درک اوتیسم: ما هنوز یک راه طولانی در پیش داریم | نامه ها

جان هریس حق دارد (“آگاهی از اوتیسم” کافی است. اکنون ضرورت اقدام ، 13 ژوئن است). اکنون زمان آن فرا رسیده است که برای بهبود زندگی افراد اوتیسم اقدامی انجام دهیم. آیا زمان آن رسیده است که از آگاهی از اوتیسم حرکت کنیم؟ فکر نمی کنم بدون داشتن دانش عمومی در مورد آنچه که اوتیسم تشکیل می شود و افراد اوتیسم با چه چیزی زندگی می کنند و بدون درک اینکه هر فرد اوتیسم متفاوت است و به یک رویکرد منحصر به فرد نیاز دارد ، هیچ اقدام مفیدی انجام نخواهد شد.

من برای خانواده هایی کار می کنم که بچه اوتیسم دارند و نگران تجربه مدرسه خود هستند. این کار عمدتا در مدارس عادی وجود دارد ، جایی که اکثر کودکان اوتیسم تحصیل می کنند. به طور کلی ، تلاشی که مدرسه برای درک هر دو شرایط و همچنین چگونگی تأثیر آن بر دانش آموز خاص آنها انجام می دهد بسیار ناخوشایند است.

خوشبختانه ، من از دو مدرسه بازدید می کنم ، هر دو در مناطق کم برخوردار لندن ، که به زیبایی مدیریت می کنند. آنها به وضوح از دانش آموزان اوتیسم خود لذت می برند. آنها برای آموزش باز بوده و واقعاً برای این دانش آموزان و خانواده هایشان قهرمان شده اند. این دو مدرسه که قلب من را آواز می خوانند ، به من جرات می دهند که به مدارس دیگر بروم و آنها را تشویق کنم که این کار انجام می شود. اما به طور کلی اینگونه نیست. من گمان می کنم هر مدرسه ای در این سرزمین ، اگر از آنها س askedال شود ، می گویند که از اوتیسم آگاه هستند. با این وجود آگاهی آنها تقریباً به سطحی نرسیده است که برای کودک اوتیسمی که هر روز به مدرسه می رود مفید باشد. این مدارس اقدام معقولی انجام نمی دهند ، زیرا دانش و اطلاعات لازم را ندارند ، یا اینکه واقعاً نمی خواهند از این کودک استقبال کرده و به پیشرفت آنها کمک کنند.
جود راگان
چلتنهام ، گلوسترشایر

هرگز کلمه ای واقعی تر از عنوان های عنوان مقاله جان هریس نوشته نشده و گفته نشده است. بسیاری از مردم ادعا می کنند که آموزش “آگاهی از اوتیسم” را دیده اند. آنها متأسفانه باور می کنند که اوتیسم را درک می کنند. من دو خانواده مبتلا به اوتیسم در خانواده نزدیک خود دارم. با وجود این ، من هرگز ادعا نمی کنم که روش مغز اوتیسم یا پردازش اطلاعات را کاملاً درک می کنم. من هنوز هم در تعاملاتم اشتباه می کنم ، اگرچه اکنون به ندرت کار می کنم ، زیرا روی زبان و ارتباطات خودم سخت کار کرده ام.

برخلاف آنها ، من نوروژنرژن نیستم ، اما با هم آموزش هایی را به متخصصان NHS ، از جمله کالج سلطنتی روانپزشکان ، با هدف بهبود درک ارائه داده ایم. نگاه “نظری” به اوتیسم ما را به شدت نگران می کند ، زیرا اغلب اشتباه می شود.

اظهاراتی مبنی بر اینکه افراد اوتیسم “فاقد همدلی هستند” به سادگی معتبر نیستند. فقط به این دلیل که کسی قادر به ابراز احساسات خود به روش پذیرفته شده ما نیست ، به این معنی نیست که آنها آنها را در اختیار ندارند. افراد در طیف اوتیسم دارای ارائه ها و نقاط قوت مختلفی هستند که باید مورد تحسین قرار گیرند. آنها وفادار ، صادق هستند و از قوانینی پیروی می کنند ، مطمئناً ویژگی های کف زدن است. متفاوت بودن با اکثریت کار سختی است. مورد قضاوت قرار گرفتن مذموم است.
آن مور
استوکسفیلد ، نورتومبرلند

قطعه جان هریس عالی بود – تا آنجا که پیش رفت. او حق دارد که فیلم دلیل من می پرد که درخشان باشد و حق دارد که زمان عمل رسیده است. اما نمی توانید از افراد اوتیسم حمایت کنید ، مگر اینکه آنها را شناسایی کنید. برای این کار ، متخصصان و معلمان بهداشت باید یاد بگیرند که چگونه بچه های آشفته را گوش دهند و آنها را شناسایی کنند.

به طور فزاینده ای روشن می شود که تعداد زیادی دختر وجود دارد که شناسایی نمی شوند. مشهور است که دختران اوتیسم خود را پوشانده اند. دختر کوچکتر ما ، کولت ، تنها در سن 33 سالگی تشخیص داده شد ، با وجود این واقعیت که از 12 سالگی تحت مراقبت های روانپزشکی بود. به همین دلیل من و همسرم کتاب چرا نمی توانی من را بشنوی؟ این درمورد مبارزه دختر ما است که شنیده می شود.

كولت در سن 35 سالگی به مرگ اجتنابناپذیری درگذشت ، اما او نوشتار و هنر درخشان بسیار خارق العاده و جذاب را كه در این كتاب آمده است ، پشت سر گذاشت. نوشته های وی شاهدی بر خلاقیت افراد اوتیسم است.
اندی مک کالوچ
لندن

با تشکر صمیمانه از جان هریس برای مقاله درمورد اوتیسم. از تئاتر ملی بخاطر قول چشم نواز در مورد تست ممیزی و حمایت از بازیگران اوتیسم باید تقدیر کرد. اگر بخواهیم بیش از 15٪ افراد طیف کار را پیدا کنیم ، به طور کلی پشتیبانی مشابه برای نقش های غیر بازیگری در محل کار مورد نیاز است. افراد Neurodiverse چیزهای زیادی برای ارائه به کارفرمایان دارند ، اما نمی توان انتظار داشت که مستقیماً با دیگران رقابت کنند.

بنابراین کارفرمایان مجبورند برای استخدام آنها تبعیض مثبت قائل شوند و از آنها برای انجام کار حمایت لازم را داشته باشند. این همان کاری است که یک کارفرمای روشنفکر خرده فروشی برای شخصی که من می شناسم انجام داده و زندگی او را در این روند متحول کرده است.
زبان کارول
لندن

درباره هر چیزی که امروز در گاردین خوانده اید ، نظری دارید؟ لطفا پست الکترونیک نامه خود را برای ما در نظر بگیرید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *