“بیداری”: اتهام ساختگی که حزب کارگر را ساکت کرد | زو ویلیامز

“Wokeness »در حال حاضر چنین مفهومی کلیدی در سیاست است که همه از لورنس فاکس گرفته تا تونی بلر آن را فریب می دهند و این زمانی است که کسی معنای واقعی آن را بنویسد این یک کار قابل توجه خدمات عمومی است.

از کمپین عقل سلیم جلو بروید ، که یک نظر سنجی را راه اندازی کرد که در آخر هفته گذشته در نامه الکترونیکی برگزار شد و شامل یک لیست از دستور کار بیدار بود: برداشتن مجسمه های تاریخی ؛ تغییر نام شیر دادن به شیر مادر “شیردهی”. مردان مجاز به تعریف مجدد خود به عنوان زن برای استفاده از امکانات فقط زنان هستند. کودکانی که به مسدود کننده های بلوغ دسترسی پیدا می کنند. نژادپرستی نهادی در انگلیس (اعتقاد به وجود آن) ؛ احکام کوتاهتر زندان نگرش منفی نسبت به خانواده سلطنتی. به محیط بانان اجازه داده می شود آسیب و یا اختلال ایجاد کنند.

ممکن است زن تراجنسیتی متوسط ​​شما بخاطر تعجب اینکه دقیقاً چه اشتباهی کرده است بخشیده شود ، به طوری که اکنون مسئولیت نسبت قابل توجهی از همه بیماریهای سیاسی ، از تقسیم اجتماعی غیرقابل حل تا سقوط جدی حزب کارگر را به عهده گرفته است. در عین حال ، سلطنت طلبان متوسط ​​شما باید یک نگاه طولانی و سخت به آینه داشته باشند: اعضای کارت دار wokingom واقعا به سلطنتی ها اهمیتی نمی دهند ، در حالی که افرادی که همه اخبار مربوط به Windsors را دنبال می کنند ، ناگزیر درباره برخی از آنها بد فکر می کنند آنها

اما هیچ تقسیم مو وجود ندارد. همه ، از حباب وست مینستر گرفته تا مخاطبان زمان س Questionال ، رفتار بسیار خوبی در مورد باینری اساسی دارند – ضد بیداری در مقابل بیدار – که تا جایی که واقعی و یا جعلی در گفتمان معاصر محسوب می شود خلاصه می شود. افراد واقعی به مهاجرت بیش از حد اهمیت می دهند ، در حالی که افراد جعلی به شرایط موجود در بازداشتگاه مهاجرت Yarl’s Wood اهمیت می دهند. انگلیسی های “معتبر” – نوعی که پیتر مندلسون در آستان های خانه ملاقات می کند یا مفسران در صف های اداره پست دارلینگتون شنیده می شوند – به جرم و مجازات اهمیت می دهند ، غیر معتبر به توان بخشی اهمیت می دهند. مردم واقعی به وطن پرستی و غرور ملی اهمیت می دهند. افراد جعلی به بحران آب و هوا و جنگ های خارجی اهمیت می دهند.

سیگنال ها اغلب بسیار بلند اما بسیار ظریف هستند. به عنوان مثال ، جرمی واقعی که مورد توجه افراد واقعی است جرم چاقو است ، علی رغم اینکه آمار سال 2019 نشان می دهد 79٪ حمله خشونت آمیز در انگلیس و ولز فاقد سلاح است و تنها 6٪ دارای چاقو است یا هر چیز دیگری که تیز باشد. با عرض پوزش ، من با استفاده از حقایقی برای مقابله با احساسات ، آن کاری را که افراد جعلی انجام می دهند دوباره انجام می دهم. اما زیربنای احساسی تمرکز روی چاقو چیست؟ آیا این ارتباط جرم با نژادی خاص ، یا باندها ، یا جوانان یا محیط شهری است؟ گفتن غیرممکن است ، زیرا هیچ کس آن را به زبان نمی آورد. افراد واقعی نیازی به گفتن صدای بلند با چاقو ندارند ، زیرا آنها از قبل به طور غریزی درک می کنند – در واقع ، این غرایز بخشی از اصالت آنها هستند.

سازگاری داخلی در معماری واقعی / جعلی بسیار کم است ، با این وجود ساختار هنوز پابرجاست. هیچ کس هرگز یهودستیزی را نگران کننده ساختگی بیدارشدن نمی داند ، اما به همین ترتیب اسلام هراسی و سایر اشکال نژادپرستی به تصویر کشیده می شود. بسیاری از فرضیات اساسی ذاتاً پوچ هستند: اگر حقوق LGBTQ حفظ بیدار باشد ، آیا این بدان معنی است که افراد واقعی همجنسگرا نیستند؟ یا اینکه همجنسگرایان واقعی به مسئله حقوق خود اهمیتی نمی دهند؟

در جایی که منطقی وجود داشته باشد ، اغلب به صورت دایره ای شکل است: از کجا می دانید بحران آب و هوا یک مسئله نخبه است؟ چون نخبگان در این باره صحبت می کنند. اما از کجا می دانید آنها نخبه هستند؟ زیرا آنها خود را درگیر بحران آب و هوا می کنند. افراد واقعی وقت کافی برای محیط زیست ندارند و مطمئناً وقت ندارند محیط بانان در ترافیک اخلال ایجاد کنند.

آنچه که در مورد این قاب بسیار موفق بوده است این نیست که به ویژه رأی دهنده “معتبر” را گالوانیزه یا انگیزه کرده است. بسیاری از موضوعات ، اگر نه همه آنها ، مخدوش یا تحریف شده هستند ، هیچ یک از آنها واقعاً به رانندگانی که کیفیت زندگی را تعیین می کنند متصل نمی شوند (که بدون ترتیب خاصی ، دستمزد ، مسکن ، خدمات عمومی و مراقبت های اجتماعی هستند). حتی اگر بخواهیم بپذیریم که شناخت فرهنگی مهمتر از توزیع مجدد اقتصادی است – و ، به هر حال ، ما عصبانی خواهیم شد – دشوار است تصور کنید که دفاع از کلمه “شیردهی” بسیار برای اتصال دوباره مردم به سیاست ، یا به آنها احساس شنیدن و بازنمایی بدهند.

با این وجود موفقیت خیره کننده ای داشته است – در سکوت مخالفان ، از طریق مجموعه ای از هم اندیشی ها. کارگر “قلب قلب” انگلیسی خود را از دست داده است ، و قلب آن اکنون ضد بیدار است. نژادپرستی و محیط زیست نگرانیهای بیداری دارند ، بنابراین ، کارگران نباید در مورد نژاد و آب و هوا صحبت کنند.

از آنجا که “بیداری” توسط مخالفان آن تعریف می شود ، می توان تعداد بی شماری از موضوعات را به طور خلاصه در اختیار آن قرار داد. اصلاً تعجب آور نخواهد بود اگر دریابید که حقوق محیط کار ناگهان “جعلی” است ، زیرا افراد واقعی فقط می خواستند سرشان را پایین بیاورند و کارهای خود را انجام دهند. محافظه کاری اجتماعی ، یک مفهوم شل و انعطاف پذیر ، به سادگی می تواند در اطراف پرسه بزند و چیزهای تازه ای را برای دوست نداشتن انتخاب کند. دیروز مردم ترنس بودند. امروز این فوتبالیست ها با فلسطین همبستگی نشان می دهند. فردا میشل بارنیه خواهد بود. اگر طبق اجماع فعلی ، حزب کارگر نتواند قلب های خود را بدون جلب نظر محافظه کار اجتماعی بازگرداند ، باید مجموعه ای از تابوها را که با سرعت زیاد انجام می شود ، رعایت کند. در همین حال ، محافظه کاران از آنجا که نقشه برداری کردند ، آزادی و چابکی قابل توجهی در این منطقه دارند.

هوشمندانه است اما هوشمندانه نیست: فقط در صورتی جواب می دهد که صداهای مترقی گزاره را بپذیرند و داوطلبانه خود را ساکت کنند. از زمان انتخابات محلی در انگلستان ، شخصیت های ارشد حزب کارگر تحمل آنچه را که آنجلا راینر “سیاست ماگنولیا” خوانده است از دست می دهند ، عقیده خفقان آور این است که هرگز نگوید چه کسی هستید از ترس اینکه جرمی را مطرح کنید. راشل ریوز ، صدراعظم سایه ، از این که وانمود کند که Brexit ایده خوبی است ، بیمار نیست. اگر حزب به عنوان یک کل بخواهد رک و صریح آنچه را که معتقد است بیان کند ، این امر به ناچار برای برخی بیش از حد بیدار خواهد بود – اما حداقل همه ما می دانیم که بیدار است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *