راحتی همه گیر من؟ مرورهای Google. آنها می توانند مانند هر درام تلویزیونی جذاب باشند. | لوئیز بنسون

حارتباط انسان را اغلب می توان در جایی یافت که حداقل انتظار آن را دارید. Google Maps که به عنوان ابزاری ساده جهت یابی آغاز به کار کرده است ، در سال های اخیر به گنجینه طنز و دسیسه های بعید تبدیل شده است. با توجه به اینکه بسیاری از مشاغل در منطقه من برای بسیاری از موارد همه گیر بسته بودند ، من مجبور شدم از طریق بررسی هایی که دیگران به صورت آنلاین انجام داده اند ، آنها را جستجو کنم. من از روی مبل خود شهرهای خارجی را رد کرده ام و با خیال راحت از طریق توصیف یک خطه میان وعده عالی ، آرزو می کنم تعطیلات آینده را ببینم.

از بررسی های یک بیسترو محلی گرفته تا خشکشویی ، من درگیر ربوده هایی از زندگی در شهر شده ام که به نظر می رسد به اندازه هر اتاق نشینی جذاب باشد. ساگاهای کامل در چند جمله پخش می شوند و من داستان های مفصلی از عشق ، دعوا ، جدایی و آرایش را خوانده ام. “صاحبان یک درام در اطراف خود ایجاد کردند و ما را برای بیان همه خشونت خود انتخاب کردند” ، یک بررسی خاص شوم از یک میخانه شروع می شود ، که با این پایان می رسد: “ما شب را در بیمارستان گذراندیم و دوستم مجبور شد برای جراحی بینی خود جراحی کند “

برخی از بازرسان مشاغل را با استانداردهای غیرممکن نگه می دارند. شکایات معمول شامل عدم اجازه ورود بدون رزرو در یک شب شلوغ ، خدمات سریع پرسنل پر کار و حتی عدم امکان یافتن محل برگزاری است. خوشبختانه این فقط مشتریان نیستند که فرصت ابراز وجود دارند. صاحبان حقوق نیز می توانند با جنبه خود از داستان پاسخ دهند. یک کارمند در یک پاسخ خلاصه به ارزیابی نامطلوب خدمات خود عذر خواهی نمی کند: “من مثل آینه هستم ، آنچه را می دهی به دست می آوری.” دیگری اظهار می دارد: «شما یک نظر در حساب خود دارید ؛ نتیجه گیری من این است که شما یک حسی خسیس هستید “، همراه با توصیه ای برای” آزمایش سلیقه خود “. مالکان اغلب در دفاع از خود توضیحات طولانی می دهند یا از کسانی که بازخورد مثبت گذاشته اند ، به شدت یادآوری می کنند ، یادآوری قدرتی که این بررسی ها می توانند داشته باشند.

در سال گذشته من با سه برادری که مغازه گوشه و کنار من را در خیابان هوکستون ، شرق لندن اداره می کنند ، مرتب تر از هر عضو خانواده یا دوستی صحبت کرده ام. آنها shop اولین مشاغلی بود که من در بررسی نقشه های گوگل خود گام برداشتم ، ارزیابی درخشان کالاهای کنسرو شده و استقبال از آنها. اخیراً به بررسی خود بازگشتم و متوجه شدم که نایب السلطنه محلی با تأملات جدی در مورد روحیه جامعه در محله پاسخ داده است ، با اشاره خاص به یکی دیگر از فروشندگان قبلی مغازه – مادر من ، که چهار سال پیش وی ریاست مراسم خاکسپاری وی را بر عهده داشت. این یک ارتباط غیر منتظره بود که من را به اشک نزدیک کرد.

از آن زمان ، من رساله هایی را برای چندین نقطه مورد علاقه خود در نزدیکی و دور ، رساله های کوتاه نوشتم که به همان راحتی هذلولی هستند و کاملاً احساسی هستند. من امیدوارم که این مشارکت ها از مشاغلی که در طی همه گیر شدن بیشترین آسیب را دیده اند ، پشتیبانی کند ، در حالی که ماهیت نامطمئن رابطه ما با آنها هرگز مشخص نبوده است.

اکنون به ندرت می توان شغلی را یافت که باشد نه ذکر شده در نقشه های گوگل ، نشانه تاریک این است که شرکت آمریکایی با هر قدم ما در دنیای واقعی چگونه درگیر شده است. شهرت مشاغل کوچک و خانوادگی در دسترس است ، در حالی که بسیاری از منتقدان آنها تا حد زیادی نامرئی و غیرقابل پاسخ هستند. گوگل غالباً خود را به عنوان دوستی برای مشاغل کوچک به نمایش می گذارد و به آنها ابزاری را برای دستیابی به مشتریان جدید ارائه می دهد ، اما توازن قدرت کاملاً تنها از یک راه است.

مقاله ای که در ماه گذشته در مجله سبک Cut انجام شد ، توصیف کرد که چگونه نیویورکی ها با خرید و پوشیدن سوغاتی و کالاهای تجاری از فروشگاه های غذا و بوداگا (معادل مغازه های گوشه ای شهر) به طور مشترک در محله های خود پیروز شده اند. نویسنده استدلال می کند از زمان بروز همه گیری ، این موارد از بیانیه مد به چیزی سیاسی تر تبدیل شده است – “پوشیدن پیراهن ممکن است به معنای نجات آن میله باشد”. من به طور مشابه در مورد مرورهای Google Maps ، که عملکردی عملی و نمادین را انجام می دهند ، احساس می کنم.

من می دانم که کسانی مثل من در آنجا هستند. من می توانم آنها را در صدها مرور ارسال شده هر روز مشاهده کنم. چیزی مبهم و شرم آور در مورد نسخه های آنلاین خودمان وجود دارد که برای کسانی که ما را می شناسند ، به دور از اخبار متشکل از رسانه های اجتماعی در نظر گرفته نشده است. مانند لیست فروشندگان eBay ، تبلیغات Gumtree یا پست در Nextdoor ، من نظرات خود را با آزادی همراه با بی هویتی نسبی می نویسم. من از این واقعیت لذت می برم که حتی صاحب مشاغلی که روزانه با آنها تبادل نظر می کنم احتمالاً هرگز نمی داند که این من هستم. این بررسی ها بیش از یک معامله ، از برخوردهای اتفاقی و صمیمیت های زودگذر زندگی روزمره ما حکایت دارد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *