دفتر خاطرات بریجیت جونز در 20 سالگی: قصیده ای با شکوه و نامرتب به نقص | دفتر خاطرات بریجیت جونز

مسرویس پخش جریانی منتخب ، دفتر خاطرات بریجیت جونز را به عنوان “قابل اعتماد” ، “احساسی” و “احساس خوب” طبقه بندی می کند. علی رغم اینکه یک کمدی رمانتیک است ، اما مطمئن نیستم که چقدر موافقم که احساسی یا جذاب است. در واقع ، با تماشای مجدد آن برای چندمین بار ، آنچه بیشتر به من توجه کرد این بود که چقدر غیر عادی است. بیست سال پس از اولین اکران در سینماها ، دفتر خاطرات بریجیت جونز به یکی از کمدی های کلاسیک بریتانیا تبدیل شده است. من می توانم بخش بزرگی از آن را نقل کنم. این باعث می شود از ابتدا تا انتها بخندم. این بی ادبانه ، خنده دار و با لذت و هرج و مرج است ، و تعداد کمی از فیلم ها هستند که کاملاً مانند آن من را تشویق کنند.

من را برای یک کمدی بدون عارضه و بدون عارضه کاج می کند. این پرشهای کریسمس ، گره های بزرگ ، بوفه های بوقلمون ، دوستان بد دهن و تماشای مضحک عمومی یک مبارزه ناکارآمد است. اکثر فیلمهای خنده دار اکنون ناخوشایند یا تلخ و شیرین هستند و از تمایل به گرفتن لحنی ظریف ، برای ایجاد گریه و همچنین خندیدن اشباع شده اند ، و مطمئن نیستند که می خواهد در گلدن گلوب در کدام گروه قرار بگیرد. اکثر سریال های تلویزیونی هرگونه صورتحساب کمدی را با پسوند “درام” مشترک دارند و معمولاً این درام است که غالب است. اما دفتر خاطرات بریجیت جونز تقریباً کاملا احمقانه است و حتی جدی ترین و عمیق ترین لحظات آن نیز حول محور فرعی مربوط به بحران میانسالی پاملا ، در قالب رابطه با مجری کانال خرید نارنجی صورت می چرخد.

این خردمندی را در جهانی پیدا می کند که دیگر مانند گذشته نیست ، چه در جهت بهتر و چه در بدتر. شاید بیست سال پیش یک قرن دیگر هم فاصله داشته باشد ، این مهم فقط به دلیل فداکاری کامل فیلم به سیگار کشیدن در فضای بسته است. شخصیت ها در خانه ، مهمانی ها ، رستوران ها ، میخانه ها و دفاتر سیگار می کشند ، گویی که این افراد دیوانه هستند ، نه لندن در سال 2001. او در تلاش است تا چیزی متفاوت از زندگی را که در آن وجود دارد ، بدون اینکه کاملا بداند چه چیزی او را خوشحال خواهد کرد: لاغرتر بودن؟ متاهل بودن؟ شاید ، اما احتمالاً نه. این فیلم هرگز نشان نمی دهد که هر دو واقعاً او را خوشحال می کنند ، مهم نیست که چقدر امیدهای قرن اخیر خود را به آن امیدوار کرده است. آنچه او دوستانه است و تماشای این فیلم در زمان محدودیت های اجتماعی بی رحمانه است. هر مشكلی را می توان با كمیته اضطراری از دوستان یا خانواده یا هر دو حل و فصل كرد ، و همه آنها را از طریق سیگار و الكل مخلوط كرد.

این جهانی قبل از تسلط اندیشکده ، قبل از ارزیابی های عصبانی و سریع رسانه های اجتماعی است. ایرادات شخصیت بریجت برای بسیاری از زنان قابل تشخیص بود ، کمتر برای بسیاری دیگر ، اما در آنجا قابل محکومیت یا تعالی نبود. جایی که فیلم به طور قابل توجهی پیر شده است ، در معاشقه و رابطه بین بریجت و دانیل کلیور ، رئیس او در انتشارات است که دست خود را به راحتی در پایین کار خود قرار می دهد و ایمیل های خود را به سراسر دفتر می فرستد. او او جوانان خود را دوست دارد. رئیس دانیل نیز یک آفت جنسی است ، اوگلری که نام مستعار او آقای تیتس-انحراف است. هنگامی که سرانجام بریجیت به دانیل می گوید که کجا باید برود ، در یک لحظه عصبانیت مشت ، سرانجام در یک برنامه تلویزیونی صبح توسط مردی استخدام می شود که با مضحک به او می گوید در این کار ، “هیچ کس به دلیل شنگ زدن رئیس رئیس اخراج نمی شود . این یک اصل است. ” این یک مشت مشت است. جالبه.

همچنین وحشتناک است. با خیره شدن از دریچه سال 2021 ، این یک دادخواست در انتظار وقوع است. تماشای این که برای خنده بازی کرده است یادبودی است برای میزان تغییر مکان و سرعت آن. هلن فیلدینگ ، که برای اولین بار برای ستون روزنامه ای ، بریجیت جونز را خلق کرد و سپس او را به یک سری رمان های جذاب تبدیل کرد ، به مناسبت بیستمین سالگرد ، در مستند بی بی سی شرکت کرد. وی گفت فکر نمی کند اکنون فیلم ساخته شود و این خوب است. “من فکر می کنم ، متشکرم ، #MeToo ،” او خردمندانه گفت.

کلیور ممکن است نفرت انگیز باشد ، اما گرانت توپ با آن توپ دارد و حتی با تجدید حیات اخیر شغلی ، این باید یکی از بهترین بازی های او باشد. او می گوید که او صحنه شلوار بزرگ را تبلیغ می کند و تماشای او در حالی که مستی از قایق بلرزد ، یک کلاس مستر در چوب است. همانطور که بریجت ، رنه زلوگگر به همان اندازه درخشان ، کاملاً بی خود آگاه ، ضد قهرمان ضد سرخی صورت قرمز است – قبل از اینکه ضد قهرمان باشد به معنای یک عادت مواد افیونی است و یا حداقل باعث مرگ یک یا دو نفر شده است – که سعی می کند و نتوانسته بهترین کار را انجام دهد. او کاملاً قلبی است و (اغلب اوقات) شلواری ندارد ، از تصمیم بد به لباس اسم حیوان دست اموز Playboy تا تصمیم بد ، از طریق جلسات تماشایی کارائوکه ، چه به صورت انفرادی و چه در جمع.

هنگامی که سرانجام بریجت برای مرد خود حل و فصل شد ، وکیل رواقی حقوق بشر مارک “وانکر” دارسی (کالین فرث ، دومین دارسی خود را در یک دهه گذشته) – و لازم به ذکر است که او به جای او به جای او به او رضایت می دهد – به نظرم بخشی روم از تجارت ، جذابیت عالی ، همه را جمع می کند. او از او متنفر بود ، و سپس او را دوست داشت ، بلوز گوزن شمالی و همه ، و در عوض ، او او را دوست دارد ، مهم نیست که چقدر از حضور های عمومی او را flubs ، مهم نیست که چقدر آبی که سوپش را درست می کند.

این یک چرخش خوشایند جمعیت است ، اما احساسی نیست. کسانی که با دنباله های این فیلم ، Edge of Reason با جسارت دیوانه و Baby Bridget Jones به طرز شگفت آور جذابی گیر افتاده اند ، می دانند که روند عشق واقعی برای آنها روان نیست ، اما من مطمئن نیستم که هرگز نوید یک کشور سینمایی را بدهد -به هر حال پس از آن. و به همین دلیل است که فیلم برخلاف زمینه فرهنگی همیشه درحال تغییر ، احساس خوبی دارد. ساده لوحانه اما بدبینانه ، شاد و نامرتب و دوست داشتنی است. گرانت به بی بی سی گفت: “این نوعی جشن شکست ، کمی گه بودن است.” این یک فیلم ناقص است و ناقصایی را جشن می گیرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *