دلم برای استرالیا دلتنگ است اما دیگر مال من نیست. این کشور ناخوشایند در بحران است | تارا جون وینچ

منمن در لیست انتظار پرواز Dfat هستم ، اما هیچ چیز پاریس را ترک نمی کند. ما در انجمن “Stranded Aussies” همه اینها را گلایه می کنیم. خانه دور از دسترس است. اخیراً آن آهنگ نیل دیاموند را به یاد آوردم – با متن ترانه اصلاح شده:این روزها ، من بین دو ساحل گم شده ام / فرانسه خوب است ، اما خانه نیست / استرالیا خانه است ، اما دیگر مال من نیست. “

گاهی اوقات مثل من نیست. یا اگر چنین شود ، انگار معدن 30 سال پیش است. چرا در مورد توصیه های کمیسیون سلطنتی 30 ساله ، هنوز هیچ بحثی انجام نشده است؟ اگر ده ها سال است که این موارد را گفته ایم ، اگر ابزار موجود باشد اما فاقد اراده اجتماعی یا سیاسی برای تحقق تغییرات باشد ، چه فایده ای دارد که برای خرابکاری چوب ، تراش سنگ ابتدا صرف می شود؟ سخنرانی به چه درد می خورد؟ کمیسیون سلطنتی به چه درد می خورد؟ این کلمات تقلیل گرایانه چه فایده ای دارند؟

شاید برای همه این کلمات ، ما بر روی کلمات غلط تمرکز کرده ایم. هیچ چیز کاملاً شبیه این نیست که در آن گروه ناراحت کننده “Aussie” قرار بگیرید تا بتوانید اصطلاح را ارزیابی کنید.

استرالیا از خارج به نظر می رسد یک کشور ناخوشایند است. به نظر می رسد “اوسی” بودن یک بحران سلامت روان است – یک بحران ملی هویت. همه برابری طلبانه ، اما هیچ یک از عدالت. همه کلمات ، هیچ عملی. همه این فضای باز و بسیاری از آنها در سلولها محدود شده اند. تمام آزادی بیان ، و هیچ یک از انتقادات. همه آن همسران ، با این همه آن خشونت.

استرالیا خشن است. پلیس خشن است. شاید نه به صورت فردی ، اما سیستم نظارت و آموزش اجرای قانون خشونت آمیز است ، نژادپرستانه است ، شکسته است. استرالیا خشونت آمیز است – فقط باید به آمار سو abuse استفاده در خانه ، خشونت جنسی ، کنترل اجباری علیه زنان و کودکان که در هر حومه استرالیا وجود دارد ، بدون در نظر گرفتن نژاد و مذهب ، نگاه کرد. زنانی که هر هفته توسط مردانی که از طریق شکاف ها کشته می شوند ، کشته می شوند ، مردانگی آنها توسط خشونت هایی که هرگز در آموزش اولیه ما انجام نشده است ، از بین رفته است.

هر جامعه بشری خشونت دارد و جوامع بومی و جزیره تنگه تورس تفاوتی ندارند – اما ذاتاً خشونت بیشتری ندارند. با این حال فقط برای 3٪ از جمعیت ، مردم بومی و جزیره تنگه تورس 28٪ از جمعیت زندان را تشکیل می دهند. “حبس به عنوان آخرین چاره – این یک توصیه 30 ساله است. خانواده های تقریباً 500 مرگ قابل پیشگیری که در بازداشت پلیس در آن زمان اتفاق افتاده است ، این را می دانند.

معترضین در تظاهرات مرگ سیاه در بازداشت در پرت در 15 آوریل 2021
عکس: ریچارد وین رایت / AAP

و خشونت خودآزاری چیست؟ تقریباً از هر 5 کودک از 11 تا 17 سال یک نفر دچار پریشانی روانشناختی بالا یا بسیار زیاد است و آمار جوانان بومی از این هم بدتر است: نرخ خودکشی بی نظیر نسل های بعدی ما ، آنهایی که دارای آن ارث وحشتناک استعمار و سرمایه داری هستند و فراموش شده اند.

مشخصه بارز جامعه سالم همیشه با توجه به نحوه مراقبت از افراد محروم سنجیده شده است ، اما تختخوابها و بودجه کافی برای پرداختن به بحران بهداشت روانی وجود ندارد.

این یک میدان جنگ است. زمین آغشته به خون ، یک بار سوزانده شده است. از دور ، “Aussie” به نظر می رسد مانند مبارزات فصل مرطوب تر ، خشک ترین فصل خشک است. به نظر می رسد مانند یک انبوه ملخ ، وحشت موش ها ، پناهگاه افراد مشهور ، تنها کشور مشترک المنافع است که معاهده ای ندارد ، آن قایق های غرق شده ، آن زندان های جزیره.

مردم فرانسه از من می پرسند: «چرا ما در مورد مسائل بومیان چیزی نمی دانیم؟ چرا استرالیایی ها پناهندگان و پناهجویان را دوست ندارند؟ ” من اولین کتابم را 15 سال پیش منتشر کردم و خوانندگان استرالیایی هنوز همین س questionsالات را از من می پرسند: «چرا ما نمی دانیم؟ چرا هرگز درباره آسیب های بین نسلی و نسل های دزدیده شده ، مدارس اصلاحات ، مأموریت ها ، پرندگان سیاه به ما گفته نشد؟ چرا ما نمی دانیم که استرالیای سفید سابقه سیاه دارد؟ “

اینها مشکلات جدا نیستند. من فکر می کنم آنها یکی هستند. ما آوسی ها نمی دانیم چه کسانی هستیم. آنچه به طرز موثری پنهان شده است ، کل داستان استرالیا است – توسط سیستم آموزشی ، رسانه ها ، نمای که با آن بزرگ شده ایم. ما باید سیستم آموزش و پرورش خود را استعمار کنیم ، زیرا این دروغ است که بگوییم زبانهای ما یک کاربرد عملی نیستند زیرا آنها زبان سرزمینی هستند که همه ما در آن زندگی می کنیم. این قدیمی ترین کلمات باید به عنوان بخشی از هویت ملی ما پذیرفته شوند – اعتراف کنید که ما مستعمره هستیم ، اعتراف کنید که انگلیسی شروع به توصیف کشور ما نمی کند. Ngũgĩ wa Thiong’o در مورد استعمار کنیا گفت: “گلوله وسیله ای برای انقیاد فیزیکی بود ، و زبان وسیله ای برای انقیاد معنوی بود.” آیا ما نمی فهمیم که ما روح کل یک ملت را تحت سلطه خود درآورده ایم؟

داشتن یک هویت ملی ، “Aussie” بودن ، بدون حقیقت گویی و فراگیر شدن اتفاق نمی افتد. ما نمی توانیم موفقیت Covid را جشن بگیریم – و آن انزوای طولانی مدت از جهانی که با آن همراه است – بدون بررسی قفس طلاکاری شده ، پوسیدگی در قسمت زیرین ، آن خشونت علیه مردم اولین ملت ما ، علیه زنان ، علیه کسانی که ساخته اند استرالیا خانه آنهاست اما کلیدهای درب خانه را ندارند.

چه فایده ای دارد که به یک کشور وطن دوست افتخار کنی ، اگر در مورد کل داستان دروغ می گویی؟ و با دانستن اینکه از بیرون چه شکلی است ، چگونه می توانید در آن هکتار فضای باز ، و آن روزهای آزاد و بدون نقاب آفتاب با جفت خود بخوانید و بنویسید و بگویید و رأی دهید؟

*

من یک جعبه را به یک شرکت تهیه کننده لوازم اوسی سفارش دادم. در آن قیمت بیش از حد دتول (من می خواستم در روزهای تمیز کردن بوی خانه کودکی خود را حس کنم) ، پودر کاری کینز ، یک بطری فشرده Vegemite و برخی از مواد اصلی ما بود. من با آن کتاب آشپزی زیبا و بومی Wandu Mai مشغول آشپزی بوده ام. پیش گفتاری از عمو بروس پاسکو وجود دارد. در این مقاله او می نویسد: “اگر نمی توانید تاریخ ما را قورت دهید ، نمی توانید غذای بومی ما را بخورید.”

خانه نمک Tharawal است ، مادرم آنجا ، مادربزرگ من است. و آنجا کشور Ngurambang است ، پدر من ، آن دشت های علفی است. من دلتنگ هستم – همانطور که مطمئنم بسیاری از مهاجران و پناهجویانی که در بازداشت به سر می برند ، اکنون بیش از هر زمان دیگر دلتنگ شده اند. کسانی که از حضور در کشور منصرف شده اند. من به آینده ای امیدوارم که احساس نمی کند دیگر مال من نیست. زیرا از بین همه وحشت های موجود در وضعیت موجود ، امکان دسترسی به آن وجود دارد: همچنین امکان کامل بودن ، بهبود یافتن نیز هست.

در آن لحظه از سال 2020 که شما گوش می دادید ، اکنون نه تنها زمان بلکه زمان گذشته است که باید با خود صادق باشیم. از سیستم آموزشی ما بخواهیم که به ما و بچه هایمان آموزش دهد ، نیروی پلیس ما را دوباره آموزش دهد ، کشور ، سرزمین ، ذهن ، قلب شکسته ما را شفا دهد. چرا که چگونه نمی توانیم آئوس بودن را بدانیم ، چگونه می توانیم آینه خود را نگه داریم و ادبیات اوسی بنویسیم ، کتابهای اوسی را بخوانیم؟

من به آن شعر EE Cummings فکر می کنم ، که در مورد “ریشه ریشه و جوانه جوانه” صحبت می کند. همان جایی است که باید شروع به جستجو کنیم – تمام راه بازگشت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.