دیدگاه گاردین درباره انگلیس “پس از مسیحیت”: یک معمای معنوی | دین

چند سال پیش ، یکی از جامعه شناسان برجسته انگلیس مقاله جالبی درباره ظهور “بدون دین” به عنوان خودآرایی در نظرسنجی های اجتماعی منتشر کرد. به گفته پروفسور لیندا وودهد ، “هیچ” بیشتر و بیشتر “خود را در یک انقلاب آهسته ، بی برنامه و تقریباً بدون توجه” اعلام کرد. اکثریت فرهنگی جدیدی در حال ظهور بود و هیچ ارتباطی با دین سازمان یافته نداشت.

سرشماری اخیر ممکن است نقطه عطفی در آن سفر ملی باشد. نتایج ماهها منتشر نخواهد شد ، اما پیش بینی می شود که برای اولین بار ، تعداد انگلیسی هایی که خود را مسیحی توصیف می کنند ممکن است به زیر 50٪ برسد. در سال 2001 ، وقتی سوال “دین شما چیست؟” برای اولین بار وارد شد ، این رقم 72٪ بود. تا سال 2011 به 59٪ کاهش یافته بود. در همین حال ، نسبت “بدون دین” یا “هیچ مذهبی” از 15 به 25٪ رسیده است. این آمار ، همانطور که واضح است ، ممکن است به طور قابل توجهی پدیده را دست کم بگیرد. هنگامی که در نظر سنجی نگرشهای اجتماعی انگلیس در سال 2018 این س lessال کم فشار مطرح شد: “آیا خود را متعلق به یک گروه مذهبی می دانید؟” ، فقط 38٪ مسیحی شناخته شدند. عظیم 52٪ گفتند که “هیچ” نیستند.

به دلایل جمعیتی و همچنین دلایل دیگر ، احتمالاً نسبت جمعیت انگلیس که با ادیان اقلیت مانند اسلام شناخته می شوند ، همچنان افزایش خواهد یافت. اما با شروع هفته مقدس مسیحیت ، این موارد برای پرستندگان عید پاک نگران کننده است. و جهت آماری سفر تغییر نخواهد کرد. درست همانطور که اعتقاد مسیحیان در نسلهای مختلف منتقل می شد ، انکار بزرگ مذهب سازمان یافته توسط نوزادان بومر جنبش مهارناپذیری را در میان فرزندان هزار ساله آنها پیدا کرده است و نسل Z. انگلیس پس از مسیحیت اکنون یک اتفاق بزرگ است.

قضاوت سخت تر از معنای معنوی بودن انگلیس در مورد خود چیست. مبارزان سکولار در Humanists UK به درستی استدلال می کنند که پیامدهای قابل توجهی در آموزش مذهبی و بودجه عمومی در مناطقی مانند مراقبت های شبانی وجود دارد. در ولز ، یک لایحه مهم سند که در این ماه تصویب شد ، فضا را برای دوره جدید “دین ، ​​ارزش ها و اخلاق” ، که شامل اومانیسم است ، ایجاد می کند. اما به معنای گسترده تر ، همه شرط بندی ها خاموش هستند.

در طول تحقیقات خود ، پروفسور وودهد آنچه را “شاخص داوكینز” خواند ، به افتخار مشهورترین ملحد انگلیس ، ریچارد داوكینز ، ابداع كرد. وی با اندازه گیری عواملی مانند خصومت با مکاتب اعتقادی ، دریافت که اگرچه “هیچ مذهبی” از نظر اجتماعی لیبرال نیست ، اما فقط یک اقلیت کوچک از نظر نظامی سکولار بودند و کمتر از نیمی از آنها خود را ملحد می دانستند. بزرگترین بلوک متشکل از “میب ها ، تردیدها ، و نمی دانم” ، به علاوه گروهی که به خدا ، یک قدرت بالاتر یا “چیزی در آنجا” اعتقاد داشتند. هرچه گروه جوانتر باشد ، نسبت بی دینان کمتر است.

که از نظر استعلایی آینده را بسیار جالب می کند. آیا انگلیس می تواند پس از سکولار و همچنین پس از مسیحیت شود؟ حداقل چند نشانگر فرهنگی به طرز دلخواهی به آن سمت اشاره می کنند. به عنوان مثال تعامل مخاطبان با سری دوم Fleabag را در نظر بگیرید. علاقه شدید به رابطه عاشقانه غیرقانونی بین هزاره گرای فیبی والر-بریج و یک کشیش کاتولیک ، علاقه به چگونگی اجرای فرامین اخلاقی در عصر فردگرایی را نشان می داد. ذائقه متعالی مذهبی به افزایش محبوبیت آهنگسازان اولیه مسیحی مانند ویلیام برد و پالسترینا در قرن بیست و یکم کمک کرده است. قبل از کوید ، سفرهای زیارتی حتی مد شده بود ، تا حدی که جفری چوسر را متحیر می کرد. ظهور هوش مصنوعی س questionsالات متافیزیکی در مورد ماهیت روح انسان ایجاد می کند ، همانطور که در آخرین رمان کازوئو ایشی گورو ، کلارا و خورشید ، مطرح شده است.

شاید ملحد فیلیپ لارکین 70 سال پیش ، زمانی که پرستش مسیحیان جمعی هنوز شکوفا بود ، به آن رسید. لاركین در شعر خود به نام Churching Going نوشت كه چنین جاهایی هاله ای دارند زیرا در ما “گرسنگی … جدی تر بودن” را برآورده می كند. ممکن است از آن زمان جلسات کمرنگ شده باشد ، اما گرسنگی معنوی بخشی از شرایط انسان است. در سالهای آینده راههای بیان و بیان دیگری پیدا خواهد کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *