“حسنیا خواب دید”: غم و اندوه در کابل در حالی که مدرسه دخترانه هدف قرار گرفت | توسعه جهانی

لطیفه و حسنیا از سه سال گذشته در مدرسه سید الشهدا Kab کابل یک نیمکت چوبی در کلاس مشترک داشتند.

وقتی لطیفه به سید الشهدا منتقل شد ، دو دختر بلافاصله به سمت یکدیگر جذب شدند و بهترین دوست ها شدند ، همیشه در اوقات فراغت با هم ، در کنار هم تحصیل می کردند ، بعد از مدرسه با هم به خانه می رفتند. آنها در حضور یکدیگر آرامش یافتند. پشتیبانی در مکانی که هرگز برای دختران و زنان آسان نبوده است.

شنبه گذشته ، مسیر آنها برای همیشه شکسته شد. یک سری انفجارها در حوالی مدرسه آنها – در منطقه دشت برچی کابل. عمدتا محل زندگی هزاره های افغانستان است – بیش از 60 نفر کشته و حداقل 150 نفر دیگر زخمی شدند. بسیاری از آنها در بیمارستان در شرایط بحرانی باقی مانده اند.

به طور تصادفی ، لطیفه در آن روز کلاس را رد کرده بود و سعی داشت فرشی را که بافته بود به پایان برساند. شغل نیمه وقت این دختر 13 ساله که به درآمد اندک خانواده کمک می کند ، احتمالاً جان او را نجات داده است.

لطیفه هاشمی ، 13 ساله
لطیفه هاشمی ، 13 ساله ، پشت میزی که قبلاً با بهترین دوستش ، حسنیا ، که در اثر بمب های اتومبیل شنبه کشته شد ، شریک بود ، نشسته است.

اما حسنیا با لباس مدرسه به خانه می رفت ، هنگامی که بمب اتومبیل قدرتمند منفجر شد و به دنبال آن دو انفجار کوچک رخ داد ، همه آنها دختران و زنان جوانی را که به تازگی کلاس را ترک کرده بودند هدف قرار دادند – مدرسه سید الشهدا سه بعد از ظهر در سه شیفت تدریس می کند بین ساعت 2.15 تا 4.30 بعد از ظهر به دختران اختصاص دارد.

“من باید با او به خانه می رفتم. در عوض ، من وقتی خانه را شنیدم که صدای انفجار را شنیدم. ”

او دست خود را روی نیمکت ، در محلی که معمولاً حسنیا می نشست ، قرار داده است. این مدرسه تنها امید بسیاری در محله ای فقیرنشین بود که فرصت های کمی و فرصت های شغلی کمی برای آنها فراهم می آورد.

“من در ابتدا هیچ جزئیاتی از حمله نداشتم ، اما نگران بودم. نمی توانستم دیگر به حسنیا فکر نکنم و فکر می کردم حال او خوب است؟ چند ساعت بعد به سمت خانه اش رفتم. همه اقوام او آنجا بودند و در وسط آنها ، جسد او را روی زمین دیدم. او به نظر می رسید که خوابیده است ، اما من می دانستم که دیگر برنخواهد گشت. ” پنج نفر دیگر از دوستان نزدیک دختران نیز کشته شدند.

خانواده حسنیا وی را روز بعد در دامنه کوه مشرف به پایتخت افغانستان به خاک سپردند. چند خانواده دیگر دخترانشان را در نزدیکی مزار این دختر 13 ساله دفن می كردند. محله آنها – گرچه پیشرفت چندانی ندیده بود – اما مسالمت آمیز به نظر می رسید: دسته ای از خانه های خشتی و خشتی در حومه شهر ، که توسط مزارع سبز و جاده های خاکی احاطه شده اند. تمیز کننده هوا و آلودگی کمتری دارد.

نیکبخت حیدری
مادر حسنیا ، نیکبخت حیدری ، با مرگ دخترش بسیار ویران شده است.

نیکبخت ، 30 ساله ، از زمان دیدن جسد دخترش ، نه غذا خورده و نه زیاد از اتاق نشیمن خود جابجا شده است. صورتش رنگ پریده ، چشمهایش غایب است ، بدنش را در یک روسری بزرگ سیاه پیچیده است. همانطور که صحبت می کند به فاصله نگاه می کند. “حسنیا زندگی من بود. او هوایی بود که من تنفس کردم. همه چیز از من گرفته شده است. »او زمزمه می کند و اضافه می کند که تنها سفرهایش به خارج از مسجد بوده است: اینجا زنان بیشتر روزها دور هم جمع می شوند ، گریه می کنند ، در آغوش می کشند و از یکدیگر حمایت می کنند.

حسنیا فرزند میانی او بوده است. دختری پر از جاه طلبی و رانندگی.

طاهرا حسینی ، یکی از معلمان حسنیا در سید الشهدا ، گفت که اکنون برای والدین بسیار مهم است که برای تحصیل فرزندان خود مبارزه کنند.

“البته خانواده ها نگران هستند ، اما ما باید به این مهاجمان نشان دهیم كه هرگز تسلیم نخواهیم شد. که ما همیشه تربیت دخترانمان را انتخاب خواهیم کرد. ” وی می گوید ، این مدرسه پس از تعطیلات عید فطر این هفته بازگشایی می شود.

در حالی که گفتگوهای صلح بین طالبان و دولت افغانستان به بن بست رسیده است ، خشونت بار دیگر در کابل – و در سراسر افغانستان – در حال افزایش است. آمریكا اعلام كرده است كه همه نیروهای خود را تا 11 سپتامبر عقب خواهد كشيد – و بسياري از افغانها از آينده خشونت آميز كه ممكن است شاهد تجديد حيات جنگ داخلي و يا تسخير آن توسط شبه نظاميان طالبان باشد ترس دارند.

ذبیح الله مجاهد ، سخنگوی طالبان ، هشدار داد که “در قطع تأخیر ایالات متحده در تاریخ عقب نشینی نیروهای خود ، ماه ها پس از مهلت اول مه 1 مه ،” مشکلات قطعاً “افزایش خواهد یافت.

کودکانی که در خیابان کابل بازی می کنند.
کودکانی که در محله دشت برچی کابل بازی می کنند و محل اقلیت هزاره شهر است.

حمله روز شنبه هنوز توسط هیچ گروهی ادعا نشده است ، طالبان به سرعت درگیری خود را انکار می کنند. دولت اسلامی (داعش) ، که قبلاً بیشتر محله های هزاره را هدف قرار داده بود ، هیچ توضیحی نداده است.

لطیفه می گوید بازگشت به مدرسه ، تنها نشستن روی نیمکتش ، برای او بسیار سخت خواهد بود.

او می گوید: “من نمی توانم قبول کنم که او مرده است ، یا هر یک از آنها مرده است.” “حسنیا رویاهایی داشت. او می خواست مدرسه را تمام کند و در دانشگاه تحصیل کند. من هر دو رویایمان را محقق خواهم کرد. من برای کمک به ساختن افغانستان بهتر و صلح آمیز آنچه را که بتوانم انجام خواهم داد. “

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *