تجربه: من با موی حیوان خانگی گره می زنم | زندگی و سبک

من در اتحاد جماهیر شوروی سابق متولد شد ، جایی که مادرم به من آموزش بافتن داد ، زمانی که من خیلی جوان بودم. این مهارتی بود که هر زن روسی هنگام بزرگ شدن داشت ، زیرا لباس کم بود. پس از نقل مکان به بوستون ، ماساچوست ، در دهه 1990 ، من به سرعت از این عادت خارج شدم: چرا یک ژاکت کش باف پشمی را که می توانستید به راحتی 20 دلار در یک فروشگاه تحویل بگیرید ، گره بزنید؟

این در حال پذیرش گربه ای بود که منجر به گرفتن دوباره آن شد. من همیشه خودم را به عنوان یک شخص سگ تصور می کردم ، اما وقتی یک گربه ragdoll زیبا به نام Mittens به من پیشنهاد شد ، من نمی توانستم در برابر او مقاومت کنم. Ragdolls کتهای نرم و ابریشمی دارد و دست میتین ها دوست داشتند مسواک بزنند. موهای او آنقدر زیبا بود که من به جای اینکه رشته های شل را که در قلم مو از بین می رفت ، دور بریزم ، شروع به جمع آوری آنها کردم. در نهایت ، من به اندازه کافی برای پر کردن یک جعبه کفش داشتم. آن وقت بود که من فکر کردم آیا ممکن است به عنوان نخ خوب باشد.

من قبلاً هرگز ریسندگی مو را امتحان نکرده بودم و هیچ یک از بافنده های بافتنی که می شناختم نمی توانند به من توصیه کنند. اما تعداد زیادی فیلم در YouTube وجود داشت. من برای ایجاد رشته های خود روی یک اسپیندل دستی سرمایه گذاری کردم. من هنوز همان قلاب بافندگی ای را که در روسیه استفاده کرده بودم ، داشتم و چند برس قلمچه عتیقه (که قبل از ریزش موها برای چسباندن آنها استفاده می شد) را در eBay برداشتم. من در طی فرایند یادگیری یک تن مو را خراب کردم و چند ماه طول کشید تا شروع به تولید نخ با کیفیت بسیار خوب کردم.

یکی از دوستانم موهای خود را از سازنده انگلیسی خود اهدا کرد و من با استفاده از نخ برای ساخت یک جفت دستکش نتایج خوبی گرفتم. من یک فروشگاه Etsy راه اندازی کردم ، و با موجودی بسیار محدود شروع کردم. به زودی مشتریانی داشتم که موهای جمع آوری شده از حیوانات خانگی خود را با درخواست برای موارد خاص برای من ارسال می کردند. محبوب ترین ها از این نظر رشد کرده اند: گل های تزئینی ، کیف های دستی و بالش ها فروش خوبی دارند. من به تازگی مامور ساخت اولین خواب شکارچی خود شده ام. من همیشه از حیوانی که از موهایش استفاده می کنم عکس می خواهم ، بنابراین می توانم هنگام کار به آن مراجعه کنم. این به من کمک می کند احساس ارتباط بیشتری داشته باشم.

حیواناتی با زیرپوشهای مجلل مانند هاسکی و چوپان های آلمانی نرم و زیبا ترین نخ را ایجاد می کنند. مردم اغلب می پرسند که آیا موهای پاک شده از جاروبرقی آنها مناسب است ، اما ایده آل نیست. برای تهیه یک وسیله کوچک به موهای زیادی احتیاج ندارید ، فقط چند اونس.

مشتریان بالقوه گاهی باید متقاعد شوند که اقلام در صورت رطوبت ، بوی “سگ مرطوب” را تولید نمی کنند. اما وقتی روغن و چربی شسته شد ، بوی مو نمی دهد. حتی در این صورت ، برخی از مشتریان از من می خواهند که سفارشات خود را بدون شستشو ارسال کنم. معمولاً به این دلیل است که حیوان خانگی آنها فوت کرده است. رایحه به آنها آرامش می دهد.

یکی از مشتریانی که گربه اش مرده بود از من خواست که از موهایش ماکت بسازم. بعداً او به من گفت که وقتی آن را دریافت کرد ، آن را با خود به رختخواب برد و اولین خواب شبانه را که پس از از دست دادن حیوان خانگی اش انجام داد ، داشت.

من کمیسیون های غیرمعمول دیگری نیز داشته ام. یکی از مشتری ها که دو سال و نیم موهای گربه اش را جمع کرده بود ، قسمت زیادی را برای من ارسال کرد. روسری تقریباً دو متری درست کردم. با این حال ، به طور کلی ، من از وسایل بزرگتر مانند ژاکت ، کت و پتو دور می شوم – آنها خیلی وقت گیر هستند و دوست دارم تا آنجا که می توانم درخواست های آنها را برآورده کنم.

من اولین نفری نیستم که با موهای حیوان خانگی بافتنی می کشم. پشم ساخته شده با موهای سگ را chiengora می گویند. زنی با ادعای اینکه مادرش این کلمه را در دهه 70 ساخته است ، نوشت: او سعی داشت در نمایشگاه ها پارچه های بافتنی سگ بفروشد ، اما کسی علاقه ای به این کار نداشت ، اما استفاده از اصطلاح chiengora به تغییر درک مردم از این صنعت کمک کرد و به نظر می رسید که آن را به سطح دیگری ارتقا می دهد.

من خیلی دوست دارم که محصولات موی حیوانات خانگی جریان اصلی تری پیدا کنند. نخ سگ بسیار گرمتر از پشم گوسفند است و به راحتی رنگ می شود. موی گربه ابریشمی و لطیف تری دارد و پس از شستشو جلوه هاله زیبایی ایجاد می کند.

وقتی این کار را شروع کردم بسیاری از دوستان و اعضای خانواده به من خندیدند ، اما اکنون آنها عادت کرده اند. من در بیمارستان به عنوان محقق کار می کنم ، و گرچه برخی از همکارانم می دانند که من در اوقات فراغت خودم می بافم ، اما هرگز به آنها نگفته ام که از چه نخ استفاده می کنم. پولی که می گیرم به یک مرکز نجات حیوانات خانگی و سایر خیریه های حیوانات می رود. به نظر من این راضی کننده است – تقریباً انگار حیوانات خودشان اهدا می کنند.

همانطور که به کریس بروتون گفته شد

آیا تجربه ای برای به اشتراک گذاشتن دارید؟ ارسال ایمیل به آدرس [email protected]

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.