دفتر خاطرات یک پزشک میانماری: ‘من یادگیری درمان زخم های ناشی از اسلحه را در YouTube انجام دادم’ | اخبار جهان

پزشکی که معترضان زخمی شده توسط ارتش و پلیس را معالجه می کند ، یک هفته را در آشفتگی میانمار پس از کودتا توصیف کرده است.

وقتی کودتای نظامی اتفاق افتاد ، من به یک گروه پزشکی که به معترضان معالجه می کردم پیوستم. هر روز برای ما یک روز پر خطر است. ممکن است اسیر شوم ، ممکن است به ضرب گلوله کشته شوم. ما جلیقه ضد گلوله نداریم. ما فقط یک جلیقه و یک گوشی پزشکی داریم. قبلاً دوبار به آمبولانس ما شلیک شده است. ما فقط مجبور شدیم بیرون برویم و بدویم.

اگر ما تحت پوشش پزشکی نبودیم ، دیگر جایی برای مراقبت مناسب مردم وجود نداشت. بسیاری از پزشکان و پرستاران از کار در بیمارستان های دولتی امتناع می ورزند ، زیرا آنها به حکومت نظامی اعتراض دارند. تنها مکان دیگر برای زخمی ها بیمارستان نظامی است.

من این کار را برای مردم کشورم انجام می دهم و می خواهم فرزندانم آینده ای روشن داشته باشند.

شنبه

هر روز صبح یک دعا می خوانم. من گروه خونی ، شماره تماس اضطراری ، وزن و مدارک دیگرم را روی بازویم می نویسم. به همسرم می گویم: اگر برنگشتم ، تو باید خودت زندگی کنی و از بچه ها مراقبت کنی. همسرم نیز در مقاومت در برابر کودتای نظامی بسیار فعال است. او به من می گوید: آنچه را که باید انجام دهی و اگر بمیری من به تو افتخار خواهم کرد.

امروز اعتراض دانشجویان صورت گرفت. ارتش تلاش کرد آنها را اسیر کند ، اما آنها فرار کردند و در خانه های مردم محلی پنهان شدند. ساکنان از تحویل آنها امتناع کردند ، بنابراین ارتش شروع به تیراندازی به سمت آنها کرد.




معترضین در جریان سرکوب نیروهای امنیتی در تظاهرات علیه کودتای نظامی در یانگون در میان دود در نزدیکی یک سنگر موقت قدم می زنند



معترضین در جریان سرکوب نیروهای امنیتی در تظاهرات علیه کودتای نظامی در یانگون ، در میان دود در نزدیکی حصار موقت قدم می زنند. عکس: AFP / گتی ایماژ

منتظر ماندیم تا در اطراف خانه های محلی مخفی شویم و سعی کنیم دانش آموزان را با خیال راحت به خانه برسانیم. ما توانستیم حدود 50 دانش آموز را بیرون بیاوریم. نیم روز طول کشید. بعضی از آنها از حرکت بسیار ترسیده بودند. آنها بسیار جوان بودند ، فقط 17 یا 18 سال داشتند.

دانش آموزان فقط کبود شده بودند ، اما ساکنان به دلیل محافظت از آنها مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. یکی از قربانیان ، که من از او مراقبت کردم ، از ناحیه کمر ، در نزدیکی ناحیه کلیه ، مورد اصابت گلوله قرار گرفت. ما نتوانستیم وارد خانه او شویم زیرا همه مسیرها توسط ارتش مسدود شده بود. ساکنان دیگر موفق شدند او را به ما منتقل کنند. آنها او را به آرامی از یک خانه به خانه دیگری منتقل کردند. سرانجام او به آمبولانس ما رسید. در این هنگام ، او به سختی نفس می کشید. خون زیاد بود. ما سعی کردیم احیا کنیم اما موفق نبودیم. چهار نفر در این منطقه کشته شدند.

یکشنبه

تیم من از شبکه ما شنید که یک تیراندازی دیگر در یکی از مناطق مرکز شهر انجام شده است. در آن زمان هیچ اعتراضی صورت نگرفت ، اما ارتش هنگام گشت زنی در خیابان ها مشغول تیراندازی بود. چهار نفر زخمی شدند از جمله یک پسر 13 ساله. یک زن به ضرب گلوله کشته شد. بدن او روی جاده افتاده بود ، اما برای درمان او مجبور شدیم نزدیک به دو ساعت صبر کنیم ، زیرا ارتش در نزدیکی گلوله ها را پاشش می کرد. زخم کشنده پشت سرش بود.

بعضی از بیماران هستند که می بینیم در خیابان دراز کشیده اند و نمی توانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم. ارتش آنها را می گیرد. ممکن است بمیرند ، درمان نشوند. من فکر می کنم آمار رسمی کشته شدگان دست کم گرفته شود. فکر می کنم تقریباً PTSD دارم. گاهی می خندم ، گاهی گریه می کنم ، گاهی افسرده می شوم. بعضی اوقات نمی توانم خوب بخوابم.

من قبل از کودتا زخمهای ناشی از شلیک گلوله را درمان نکرده بودم. من از تماشای یوتیوب و خواندن کتاب های پزشکی و جراحی یاد گرفتم.

دوشنبه

معمولاً ، ما با برنامه peer to peer خود در برنامه ها ارتباط برقرار می کنیم ، اما اکنون حکومت نظامی داده های تلفن همراه همه را کاهش داده است. امروز سه نفر به صورت محلی کشته شدند. یکی از قربانیان ، که گواهی مرگ وی را گرفتم ، فقط 20 سال داشت. ارتش در حال برداشتن موانعی بود که اهالی برای حفاظت از محلات خود برپا کرده بودند و مردم که می ترسیدند ، در جاده های بعدی بارکده های جدیدی ایجاد می کنند. ارتش شروع به تیراندازی به سمت آنها کرد.

ما بیماران را در خانه های مجاور مداوا کردیم. از ناحیه کتف ، باسن و همچنین زخم گلوله لاستیکی یک اصابت گلوله وجود داشت و یک بیمار از ناحیه ران دچار بریدگی شد.




پزشکان به تظاهر کننده ای که بر اثر اصابت گلوله لاستیکی توسط پلیس ضد شورش در یانگون زخمی شده بود ، کمک های اولیه می کنند



پزشکان به تظاهر کننده ای که بر اثر اصابت گلوله لاستیکی توسط پلیس ضد شورش در یانگون زخمی شده بود ، کمک های اولیه می کنند. عکس: آژانس آنادولو / گتی ایماژ

ما آنها را بخاطر کنترل خونریزی بخیه زدیم ، اما بدون بی حسی موضعی. ما تجهیزات زیادی با خود نداریم ، فقط کوله پشتی هایمان است. ما یک قطره IV برای آنها ایجاد کردیم و برای تسکین درد فقط دیکلوفناک (ولتارن) دادیم. ما بعضی اوقات به مرفین نیاز داریم اما یک داروی کنترل شده است بنابراین نمی توانیم آن را به راحتی دریافت کنیم.

ما مجبور شدیم سه بار مکان ها را جابجا کنیم چون بیماران را مداوا می کردیم ، مثل جنگ است. افراد ساکن در خانه ها بسیار مشتاق ما هستند. به عنوان پوشش پزشکی ، ما تنها کمکی هستیم که آنها می توانند پیدا کنند.

اگر وضعیت بیمار بد باشد و کارهای زیادی نتوانیم انجام دهیم ، پس باید آنها را به جراح منتقل کنیم ، جراحی که در یک مکان امن انجام می شود.

سهشنبه

امروز ساکت بود به بیمارانی که دیروز بخیه زده شدند پانسمان زخم داده شد. ما هم رفتیم و به خانواده قربانیان پول دادیم. ما به بیماران زخمی که مجبور به قطع اندام نیز می شوند ، می دهیم. آنها فقط افراد فقیری هستند. بعضی اوقات آنها زن و بچه دارند. در یک مورد ، مردی که کشته شد همسری سه ماهه باردار داشت.

شب هنگام نمی توانستیم خیلی راحت بخوابیم زیرا ارتش در حال گشت زنی ، تیراندازی و نارنجک های مبهوت بود.

من دیگر در خانه خود نمی خوابم. من هر شب در جای دیگری می مانم. من این کار را یک ماه انجام داده ام. من از دستگیری در حملات شبانه می ترسم. وقتی ارتش می آید ، چراغ های خانه را خاموش می کنیم ، و چراغ های خیابان را روشن می کنیم ، تا ببینیم آنها در خارج از کشور چه می کنند.




مردی دوشنبه ، 22 مارس 2021 ، در ماندالای میانمار از کنار موانع جاده ای و آوار در حال سوختن عبور کرد.



یک مرد از کنار موانع جاده ای و آوار در حال سوختن در ماندالای میانمار عبور می کند. عکس: STL / AP

چهار شنبه

داده های تلفن همراه هنوز پایین است. ما داوطلبان دیگری را که پزشکی نیستند آموزش دادیم و به آنها آموزش دادیم که چگونه بیماران را چک کنند ، چگونه تورنیکت را انجام دهند ، چگونه خونریزی را متوقف کنند. من برای فردا می ترسم اغلب یک یا دو روز سکوت با خشونت همراه است.

پنج شنبه

امشب دوباره نظامیان آمدند ، در منطقه ای که من در آن اقامت دارم گشت زدند و بر ما فریاد می زنند که بیرون نرویم. افراد در خیابان من خوب بودند ، اما در منطقه دیگر نزدیک یک نفر به ضرب گلوله کشته شد. او یکی از ساکنان بود که داوطلب شده بود تا در گشت شبانه بیرون بماند تا در صورت نزدیک شدن ارتش به دیگران هشدار دهد.

دخترم از صدای بلند و نفرین می ترسد. او از من می پرسد: چرا پلیس نمی آید [to stop the shootings]؟ او در فیلم ها دیده است که چگونه پلیس افراد خوبی است که آدمهای بد را بیرون می کشد. پاسخ به من س questionال بسیار سختی است. چگونه می توانم به او بگویم کسانی که مردم را تیرباران می کنند پلیس و سرباز هستند؟

هر وقت به بیرون می روم ، او از من می پرسد که کی برمی گردم. او به من می گوید: بابا ، بیرون نرو آنها به تو شلیک می کنند. برای کودکان آسیب زاست. به دلیل Covid ، مدارس در حال حاضر حدود یک و نیم سال است که بسته شده اند. دخترم از من س whenال می کند که چه زمانی می تواند به مسافرت برود ، اما بیرون رفتن از خانه برای کودکان بیش از حد خطرناک است. خوشبختانه ما WiFi داریم و بنابراین او می تواند YouTube را تماشا کند.

من چند روز پیش از فیس بوک خود خارج شدم تا بتوانم روی کارهایم تمرکز کنم. شایعات ، اخبار جعلی ، جنگ روانی توسط حکومت نظامی و تصاویر گرافیکی بیش از حد در شبکه های اجتماعی وجود دارد. فیلم های زنده ای از ذبح یا دستگیری و ضرب و شتم افراد وجود دارد. کنار آمدن با آن محرک همیشه سخت است. بعضی اوقات ، اگر شب خوابم نبرد ، داروهای ضد افسردگی می خورم.

پس از موفقیت انقلاب ، من می خواهم برای راه اندازی یک کلینیک متخصص در زمینه ضربه و استرس اقدام کنم. ما خیلی به آن احتیاج داریم. ما همیشه احساس ناامنی می کنیم. ما احساس خطر و خشونت می کنیم. ما همیشه ترس داریم.

مصاحبه برای اختصار و شفافیت ویرایش شده است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.