دیدگاه گاردین درباره ناتو و اوکراین: زمان همبستگی | ناتو

تیانگیزه وی برای تجمع نظامی روسیه در مرز با اوکراین مشخص نیست ، اما کدورت نکته اصلی است. سیاست خارجی ولادیمیر پوتین برای سرکشی و سردرگمی بینندگان بین المللی است. روسهای معمولی از فرستادن ده هزار هزار سرباز به علاوه تانک و توپ برای تهدید یک کشور همسایه توسط کرملین چیزی بدست نمی آورند ، همانطور که در الحاق کریمه در سال 2014 هیچ منافع مادی نمی دیدند. برعکس ، آنها از به دنبال تحریم های بین المللی.

اما ماجراهای نظامی آقای پوتین به او این امکان را می دهد که به عنوان یک فرد قوی ظاهر شود که از غرب سرپیچی می کند. تصرف سرزمینی که روزگاری در اتحاد جماهیر شوروی بود ، در کارزار بازگرداندن غرور ملی پس از از دست دادن وضعیت ابرقدرت نقش اساسی داشت. این دستور کار برای رئیس جمهوری که چیز دیگری برای ارائه به مردم خود ندارد ، حیاتی است. فساد بومی و استبداد قلدری ، رکود اقتصادی ایجاد کرده است. کرملین بخاطر داشتن طرحی برای رقابت پذیری روسیه در حوزه های مدنی ، به استقرار نظامی ، جاسوسی سایبری و شیطنت های ژئوپلیتیکی متکی است تا ثابت کند قابل چشم پوشی نیست.

این پویایی تهدیدی فوری برای حاکمیت اوکراین و چالشی مکرر برای متحدانش است. دومینیک راعب ، وزیر امور خارجه ، روز چهارشنبه با همتایان آمریکایی ، فرانسوی و آلمانی خود دیدار و درباره اوضاع تشدید شده گفتگو کرد. از نظر تئوری ، ناتو پشت کیف است. به گفته جنس استولتنبرگ ، دبیرکل اتحاد ، حمایت “لغو” نیست. آنتونی بلینکن ، وزیر امور خارجه ایالات متحده ، رفتار روسیه را “بسیار تحریک آمیز” توصیف کرده است.

رئيس تحريك كرملين از نزديك واكنش رئيس آقاي بلينكن در كاخ سفيد را تحت نظر دارد. دریافت معیار اندازه گیری جو بایدن تنها دلیل برای جنجال کردن یک صابر در اوکراین نیست ، اما این یک عامل قابل توجه است. اگر ایالات متحده دست به دام شود ، توسط پوتین به عنوان مجوزی برای گسترش آنچه “حوزه نفوذ” خود در اروپا می داند – احتمالاً با زور – گرفته خواهد شد. ارتش اوکراین به لطف کمک ناتو (و تسلیحات ایالات متحده) نسبت به سال 2014 بهتر آموزش دیده و مجهز شده است ، اما این توانایی پیشرفته ممکن است مانع روسیه نشود. ترس از واکنش داخلی در صورت شروع افزایش تلفات ، محدودیت بزرگتری خواهد بود.

خوشبختانه ، وقایع تا این حد زیاد رخ نداده اند ، اما این واقعیت که چنین چرخشی قابل تصور است ، باید زمینه ساز توجه بیشتر بحران های اولیه در پایتخت های اروپا باشد. لندن در روابط با روسیه (مخصوصاً از زمان مسمومیت های اسکریپال) دست و پاگیر است ، اما پاریس و برلین در رویارویی با کرملین احتیاط بیشتری دارند. موارد تجاری و همچنین استراتژیک در این زمینه وجود دارد – کمترین آنها پروژه خط لوله انتقال گاز روسیه به آلمان نیست. اتحادیه اروپا به خوبی برای هماهنگی سیاست خارجی تنظیم نشده است. این قاره از طریق امنیت به روشهایی که صبر واشنگتن را آزمایش می کند به آمریکا متکی است. دونالد ترامپ در این مورد متلک و کینه توز بود ، اما ناامیدی او استثنایی نبود.

هرچه اختلافات در ناتو گسترده تر باشد ، آقای پوتین فضای بیشتری برای مانورهای ایجاد مشکل دارد. و این اوکراین و ثبات اروپای شرقی را به خطر می اندازد. وقتی سیاست خارجی آن منوط به ناسیونالیسم پارانوئید و بازی بدبینانه برای مخاطبان داخلی از طریق ایجاد اختلافات بین المللی باشد ، هیچ راهی آسان برای رسیدگی به این مسئله وجود ندارد. اما نقطه آغاز دموکراسی ها در هر دو طرف اقیانوس اطلس باید همبستگی صریح با کشوری مستقل باشد که قبلاً از تجاوزات ارضی کرملین رنج برده است ، و بار دیگر توسط آن تهدید می شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *