سعی نمی کردم یادبودی بسازم ، یا درباره آن اظهارنظر کنم.”

“این واقعاً وظیفه خود را انجام می دهد”… بنای یادبود هولوکاست در وین. عکس: مایکل بروکس / اعلمی

من همچنین در مورد جنگ او در مورد فرهنگ فرهنگ فعلی بر سر مجسمه هایی که توسط وزیران توری در انگلیس برافروخته شده ، تعجب می کنم. فکر می کند چه اتفاقی برای یادبودهای سوداگران برده و امپریالیست ها بیفتد؟ او هیچ پاسخ جادویی ندارد. “من مطمئن نیستم که شخص با آنها چه می کند. من فکر نمی کنم که آنها باید ذوب شوند. فکر می کنم لازم است درباره آنها اظهار نظر شود. شاید این به معنای بیرون آوردن آنها از محل و قرار دادن آنها در موزه باشد. من مطمئن نیستم که این یک چیز خوب است – اما روش مقابله با آن آسان تر است. ” اما ، همانطور که او اشاره کرد ، این یک مشکل بسیار نادر است. “بیایید این واقعیت را بپذیریم که اکثر این مجسمه های برنزی ، هیچ کس سرنخ لعنتی را پیدا نکرد که آنها چه کسانی هستند ، چه کاری انجام داده اند و یا چرا این کار را انجام داده اند.”

او مطمئناً فکر نمی کند جواب این نیست که کلی تندیس بیشتر بگذارید ، تا “تعادل” داشته باشد. “آیا روش جالب تری برای دیدن کسی به جز نیم تنه یا نسخه مجازی از آنها وجود ندارد که رک و پوست کنده بگویم اغلب خیلی خوب کشیده یا مجسمه سازی نشده است؟” او فکر می کند این نوع تندیس مربوط به گذشته است و مربوط به دوران قبل از عکاسی است. “جهان پیش رفته است و من فکر می کنم که ما باید به حرکت خود ادامه دهیم.”

ما توجه خود را به مجسمه های او معطوف می کنیم. او خارش دارد تا کارهای بیشتری انجام دهد. او می گوید: “این فقط ابتدای ماجراجویی است.” این آزاد کننده بوده است: یک سفر فکری کمتر از بازیگران ، بصری تر – یک مورد کشف قلمرو ناشناخته. این عبارت دریایی باعث می شود به یاد بیاورم که من یک بار روی دیوار استودیوی او کارت پستال The Raft of the Medusa توسط Géricault دیدم. او می گوید هنوز آنجا است. اگر بازیگران او متشکل ، رسمی و کنترل شده باشند ، اتاق های موزون و چشم انداز عمیق نقاش رنسانس مورد علاقه او ، پیرو دلا فرانچسکا را تکرار می کنند ، مجسمه های جدید بیشتر روح شاهکار غرق کشتی Géricault را دارند – و اوقات نامشخص و ترسناک ما. به نظر می رسد آثار مانند آن ملوانان آسیب دیده ، همه ما فقط چسبیده ایم و سعی در زنده ماندن داریم.

  • نمایشگاه جدید راشل وایترد ، اشیا Internal داخلی ، از 12 آوریل تا 6 ژوئن در گاگوسیان ، لندن برگزار می شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *