‘بگذارید خودتان دمدمی مزاج باشید’: مربی زندگی اپرا وینفری در مورد چگونگی شاد بودن بیشتر | اپرا وینفری

“تیاو تقریباً مانند یک مراقبه جهانی بوده است. آنچه در زندگی شما کار نمی کند به سطح بالا می رود. به همان روشی که بود برگردید؟ این اتفاق نخواهد افتاد.” مارتا بک – نویسنده پرفروش و جامعه شناس آموزش دیده هاروارد معروف به “مربی زندگی اوپرا وینفری” – در مورد پاسخ به همه گیری صحبت می کند.

وی ادامه می دهد: “هر عمل آفرینش با تخریب وضعیت موجود آغاز می شود.” “به نظر می رسد هرج و مرج است. اما ، واقعاً ، این آزادی از استبداد “چگونه کارها همیشه انجام شده است” است. پاسکال گفت که بیشتر بدبختی های ما از این واقعیت ناشی می شود که ما قادر به آرام نشستن در یک اتاق نیستیم. و با میلیارد ها میلیارد سال گذشته ، ما مجبور شده ایم ساکت و آرام در یک اتاق بنشینیم. اکنون س people’sالات مردم از مکانی بسیار عمیق تر مطرح شده است. پیش از این ، این بود: “چگونه زندگی خود را تغییر دهم؟” اکنون ، این است: “من از زندگی خود چه می خواهم؟”

بک ، 58 ساله ، سالها در کارگاههای مربیگری خود به این س questionsالات گوش فرا داده است ، نه از طریق همکاری با وینفری. او اولین بار در سال 2000 در برنامه تلویزیونی خود ظاهر شد و بین سالهای 2001 و 2020 ستون نویس مجله O بود ، که در دوره اوج خود 2.5 میلیون تیراژ چاپ داشت (اکنون فقط دیجیتال است).

البته همانطور که بک می گوید آخرین شخصی که به مربی زندگی احتیاج دارد وینفری است. اما هنوز ، او ارتباط بدی ندارد. در هر صورت ، پیامی که بک در طول زندگی حرفه ای خود به آن فشار می آورد لحظه اصلی خود را پیدا کرده است: زندگی کوتاه است ، پس وقت را تلف نکنید و تظاهر کنید که چیزی نیستید. (من جمله خود را بیان می کنم.) در طی همه گیری ، بک با فدائیان خانه خود در پنسیلوانیا ، در محاصره جنگلی که دوست دارد ، صحبت می کرد و روی کتاب جدید خود ، راه یکپارچگی: یافتن راهی به سوی خود واقعی خود کار می کرد.

بک این ایده را در مقیاس حماسی زندگی کرده است. وی که در یک خانواده مورمون متدین در یوتا بزرگ شده بود – او هفتمین فرزند از هشت فرزند بود – از ایمان و خانواده خود دست کشید و کتابی را در مورد زنده ماندن از سو abuse استفاده جنسی به دست پدرش ، یکی از بزرگان برجسته کلیسا نوشت. او قبل از ترک ازدواج و بیرون آمدن به عنوان یک لزبین ، سه فرزند با شوهرش داشت. (شوهرش نیز به عنوان همجنسگرا بیرون آمد.) وقتی فهمید که زندگی یک دانشگاهی او را بدبخت می کند ، هاروارد را ترک کرد – جایی که لیسانس ، کارشناسی ارشد و دکترای خود را به دست آورد – به عنوان مربی شغلی تبدیل شد.

مارتا بک در 20 سالگی است
‘متولد شخصیت جلب رضایت یک لاجورد یتیم’ … بک در 20 سالگی است. عکس: با احترام از مارتا بک

وقتی نوبت به بیدار شدن و بوییدن قهوه می رسد ، این خانمی است که صاحب کارخانه تولید تی شرت است. تقریباً 30 سال ، او هیچ ارتباطی با خانواده ای که در آن بزرگ شده است نداشت. (اکثر خانواده وی روایتی را که وی از تجربیات خود داده بود رد کردند و گفتند که او باید از کودکی “با شیطان رابطه داشته باشد.)” اما در طی همه گیری ، این تغییر کرد: “خواهر کوچکم اخیراً پس از 30 سال با من تماس گرفت. او کلیسای مورمون را ترک کرده است و ما طی شش ماه گذشته هر روز با ما پیام می دهیم. بازگشت دوباره آن عشق و دوستی بسیار باورنکردنی شیرین است. “

کاری که بک بیشتر به آن مشهور است پیروی از غریزه روده است به جای اینکه توسط انتظارات جامعه هدایت شود. کتاب های او مواردی مانند یافتن ستاره شمالی خود و فرمان با نور ستاره نامیده می شوند. برای کمک به شک و تردیدها ، او یک چشم مستقیم است.

اما بک به راحتی برکنار نمی شود: او دارای یک دگرگونی بازیگوش و روشنفکر گرایی غیرمعمول است ، او به طرز دردناکی از خود آگاه است و تربیت خارق العاده اش خود گویای این امر است. او خود را در کتاب جدید خود توصیف می کند که “با شخصیت جلب رضایت یک لاپادگ یتیم متولد شده است”. وی ادامه می دهد: “از دوران کودکی ، دستورالعمل اصلی زندگی من این بود: برای جلب تأیید هر کاری انجام دهید. من در یک خانواده مورمون پرهیزگار پرورش یافتم ، از هر قانون دین خود پیروی کردم و در مدرسه سخت کار کردم. سپس به هاروارد رفتم ، جایی که تقریباً از فرهنگ کودکی من فاصله داشت تا آنجا که بدون حرکت به پلوتو می توانستم. من این کار را کردم و اجازه دادم هر کسی که با آن روبرو شد تصور کند که من با او موافق هستم ، و برای یک مورمون معتقد در خانه و یک ملحد منطقی در مدرسه می روم. “

به گفته وی ، با گذشت زمان ، این نوع پوشش های کوچک و بزرگ در زندگی ما می تواند تا حدی که علائم جسمی پیدا کنیم ، احساس ناراحتی کنیم. به نقل از یک ستون معمولی بک: “حقیقت بدن جلوتر از دروغ ذهن است.”

این نوع تفکر به راحتی قابل لمس است. بسیاری از افراد هستند که می خواهند باور کنند که درد در گردن آنها ، مثلاً به این واقعیت مربوط می شود که آنها نمی توانند شوهر خود را تحمل کنند. (شوهر را گم کنید ، درد گردن خود را از دست بدهید) اما بک برای فشار دادن استفاده می شود. هنگامی که در زمان نمایش اپرا وینفری در سال 1986 ، خودیاری بخشی از گفتگوی اصلی در ایالات متحده شد ، انتقادات و استشمام بسیاری وجود داشت: “عناصر حاشیه ای وجود داشتند که به سمت عصر جدید و عقاید مذهبی می رفتند … و بیشتر آنها از آن کار نمی کند اما برخی از آن را انجام می دهد. و هرچه تعداد بیشتری از ما تجربیاتی را تجربه می کنیم که خارج از آنچه مادیات فرهنگی ما به ما می گوید امکان پذیر است ، ما یک انتخاب داریم. یا می توانیم دروغ بگوییم و بگوییم هرگز این اتفاق نیفتاده است. یا می توانیم درهای برداشت خود را کاملاً باز بریزیم.

اپرا وینفری در یک کنفرانس ویدیویی با مارتا بک
“تهیه کننده او گفت که من تنها متخصصی هستم که باعث می شود استرس کمتری داشته باشد” … اپرا وینفری در یک کنفرانس ویدیویی با بک. عکس: اپرا دیلی

“مواردی وجود دارد که در فلسفه ما رویای آنها نیست. من هزاران نفر را مربیگری کرده ام. و تعداد بسیار کمی از افراد هستند که تجربیاتی را تجربه نکرده اند که کاملاً قابل توضیح نیستند. اما ما همیشه درباره این موارد صحبت نمی کنیم زیرا از نظر فرهنگی قابل قبول نیست. “

هنوز هم یک انگ ادامه دارد. او انتظار دارد و این او را آزار نمی دهد. او می گوید: “استانداردهای اعتبار در ذهن دانشگاهیان هاروارد به این ترتیب است: عدالت دادگاه عالی ، استاد دانشگاه هاروارد ، پزشك ، وكیل … و سپس به جراحان زیبایی ، سرایدارها ، روسپی ها و سرانجام مربیان زندگی متوسل می شوید.” “اما میدونی چیه؟ چه کسی اهمیت می دهد؟ “

تجربیات وی هنگام ترک هاروارد نیز تحت تأثیر این واقعیت بود که او در انتظار کودکی با سندرم داون بود. بسیاری از همکاران در هاروارد نسبت به کنار آمدن با او تردید داشتند ، زیرا او و همسرش در آن زمان دانشگاهی بودند و قادر به تربیت کودکی با اختلال یادگیری نبودند. بک احساس کرد این عمیقا اشتباه است و شروع به شنیدن صدای “صحبت کردن” کودک در خواب با او کرد. پسرش ، آدام ، اکنون در اوایل 30 سالگی است و بسیاری از تجربه او در جهان این باور را به او می دهد که چیزهای زیادی وجود دارد که ما نمی فهمیم.

“من در خانه خود پسری داشتم که کارهایی را انجام می داد که از دیدگاه نیوتنی غیرقابل توصیف بودند. او مانند کمد لباس نارنیا است. چگونه می توانم به آنچه مردم هاروارد فکر می کنند اهمیت بدهم؟ ” او در گذشته در مورد آدام قادر به درک افکار حیوانات وحشی بوده است و او را “استاد ذن قابل حمل و شیک” می نامد.

او می گوید ، اما تمایل ما برای انطباق و تأیید عمیق است. او در کار خود به عنوان مربی ، با هزاران نفر صحبت کرده است که تمایلی به ترک زندگی های متنفر ندارند ، زیرا آنها از گزینه جایگزین می ترسند. او می گوید کار او الهام بخشیدن به مردم برای عمل است. او ادعا می کند که مشکلات مختلف همه گیر باعث شده است که میلیاردها نفر به دلیل آنچه دیگران فکر می کنند ، همچنان به تظاهر در کسی که نیستند ، بپرسند.

با این وجود چگونه آن را تغییر می دهید؟ “هر پل را به جز حقیقت بسوزان. اگر شغلی را می خواهید که باعث خوشحالی شما شود ، از شغلی که باعث بدبختی شما می شود خارج شوید. ترسناک. اما اتفاق دیگری نخواهد افتاد. اگر به رابطه ای نیاز دارید که باعث خوشبختی شما شود ، از رابطه ای که باعث خوشبختی شما نیست ، خارج شوید. یا از ذهنیتی که مانع از شکستن قلب شما می شود ، خارج شوید. با آسیب پذیر و باز بودن از قلب خود بیرون بروید. شما باید از دفاع خود دست بکشید. شما باید از هرچیزی که بین شما و خوشبختی قرار دارد دست بکشید. بیشتر مردم فکر می کنند همه چیز در مورد خوشبختی است. اما از آنها بخواهید آنچه باعث خوشحالی آنها نیست را کنار بگذارند؟ ناگهان ترس وارد می شود. “

یک چیز فوق العاده جذاب در مورد شخصی وجود دارد که می داند چه چیزی آنها را خوشحال می کند و قدم هایی را برای ادامه این کار برمی دارد. اما غالباً ضد خلاف است. بک نحوه ورود وی به مدار وینفری را توصیف می کند. اندکی پس از آنکه آکادمی را ترک کرد و به عنوان مربی شغلی کار می کرد ، یک تهیه کننده در نمایشگاه وینفری با او تماس گرفت. آنها به دنبال یک متخصص برای صحبت در مورد استرس بودند. او می گوید: “آنها همه این متخصصان را فراخواندند” چگونه زندگی خود را از بین ببرید “. “تهیه کننده به من زنگ زد و من گفتم:” هوم. من واقعاً نمی توانم با شما صحبت کنم زیرا قصد اسکی را دارم. ‘ من عاشق اسکی هستم. و من به دنبال چیزی هستم که من را از هر کس و هر چیز دیگری خوشحال می کند.

مارتا بک در سال 2005
“هر پل را به جز حقیقت بسوزان” … بک در سال 2005. عکس: Will Powers / AP

“تهیه کننده تماس گرفت و گفت این تنها جوابی است که از همه متخصصان گرفته است و باعث می شود استرس کمتری داشته باشد. بنابراین به هر حال به اسکی رفتم و در حالی که آنجا بودم ، از اپرا با من تماس گرفتند و گفتند که آنها مرا می خواهند. “

من فکر می کنم این چیزی است که طرفداران بک را به خود جلب می کند: او تلاش برای کنترل چیزها و اتفاقات را رها کرده است. در دنیایی که ما به “فقط این کار را انجام دهیم” ترغیب می شویم ، بک موعظه می کند که بعضی اوقات انجام دادن کاری – یا انجام هر کاری که می خواهید ، بدون برنامه کاری – می تواند پاسخ باشد.

بک به خاطر پیشنهادات و تمرینات عملی اش مشهور است. بنابراین ، چه راهکاری سریع برای اتصال مجدد به افرادی که مدت زیادی است در مورد قفل کردن ندیده ایم وجود دارد؟ “چیزی که نشان داده شده است باعث افزایش خوشبختی در سراسر هیئت مدیره می شود ، اما همچنین مردم را به هم متصل می کند ، نوشتن نامه تشکرآمیز به شخصی است که نسبت به او احساس قدردانی می کنید: یک معلم ، یک عضو خانواده ، یک آشنای. و سپس با آنها تلفنی تماس بگیرید و نامه را برای آنها بخوانید. افرادی که این کار را انجام می دهند نه تنها خیلی سریع روابط نزدیک برقرار می کنند ، بلکه خوشبختی آنها نیز ماهها بیشتر می شود. این نوع تشکر نوعی جادو است و کاری است که می توانیم پیشگیرانه انجام دهیم ، فارغ از شرایط. » (من مشتاقانه منتظر تماس هستم ، دوستان.)

او چه توصیه ای برای افرادی که احساس قضاوت می کنند و خواستار تأیید اجتماعی هستند که سالها آرزو کرده است؟ پس از همه گیری ، چگونه از بازگشت به زندگی ای که کاملاً درست نیست جلوگیری می کنید؟ “توجه کنید که ، وقتی خودتان نیستید زیرا می خواهید مردم شما را دوست داشته باشند ، از زندگی خود متنفر هستید. این ایده به نام “آسانسور خالی” وجود دارد. بگویید زندگی خود را در زمینی که در آن هستید دوست ندارید و می خواهید به منظره ای بالاتر بروید … وقتی سوار آسانسور می شوید ، افراد زیادی قرار نیست با شما بیایند. به هر حال وارد می شوید و ممکن است فکر کنید: ‘من یک اشتباه وحشتناک کردم. هیچ کس نمی خواست با من بیاید. من در این آسانسور تنها هستم. ‘ و سپس به سطح جدید خود می رسید ، درها باز می شود و اتاقی از افراد را پیدا می کنید که هیجان زده شما هستند دقیقاً همان جایی که می خواستید باشید. “

اکنون که جامعه به آرامی دوباره در حال باز شدن است ، بک می گوید این زمان ایده آل برای چسبیدن به اسلحه های خود است و با خود روشن کنید که از چه کسانی با هم وقت می گذرانید و چه کاری دوست دارید انجام دهید. “اگر صادق باشید و با مردم خود باشید ، آنها واقعاً با شما ارتباط برقرار می کنند. پس نسبت به خود صادق باشید. بگذارید خود را دمدمی مزاج یا عجیب ببینند. سپس روابطی که با مردم ایجاد می کنید واقعی و محکم و فساد ناپذیر خواهد بود. “

به نظر می رسد این یک پیام مفید پس از همه گیری است: بهتر است عجیب باشید تا جعلی. او اضافه می کند ، میانبر دیگری برای واقعی نگه داشتن آن و ارتباط با خود واقعی شما وجود دارد: «یک سگ بگیرید. حقیقت در نگاه آن سگ است. “

راه یکپارچگی: یافتن راهی برای رسیدن به خود واقعی شما توسط مارتا بک (کوچک ، قهوه ای ، 14.99 پوند) اکنون خارج شده است. برای سفارش کپی، به Guardianbookshop.com بروید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود.

به مارتا بک گوش دهید پادکست Viv Groskop چگونه می توان اتاق را از آن خود کرد 23 آوریل.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *