دانیل کانمن: “واضح است که هوش مصنوعی برنده خواهد شد. اینکه مردم چگونه می خواهند خود را تنظیم کنند مسئله جالبی است ‘| کتاب های علوم و طبیعت

دaniel Kahneman ، 87 ساله ، به دلیل فعالیت در روانشناسی قضاوت و تصمیم گیری ، در سال 2002 جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. اولین کتاب او ، تفکر ، سریع و آهسته، یک کتاب پرفروش در سراسر جهان ، ایده های انقلابی خود را در مورد خطا و تعصب انسانی و چگونگی شناسایی و کاهش این صفات بیان کرد. یک کتاب جدید، سر و صدا: نقصی در داور انسانیراهنمایی، نوشته شده توسط Olivier Sibony و Cass R Sunstein ، این ایده ها را برای سازمان ها اعمال می کند. این مصاحبه هفته گذشته توسط زوم با کانمن در خانه اش در نیویورک انجام شد.

من حدس می زنم همه گیری مکان خوبی برای شروع است. از یک جهت این بزرگترین آزمایش ساعت به ساعت در تصمیم گیری های سیاسی جهانی بوده است. آیا فکر می کنید این یک لحظه آبخیز در درک این است که ما باید “به علم گوش کنیم”؟
بله و خیر ، زیرا واضح است که گوش ندادن به علم بد است. از طرف دیگر ، مدتی طول کشید تا علم به نتیجه برسد.

به نظر می رسد یکی از مشکلات اساسی عدم توانایی گسترده در درک ایده اصلی رشد نمایی بوده است. آیا این شما را متعجب می کند؟
درک پدیده های نمایی تقریباً غیرممکن است. ما در یک دنیای کم و بیش خطی بسیار باتجربه هستیم. و اگر کارها شتاب می گیرند ، معمولاً در عقل سرعت می گیرند. تغییر نمایی [as with the spread of the virus] واقعاً چیز دیگری است. ما برای آن مجهز نیستیم. آموزش شهود مدت زمان زیادی طول می کشد.

آیا فکر می کنید کاکوفونی نظر در شبکه های اجتماعی این مسئله را بدتر می کند؟
من اطلاعات کمی در مورد شبکه های اجتماعی دارم ، فقط یک فاصله نسبی بسیار زیاد است. اما به طور واضح پتانسیل گسترش اطلاعات نادرست افزایش یافته است. این نوع جدیدی از رسانه است که اساساً هیچ مسئولیتی در قبال دقت و حتی کنترل های معتبر ندارد.

آیا می توانید منظور شما از “سر و صدا” را در کتاب ، به زبان عامیانه تعریف کنید – تفاوت آن با چیزهایی مانند ذهنیت یا خطا چیست؟
موضوع اصلی ما واقعاً نویز سیستم است. سر و صدای سیستم یک پدیده در درون فرد نیست ، بلکه یک پدیده در داخل یک سازمان یا در یک سیستم است که قرار است به تصمیماتی یکسان برسد. این واقعاً یک چیز بسیار متفاوت از ذهنیت یا سوگیری است. شما باید از نظر آماری تعداد زیادی از موارد را بررسی کنید. و سپس سر و صدا می بینید.

دانیل کانمن جایزه یادبود نوبل علوم اقتصادی را از پادشاه کارل گوستاف سوئد در استکهلم ، 2002 دریافت می کند.
دانیل کانمن جایزه یادبود نوبل علوم اقتصادی را از پادشاه کارل گوستاف سوئد در استکهلم ، 2002 دریافت می کند. عکس: جوناس اکسترومر / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ

برخی از نمونه هایی که توصیف می کنید – واریانس خارق العاده ای که در مجازات همان جرایم دیده می شود (حتی تحت تأثیر موارد خارجی مانند آب و هوا یا نتایج فوتبال آخر هفته) ، مثلاً ، یا اختلافات گسترده در بیمه نامه ، تشخیص پزشکی یا مصاحبه های شغلی بر اساس همان اطلاعات پایه – تکان دهنده هستند. به نظر می رسد که راننده این سر و صدا اغلب با وضعیت محافظت شده “متخصصان” انتخابی در ارتباط است. تصور می کنم هیچ قاضی نمی خواهد تصدیق کند که الگوریتمی در اجرای عدالت عادلانه تر است؟
من فکر می کنم سیستم قضایی به نوعی خاص است ، زیرا این یک فرد “عاقل” است که تصمیم می گیرد. شما در پزشکی سر و صدای زیادی دارید ، اما در پزشکی یک معیار عینی برای حقیقت وجود دارد.

آیا خودتان در هیئت منصفه حضور داشته اید – یا زمان زیادی را در اتاق دادگاه گذرانده اید؟
من نداشته ام اما من مکالمات زیادی با قضات در مورد امکان انجام تحقیق در مورد تأثیر صدا بر قضاوت آنها داشته ام. اما ، می دانید ، به نفع جامعه قضایی نیست که خودشان تحقیق کنند.

فکر می کنم مردم به طور ذاتی یا عاطفی تمایل بیشتری به اعتماد به سیستم های انسانی دارند از فرایندهای انتزاعی تر؟
مطمئناً اینگونه است. ما می بینیم که ، به عنوان مثال ، از نظر نگرش به واکسیناسیون. افراد مایل هستند هنگام مواجهه با واکسیناسیون ، خطرات بسیار کمتری نسبت به مواجهه با این بیماری ، متحمل شوند. بنابراین این شکاف بین امر طبیعی و مصنوعی در همه جا یافت می شود. بخشی از این به این دلیل است که وقتی هوش مصنوعی اشتباه می کند ، این اشتباه از نظر انسان کاملا احمقانه یا تقریباً شیطانی به نظر می رسد.

شما در مورد اتومبیل های بدون راننده در خود صحبت نمی کنید تحلیل و بررسی. اما این ، حدس می زنم ، در حال تبدیل شدن به یک صحنه اصلی این بحث است ، نه؟ از نظر آماری هرچقدر اتومبیل های ایمن تری داشته باشند ، هر بار که تصادف کنند ، بیش از حد بزرگ می شوند؟
ایمن تر بودن نسبت به مردم کافی نیست. عاملی که در نتیجه آنها از ایمنی بیشتری نسبت به انسان برخوردار هستند واقعاً بسیار زیاد است.

50 سال از شروع تحقیق شما و مرحوم آموس تروسکی در مورد این سالات می گذرد. آیا شما احساس می کنید که نتیجه گیری شما در مورد تعصب و خطای قابل اندازه گیری انسانی تاکنون باید به طور گسترده تری درک شده باشد؟
می دانید که ما هنگام تحقیق خود انتظار خاصی از تغییر جهان نداشتیم. و تجربه خودم درمورد اینکه این دانش چقدر کم باعث تغییر در کیفیت قضاوت خودم شده است می تواند هوشیار باشد. اجتناب از سر و صدا در قضاوت در واقع چیزی نیست که افراد در آن بسیار خوب عمل کنند. من واقعاً ایمان خود را ، اگر اعتقادی وجود دارد ، به سازمان ها بچسبانم.

من تعجب می کنم آیا شما کارهای خود را تقریباً در یک سنت هجوآمیز و برجسته حماقت انسان می بینید؟
نه واقعا. من خودم را کاملاً یک روانشناس عینی می دانم. بدیهی است که انسانها محدود هستند. اما آنها نیز بسیار شگفت انگیز هستند. که در تفکر ، سریع و آهسته، من واقعاً سعی می کردم در مورد عجایب تفکر شهودی و نه تنها در مورد نقص آن صحبت کنم – اما نقص ها سرگرم کننده تر است ، بنابراین توجه بیشتری در آنجا وجود دارد.

یکی از مواردی که من را در خواندن کتاب تحت تأثیر قرار داد این است که هرچقدر افراد و سازمان ها تمایل به کارآیی و منطقی بودن را داشته باشند ، یک قسمت اساسی از ما وجود دارد که از پیش بینی پذیری خسته شده و می خواهد تاسها را بچرخاند. فکر می کنید به اندازه کافی از آن حساب می کنید؟
دامنه های بسیاری وجود دارد که شما واقعاً تنوع و خلاقیت را می خواهید. اما در کارهای کاملاً مشخص به یکنواختی نیز نیاز است. اگر تلاش برای دستیابی به یکنواختی باعث بی انگیزگی افراد شود ، یا اگر بیش از حد بوروکراتیک شود ، این خود می تواند یک مشکل باشد. این چیزی است که سازمانها مجبور به مذاکره خواهند شد.

من در تماشای انتخابات آمریکا بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم که چند بار سیاستمداران هر دو طرف برای راهنمایی یا کمک به خدا متوسل می شدند. شما در کتاب در مورد دین صحبت نمی کنید ، اما آیا ایمان ماورا طبیعی به سر و صدا می افزاید؟
من فکر می کنم تفاوت بین دین و سایر سیستم های اعتقادی کمتر از چیزی است که ما فکر می کنیم. همه ما دوست داریم باور کنیم که با حقیقت در تماس مستقیم هستیم. من می گویم که از برخی جهات اعتقاد من به علم تفاوت چندانی با اعتقاد دیگران به دین ندارد. منظورم این است که من به تغییر اقلیم اعتقاد دارم ، اما واقعاً تصوری از آن ندارم. آنچه من به آن اعتقاد دارم م isسسات و روشهای افرادی است که به من می گویند تغییر اقلیم وجود دارد. نباید فکر کنیم که چون ما مذهبی نیستیم ، این باعث می شود ما بسیار باهوش تر از افراد مذهبی باشیم. تکبر دانشمندان چیزی است که من خیلی به آن فکر می کنم.

شما کتاب خود را با برخی از ایده ها برای از بین بردن سر و صدا ، ایجاد چک لیست برای تصمیم گیری ، داشتن “ناظران تعیین شده” و غیره به پایان می برید. من به یاد آن مطالعاتی افتادم که نشان می دهد تلاشهای شرکتها برای کاهش سوگیری نژادی و جنسیتی ناخودآگاه از طریق آموزش اجباری بی نتیجه بوده است یا ضد تولید بوده است. چگونه چنین عواقب پیش بینی نشده ای را در نظر می گیرید؟
این خطر همیشه وجود دارد. و آن ایده هایی که ذکر کردید تا حد زیادی آزمایش نشده اند اما فکر می کنیم قابل تأمل هستند. دیگران در این کتاب بر اساس تجربه بیشتر ساخته شده اند ، از استحکام بیشتری برخوردار هستند.

آیا احساس می کنید که استفاده از داده ها و هوش مصنوعی برای تقویت یا جایگزینی داوری انسان خطرات گسترده تری داردراهنما؟
عواقب عظیمی از این تغییر به وجود خواهد آمد که از قبل شروع شده اند. قطعاً از نظر تشخیص ، برخی از تخصص های پزشکی در معرض خطر جایگزینی قرار دارند. و هنگامی که شما در مورد رهبری صحبت می کنید ، سناریوهای نسبتاً ترسناکی وجود دارد. هنگامی که به طور آشکار درست شد که شما می توانید هوش مصنوعی داشته باشید که قضاوت تجاری به مراتب بهتری داشته باشد ، بگویید این چه کاری برای رهبری انسان انجام می دهد؟

آیا در حال حاضر شاهد عکس العملی در برابر آن هستیم؟ من حدس می زنم یکی از راه های درک پیروزی های انتخاباتی ترامپ و جانسون واکنش در برابر دنیای اطلاعاتی است که به طور فزاینده ای پیچیده است – جذابیت آنها این است که آنها یک فرصت دهنده های تکان دهنده ساده هستند. آیا احتمالاً بیشتر شاهد آن پوپولیسم خواهیم بود؟
من یاد گرفته ام که هرگز پیش بینی نکنم. نه تنها مطمئناً نمی توانم این کار را انجام دهم – بلکه مطمئن نیستم که این کار انجام شود. اما یک چیز که بسیار محتمل به نظر می رسد این است که این تغییرات عظیم بی سر و صدا اتفاق نمی افتد. در حال ایجاد اختلال گسترده است. این فناوری در حال توسعه بسیار سریع ، احتمالاً نمایی است. اما مردم خطی هستند. وقتی افراد خطی با تغییر نمایی روبرو می شوند ، دیگر نمی توانند خیلی راحت با آن سازگار شوند. بنابراین واضح است که چیزی در حال آمدن است … و به وضوح هوش مصنوعی برنده خواهد شد [against human intelligence]. حتی نزدیک نیست چگونگی سازگاری مردم با این مسئله یک مسئله جذاب است – اما این مسئله برای فرزندان و نوه های من است ، نه من.

زندگی شخصی شما حتی در بلاتکلیفی شدیدتر آغاز شد – به عنوان یک پسر در فرانسه اشغالی: پدر شما ابتدا توسط نازی ها به عنوان یهودی دستگیر شد ، سپس در امان ماند و خانواده شما مخفی شدند. فکر می کنید چقدر علاقه مادام العمر شما به این س questionsالات – نیاز به درک انگیزه های انسانی – در آن اضطراب ها و ترس ها ریشه داشت؟
وقتی به گذشته نگاه می کنم ، فکر می کنم همیشه قرار بود روانشناس شوم. من از همان کودکی کنجکاوی داشتم که چگونه ذهن کار می کند. من فکر نمی کنم که تاریخ شخصی من ارتباط زیادی با آن داشته باشد ، اما همیشه آنجا بود.

آیا احساس می کنید که اساساً همان کودکی هستید که از شش یا هفت ساله بودید؟
آره. قطعاً یک تداوم وجود دارد. من هنوز هم می توانم چیزی را در درون خودم تشخیص دهم.

وقتی این کار را شروع کردید ، می توانید تصور کنید که در 8 سالگی هنوز سخت گیر باشید
نه ، تصور می کردم مرده باشم! اما در کمال تعجب هنوز هم همین کنجکاوی را دارم. از زمان اتمام کتاب ، من در چندین پروژه و تحقیق همکاری می کنم. یکی این که چگونه ناتوانی در حل “مشکل خفاش و توپ” معروف با اعتقاد به خدا و توطئه 11 سپتامبر رابطه دارد. این همه برای من مثل همیشه سرگرم کننده است.

سر و صدا: نقص در قضاوت انسان توسط Daniel Kahneman ، Olivier Sibony و Cass R Sunstein توسط HarperCollins منتشر شده است (25 پوند). برای حمایت از نگهبان نسخه خود را به آدرس Guardianbookshop.com سفارش دهید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود

دانیل کانمن و همکارانش در این مورد بحث خواهند کرد سر و صدا در یک رویداد آنلاین Guardian Live روز یکشنبه 27 ژوئن. در اینجا بلیط رزرو کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *