حکم دادگاه شهرستان بوریس جانسون در واقع باعث شد که من برای او متأسف شوم | زو ویلیامز

منt یک درخشش منحصر به فرد از Private Eye بود تا یک جستجوی حدس و گمان در مورد احکام دادگاه های شهرستان (CCJ) انجام دهید و ببینید آیا نام نخست وزیر پیدا شده است یا خیر. وقتی دفتر در اواخر اکتبر گذشته با آدرس “10 داونینگ استریت” به عنوان آدرس ، مبلغی پرداخت نشده – برای یک طلبکار ناشناخته – 535 پوند ، احساس لذت می کنید. این خیلی خوب بود (و همه ما می دانیم که چگونه به پایان می رسد) که درست بود. داونینگ استریت با موفقیت در یک نانو ثانیه CCJ را شکست. ظاهراً این یک ادعای شیطنت آمیز برای افترا از یک نظریه پرداز توطئه کوید بود ، و اگر این سم شما باشد ، می توانید تئوری توطئه خود را به اینجا اضافه کنید.

شخصاً خیالم راحت است. برای یک صبح کامل ، من ناراحت کننده ترین تغییر روحیه را نسبت به نخست وزیر تجربه می کردم: احساس همخوانی.

من یک CCJ در سال 1994 داشتم. می توانم دقیقاً آن را بدون جستجو در آن مشخص کنم زیرا زندگی من به عنوان یک بزرگسال اساساً در آن مرحله متوقف شد و تا شش سال بعد که منقضی شد CCJ از سر نگرفت. حتی اگر خیلی از اعتبار استفاده نمی کنید ، باز هم باید لیاقت آن را داشته باشید تا زندگی عادی داشته باشید – خوب ، برای اینکه در هر جایی زندگی کنید. برای امضای قرارداد اجاره ، گرفتن وام – آن نوع وسایل اساسی پشت بام شما.

اینگونه اتفاق می افتد. اول ، شما باید باور داشته باشید که بدهی فقط در حال تبخیر شدن است: هرکسی که به او بدهی – مال من یک شرکت کارت اعتباری بود – فقط می خواهد شما را فراموش کند و حرکت کند ، مانند شخصی که در قطار به او توهین کرده اید.

نمی دانم چرا این فکر را کردم ، اما ، در دفاع از خودم ، الگوهای مالی وحشتناک و متناقضی داشتم. شعار مادرم این بود که “بدهی تمام زندگی شما را سایه می اندازد”. او ترسیده بود اگر بداند که من در وهله اول کارت اعتباری دارم. در همین حال ، پدر من یک نیرنگ بازی بود ، که یک روش مهربانانه و فرزانه برای گفتن خلافکار کوچک است.

یک بار ، او استریو خود را بالای کمد پنهان کرد که پتو روی آن بود و سپس آن را از طریق بیمه مطالبه کرد. شرکت بیمه شخصی را برای تأیید ادعا به خانه او فرستاد. ایده این شخص برای رسیدن به ته آن این بود که بپرسد پدرم برای گذران زندگی چه کاری انجام داده است. وی گفت: “من یک روانشناس قانونی هستم ،” و شخص بیمه گفت: “من خودم را کمی از این افراد می دانم” و سپس آنها برای یک پیمانه رفتند. نه تنها این واقعیت دارد ، بلکه یکی از داستانهای مورد علاقه پدر من نیز بود: بهترین 800 پوندی که او تاکنون به دست آورده است (استریوها ، اتفاقا جوانان ، قبلاً دیوانه بودند).

بنابراین ، من پیام های کاملاً متفاوتی داشتم. من همیشه کوتاه از جرم واقعی متوقف می شوم ، اما می بینید که چگونه فکر می کنم بدهی زیر پتو ناپدید می شود.

به هر حال ، اینجا هستید: بدهی دارید ، نمی توانید آن را پرداخت کنید و بزرگتر می شود. هرچه بزرگتر شود ، کمتر می خواهید به آن فکر کنید. توهم خوش بینی بنیادی شما را به این فکر سوق می دهد که اگر خیلی از کنترل خارج شود ، همه متوجه می شوند که شما برای این کار خوب نیستید و خسته می شوید.

این زمانی است که حروف شروع می شوند. آنها واقعاً با دقت ، اغلب با استفاده منطقی از حروف بزرگ و جوهر قرمز ، توضیح می دهند كه هیچ کس اصلاً خسته نشده است. آنها توضیح می دهند که بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. بعضی اوقات ، آنها یک خط کمک بدهی قرار می دهند تا این نشانه را بدهند: “ما هنوز هم انسان هستیم. ما نمی خواهیم شما هلاک شوید. اما این به همان اندازه انسانی است. ” مدتها قبل از رسیدن به CCJ ، آنها شروع می کنند که به شما معنی CCJ را می دهند. در این مرحله ، بیشتر جوهر قرمز است و فاصله بین هر حرف کاهش یافته است. رنگ پاکتها نیز تغییر می کند ، لمس باروک و غیر ضروری است ، زیرا در این زمان ، شما هیچ پست خود را باز نمی کنید.

سرانجام ، شما یک ادعای دادگاه شهرستان دریافت می کنید. این زمان مناسب برای گشودن نامه ، پاسخ مستقیم به طلبکار ، جستجوی مشاوره بدهی و توافق در مورد برنامه پرداخت است. فقط ، مطمئناً ، اگر شما آن نوع آدم بودید ، در وهله اول در چنین وضعیتی نبودید. به هر حال ، حتی اگر قصد آن را داشتید ، فقط دو هفته فرصت داشتید پاسخ دهید. مطمئناً اکنون CCJ دارید.

و اینجاست که جدی می شود. اگر در ماه آینده به طور معجزه آسایی پولی برای پرداخت بدهی خود پیدا کردید ، می توانید حکم را از ثبت خارج کنید. در غیر این صورت ، بهترین چیزی که به طور معمول می توانید به آن امیدوار باشید ، علامت گذاری به عنوان “راضی” است.

فکر کردم بیچاره PM. اگر او در نوعی انتخابات عمومی شغل خود را از دست بدهد چه؟ او می تواند انتقال تلفن کار خود به یک حساب شخصی را فراموش کند. او باید یک مشعل پرداخت کند. او همچنین باید در همان رابطه باقی بماند ، بنابراین شخص دیگری وجود دارد که قراردادهای خرید اجاره و غیره را امضا می کند ، یا از رابطه با یک فرد معتبر به دیگری منتقل می شود ، که … خوب ، شاید او بتواند این کار را انجام دهد. با این وجود ، برای یک پنجره کوتاه ، او یک انسان واقعی بود ، از یک واقعه آشفته زندگی به واقعه دیگر ، فقط سعی داشت سر خود را بالاتر از آب نگه دارد ، به طوری که هیچ چیز به یک دادسرا تبدیل نشود ، حداقل در حالی که هیچ سر بازدید از کشور خدا را شکر همه آن همدردی ها بی جا بود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *