دیدگاه گاردین در مورد لابی دیوید کامرون: یک دفاع بدبینانه شستشو نمی دهد | تحریریه

لهفته گذشته ، دیوید کامرون ، نخست وزیر محافظه کار سابق انگلیس ، به طرز غیرقابل تصوری ادعا کرد که سال گذشته لابی دیوانه وار وی در مورد وزرا و مقامات از طرف لکس گرینسیل ، سرمایه دار شکست خورده استرالیایی ، بیشتر به دلیل منافع شخصی ناشی از خدمات عمومی بوده است. آقای کامرون می توانست این را با چهره ای صریح بیان کند زیرا در طی چهار ساعت شهادت به نمایندگان مجلس ، حقوق وی یا دستمزدی را که برای گرینسیل سرمایه برای زنده ماندن از بیماری همه گیر در نظر گرفته بود ، فاش نمی کند.

مبالغ احتمالاً شرم آور زیاد بوده است. آقای کامرون در سال 2019 در برخی سهام خود پول نقد انجام داد. گزارش 1٪ سهام وی در شرکت مالی زنجیره تأمین در یک مرحله به ارزش 60 میلیون پوند محاسبه شد. آیا آقای کامرون فقط در این پول بود؟ یک بادآورده احتمال می داد که او باشد.

آقای کامرون در سال 2016 دفتر را ترک کرد و دو سال بعد به گرینسیل پیوست و از دریچه گردان که یک بار قول بسته بود قدم زد. این مسئله عدم کفایت مطلوب مقررات لابی توسط مقامات و وزرای سابق وایتهال را برجسته می کند. این سیستمی است که در آن افراد قرار است خود پلیس باشند. وقتی چنین نکنند ، به نظر می رسد تنها توبیخ مجموعه ای از ابروهای برآمده است. این به اندازهی کافی خوب نیست.

گوردون براون و ترزا می هر دو پس از ترک منصب عالی با برخی از تناسب اندام به فعالیت های خصوصی پرداختند. اگر نخست وزیرها نتوانند از آنها الگو بگیرند ، باید مکانیسم گزارش در زمان واقعی برای کارهای آنها پس از نخست وزیری ، به ویژه تماس آنها با دولت انگلیس ، و دارایی ها و درآمد مربوط به آنها وجود داشته باشد. نباید یک فروپاشی مالی به وجود بیاید تا نخست وزیر پیشین بخاطر اقدامات بدشخورانه خود پاسخگو باشد.

شنیدن اینکه آقای کامرون گفته است استفاده از دولت انگلیس به عنوان قلک برای شرکت های مالی متصل سیاسی هیچ مشکلی ندارد ، جای تعجب دارد. وی از دولت می خواست با خرید اوراق قرضه صادر شده پول را به گرینسیل پمپ کند. اگر این اجازه داده می شد ، نجات دولت می توانست شرکت را نجات دهد و آقای کامرون را به طور بالقوه برای جیب زدن میلیون ها نفر در راه بفرستد. آقای کامرون با بی شرمی ادعا کرد که این امر به نفع “پایگاه تأمین” انگلیس است.

چنین استدلال هایی هنگام بازرسی تبخیر می شوند. مدل تجاری گرینسیل با بازار رهن زیر اولویت مقایسه شده است. این فاکتورهای شرکت را در ازای پرداخت هزینه پرداخت می کند. گرینسیل برای ارائه تسهیلات وام “60 یا 90 روزه” به شرکتهای بزرگ یا ادارات دولتی کاهش یافت. این وام ها توسط اوراق قرضه خریداری شده توسط سرمایه گذاران که به دنبال بازده در دنیایی با بهره کم هستند ، خریداری می شوند. مخرب ترین اتهام این بود که گرینسیل با صدور وام علیه فاکتورهای مشتریان موجود ، طرحی مانند پونزی را اجرا کرد.

تا زمانی که فاکتورها تسویه شوند ، می توان هم برای سرمایه گذاران و هم برای گرینسیل سود کسب کرد. با این وجود ، همه گیرها پول نقد را خشک کردند و فاکتورها را نیز پرداخت نکردند. در 3 مارس ، فایننشال تایمز گزارش داد که گرینسیل در حال آماده سازی پرونده برای ورشکستگی در انگلستان است. یک سال زودتر ، آقای کامرون بمباران خود را با ارسال نامه به عالی ترین مقام خزانه داری آغاز کرد. یک بدبین ، یک شخصیت را در یکی از نمایش های اسکار وایلد زیر سوال می برد ، کسی است که قیمت همه چیز را می داند و ارزش هیچ چیز را نمی داند. این چرخش واضح این عبارات اشاره به مسئله بسیار اشتباهی است که امروز وجود دارد. آنچه کارفرمای گرینسیل نشان می دهد این است که ، در تجارت و دولت ، افراد زیادی در مناصب قدرت هستند که وایلد آنها را به عنوان بدبین توصیف می کند. برای انعکاس این قانون باید به روز شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *