بیماری همه گیر مردم را به سرزنش های قلابی تبدیل کرده است. نمی توانم صبر کنم تا آن تغییر کند | ویروس کرونا

آ شبح انگلیس – شبح عمومی آیا آنها را احساس نمی کنید؟ آنها ماه ها در کمین نشسته اند ، با هیولایی در محیط کار می کنند ، و خدا می داند در خانه هایشان چه کاری انجام می دهد. تماشای تلویزیون های بیش از حد بزرگ ، احتمالاً و سیگار کشیدن چیزهایی که من و شما حتی در مورد آنها چیزی نشنیده ایم. آنها در سوله های باغ خود از پرندگان غیرقانونی پذیرایی کرده اند و برای صبحانه به فرزندان خود غلات و کوکائین شیرین خورانده اند – و اکنون آنها دوباره به خیابان ها نفوذ می کنند. عموم مردم بسیار ترسناک هستند: درشت ، خطرناک و قابل اعتماد نیستند. آنها به افراد واقعی – که باید بگوییم ، من و خانواده نزدیک من – اهمیتی نمی دهند. آنها فقط به فکر خودشان هستند. باید کاری کرد. مردم باید به هر قیمتی در خانه نگهداری شوند.

وقتی عموم را در نظر می گیرید ، به چه چیزی فکر می کنید؟ اگر آنها را به عنوان موجودی تصور می کنید که کاری با خودتان دارد ، پس در اقلیت کمتری قرار دارید. در این هفته ، همانطور که زندگی به شدت منتظر بازگشت خود بود ، بی اعتمادی فردی به مردم روشن شد. یک نظرسنجی اخیر YouGov نشان داد اختلاف آشکاری بین تعداد پاسخ دهندگانی که معتقدند رفتار شخصی خود را در میخانه ها و مغازه ها انجام می دهند و کسانی که معتقدند مردم نیز همین کار را خواهند کرد. ما بهترین های خود را فرض می کنیم و از قدرت تخیل برای گسترش این فرض به دیگران برخوردار نیستیم ، که مطمئناً با تکان دادن دستمال های آلوده به چهره حامیان و کارمندان نوار شیشه ای از میخانه استقبال خواهند کرد.

البته انگلیس مدتهاست که به عنوان یک کشور پرده کش شناخته می شود ، اما همه گیری ها این گرایش ها را تشدید کرده و اقتدار اخلاقی فراگیر را به آنها داده است. از همان ابتدای شیوع همه گیر ، نوعی احساس سرزنش قلابی برای عکاسی از غریبه هایی است که در پارک ها نشسته اند یا برای قهوه صف کشیدن برای شرم آوردن آنها ، بدون احساس نیاز برای توجیه اینکه چرا آنها خودشان دقیقاً در همان فضا بوده اند ، بوده است. بدون نیاز ، واقعاً: بدیهی است که ، در حالی که سوژه های عکاسی ، گاومیش های آرواره شل و بدون مراقبت در جهان نشسته اند ، عکاس به دلیل فضیلت مانند ورزش یا حفظ سلامت روان در خارج از خانه است. مطمئناً برای هر کاری به اندازه لذت بردن از خلوص و خودخواهی نیست. لذت؟ در این اقتصاد؟ من فکر نمی کنم

چه زمانی بود که ما دیگر از این باور دست برداشته ایم که افراد دیگر اساساً مانند ما هستند؟ منظور من از این کار این نیست که اعتقاد داشته باشم که همه ما ویژگی های خاصی داریم ، بلکه این فرض کلی را برمی انگیزم که انگیزه های دیگران کاملاً متفاوت از انگیزه های ما نیست. شاید من ساده لوح باشم و همیشه اینگونه بوده است که فرد حتی در صورت بروز تخلف ، انگیزه های پیچیده و قابل توجیهی را به خود اعتبار می دهد و حماقت و شرارت را به غریبه هایی که رفتار یکسانی دارند نسبت می دهد. اما به نظر می رسد محدودیت ها و تعدیلات سال گذشته باعث نگرانی و موذی بودن نحوه تصور ما از جهان گسترده تر شده است. این چیزی بود که من در اوایل قفل اول به شدت احساس کردم: غم و اندوه از تکه تکه شدن روابط جوی و بی نتیجه با غریبه ها. من این غم و اندوه را زیاد ابراز نکردم ، زیرا به نظر می رسید که انجام چنین کاری باعث اتهامات یک تئوری پرداز توطئه یا منکر Covid شده است. این سرخوردگی دیگری بوده است: اینکه صرفاً در مورد تأثیرات واقعی و مهیب اقدامات حفاظتی صحبت شود ، به عنوان یک کارزار متوقف کردن استفاده از آنها دریافت می شود. من هرگز اعتقاد نداشتم که اعمال ماسک به عنوان مثال اشتباه است ، اما با این وجود از فراگیر شدن ناگهانی آنها در زندگی ما ناراحت شدم. این باعث شد که من از دنیا و از آن توده معروف تغییر شکل دهنده: عموم جدا باشم.

البته از پس آن برآمدم ، اما احساس کردم که چیزی در رابطه با تعامل ما با یکدیگر تغییر می کند ، حتی اگر در شرایط فعلی نسبتاً جزئی باشد. حالا من تعجب می کنم که واقعاً چقدر جزئی بوده است – نه مخصوصاً ماسک بلکه کل آن. منحنی یادگیری سریع که به ما آموخت که بدن یکدیگر را کشنده بدانیم ، تشویق ضمنی موش صحرایی برای ارتکاب تخلفات ، دولت ما را با یک کمپین تبلیغاتی بمباران می کند که علت اصلی این بحران را جمعیت زیادی متعهد می داند. برخی از آنها لازم و برخی دیگر نبود ، اما صرف نظر از اثربخشی اقدامات ، آنها تأثیرات غیر از انتقال ویروس را نیز داشته اند. اتمی سازی و بی اعتمادی باید رفع شود و از بین برود ، درسی دوباره آموخته شد که مردم در آنجا حضور ندارند ، جدا و بدخواه – مردم عموم خود ما هستیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *