در عید پاک ، من می توانم بدون کلیسا و شکلات کنار بیایم. اما چگونه دلم برای مردم تنگ شده است | عید پاک

حو هرکسی را که به معنای عید پاک فکر می کنند ، برمی انگیزد. آیا به غیر از کلیسا و غیر از ایمانداران واقعی مسیحی ، کسی اصلاً به عید پاک فکر کرده است؟ باید یادآوری می شد که جمعه خوب بود. حتی در زمان های غیر همه گیر ، حتی اگر تعطیلات مدرسه و تخم مرغ های شکلاتی در مغازه ها ظاهر نمی شد ، حتی حتی عید پاک را به یاد نمی آوردم. اگر عابد نیستید ، عید پاک به عنوان یک رویداد مذهبی قطع نمی شود.

کریسمس مدت هاست که به عنوان نمایش ناخوشایند تجارت بیهوده مورد تحسین قرار می گیرد ، اما حتی بازی های بی دین و همراه با آیین های جشن. آنها به مراسم کلیسا می روند ، با چشمهای مبهم و غریب به آواز می خوانند ، برای کودکان توضیح می دهند که همه اینها به هدایا نیست. همه اینها را با عید پاک فراموش کن. مصلوب شدن و قیامت به سختی ثبت نام کرد. این همه چیز را بیان می کند که مردم یهود از توصیه های کلیسای انگلیس (که اکنون پس گرفته شده است) برای یک وعده غذایی “نمادین” که به نظر می رسید مشکوک مانند آیین Passover Seder باشد شکایت داشته اند. آیا کلیسا از تلاش برای عبور از پیام عید پاک منصرف شده است؟

برخلاف تولد میلاد کریسمس ، شاید جذاب ساختن روایت خونخوار عید پاک در مدرسه / خانواده باشد. شما واقعاً نمی توانید بچه هایی را که در مقابل والدین خسته کننده به صلیب کشیدن روی یکدیگر می گذرانند داشته باشید: هنوز هم ، این به تنهایی پوچی اساسی رابطه ما با عید پاک را توضیح نمی دهد.

برای اکثر مردم ، عید پاک مربوط به تخم مرغ های شکلاتی ، تعطیلات بانکی و ترسیم مسیرهایی برای جلوگیری از ترافیک است. بحث سنتی عید پاک درباره این نیست که مسیح بخاطر گناهان ما بمیرد ، بلکه این است که آیا باران می بارد و پیک نیک های ما را خراب می کند. و همچنین به نظر نمی رسد که این خلا ec کلیسایی باعث ناراحتی مردم به همان روشی شود که معنای کریسمس را از بین برد. آنچه را که در مورد فصل جشن دوست دارید بیان کنید ، اما مارک تجاری قدرتمند است. عید پاک به عنوان یک تمرین تجاری ناموفق است. وقتی معنای معنوی پشت پوسته های شکلات شکل گرفته و یک تثبیت عجیب و غریب اسم حیوان دست اموز در آگاهی جمعی “عید پاک” دنبال می شود ، می دانید که در پیام رسانی مشکلی پیش آمده است. پس چه کسی مقصر است؟ کلیسا؟ جامعه؟ ما ، انبوه خاندان بی ایمان؟ یا شاید اصلاً کسی نیست.

ممکن است این یک بیماری همه گیر باشد که به مردم بیاموزد معنای واقعی عید پاک این است که بودن در کنار دیگران. این انتقادی به کلیسا نیست که در جامعه ریشه دارد. درست مانند کریسمس ، مردم عمدتا از دیدن اقوام در این عید پاک یا اینکه نمی توانند برای استراحت با خانواده خود بروند ناراحت هستند. تمرکز بر این اصل اومانیستی است که چنین مواردی ، با یا بدون عنصر مذهبی ، تخم شکلات می دهند یا می گیرند ، بدون افراد اساساً بی معنی است. شاید در حالی که از طریق قفل دوم عید پاک خود را سنگین می کنیم ، به این فکر کنید. عید پاک ممکن است دوباره لغو شده باشد ، اما مردم این کار را نکرده اند.

این عید پاک ، یاد بگیرید که یک خودشیفته را دوست داشته باشید. نه واقعا

اکو و نرگس پس از نقاشی توسط JW Waterhouse
اکو و نرگس پس از نقاشی JW Waterhouse.
عکس: تصویر کلاسیک / عالمی

اوه ، خودشیفته های بیچاره ، به نظر می رسد آنها تقریباً به اندازه ما از خود متنفر هستند. یک مطالعه از دانشگاه نیویورک می گوید که خودشیفتگی همیشه در مورد خودپسندی بیش از حد نیست – بلکه می تواند در مورد نفرت از خود باشد. بنابراین ، خودشیفتگان “بزرگی” وجود دارند ، که اعتیاد به مواد مخدره شخصی خود را باور دارند ، اما همچنین خودشیفته های “آسیب پذیر” / “مناسب” که این کار را نمی کنند و ناامیدانه بدنبال وضعیت برای جبران خلاoid موجود هستند.

همدردی با خودشیفته ها فروش سختی است ، زیرا صادقانه بگویم ، آنها اعصاب همه را خراب می کنند. لازم است شما یک مقدس باشید تا از برخورد با خودشیفتگی در حال حرکت دور شوید و فکر کنید: “روح بیچاره ، امیدوارم که آنها کمک لازم را بکنند.” عدم محبوبیت آنها به گونه ای است که کاملاً عادی شده است که افراد تشخیص می دهند دیگران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته هستند ، بیماری که به ویژه بلافاصله پس از جدایی در بین همسران سابق بسیار شایع است.

عجیب است که چگونه خودشیفتگی به یکی از معدود شرایط روانشناختی تبدیل شده است که در آن مردم حتی تظاهر به همدردی نمی کنند ، به طور شاد انگ انگ می زنند و خود را دارای قدرت تشخیصی زیرکانه و بدون آموزش رسمی می دانند. شاید ما باید با دقت بیشتری فکر کنیم که چقدر نسبت به خودشیفتگان ذره ای هستیم – به نظر می رسد برخی از آنها واقعاً نمی توانند به آن کمک کنند.

نه میشل اوباما ، همه گیری همه نعمت نیست

میشل اوباما
میشل اوباما: ‘clunking’. عکس: Ritzau Scanpix دانمارک / رویترز

من خودم را یک دختر طرفدار میشل اوبامای بی شرمانه می دانم اما آیا بعد از این همه مدت ، آیا بانوی اول سابق سرانجام حرف خیلی احمقانه ای زده است؟

به یادداشت خواننده جوان خاطرات او ، شدن، اوباما با پیوند ویدیویی با دختران مدرسه ای لندن که قبلاً به عنوان بانوی اول از مدارس آنها بازدید کرده بود ، صحبت کرد. اوباما خطاب به دانش آموزان گذشته و حال مدرسه الیزابت گارت اندرسون در ایسلینگتون و مدرسه دختران مولبری در برج هملتس گفت: دختران باید به بیماری همه گیر به عنوان فرصتی برای رشد افراد نگاه کنند. وی گفت: “من این را یک نعمت بزرگ برای همه شما می دانم … شما در حال یادگیری چگونگی عبور از یک چیز سخت و ناراحت کننده و غیرقابل پیش بینی هستید.”

یک “نعمت بزرگ”. آیا این مناسب بود؟ این درمورد چرخاندن منظور اوباما نیست. واضح است که او اشاره ای به بیماری همه گیر به عنوان یک نعمت به خودی خود نکرد. بیشتر این بود که او می خواست دختران تشخیص دهند که می توان از چنین شرایط وحشتناکی جان سالم به در برد و حتی جوانان می توانند نیرویی پیدا کنند که متوجه نبودند.

با این وجود ، کمی لخته شدن مواجه شد. اگر دونالد ترامپ به سبک تکرار نشدنی خود چیزی مشابه گفته بود (“این همه گیری بزرگترین آزمایش نوع بازنده بوده است …”) ، همه ما اسلحه خواهیم داشت. اگر بوریس جانسون تلاش می کرد از کنار ما عبور کند ، به سختی از میکروفون فاصله می گرفت قبل از اینکه با عناوین مهم روبرو شود. این استنباط است که می تواند هرگز یک بیماری همه گیر – پر از مرده و رنج ، که با سو mis مدیریت سیاسی وحشتناک در مقیاس بین المللی تشدید می شود – به عنوان “لحظه آموزش” برای کسانی که موفق به زنده ماندن شده اند ، چرخانده شود.

همانطور که می گویم ، هدف اوباما به وضوح این نبوده است و او بیش از اعتماد و حسن نیت کافی برای سر خوردن این شخص را از آن خود کرده است. با این حال ، آیا کسی غیر از اوباما این حرف را زده بود ، آیا افراد بیشتری چتر می زدند؟

باربارا الن ستون نویس Observer است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *