بچه ها خوب نیستند – و دولت دیگر از مراقبت دست کشیده است | فرزندان

دبلیوچند سال پیش با پرتاب انبوهی از وسایل ، من با یک Biro قدیمی روبرو شدم که با آرم رنگین کمان گروه کودکان ، مدارس و خانواده ها تزئین شده بود و توسط محافظه کاران در سال 2010 منحل شده بود. غم و اندوه ، حتی زمانی که فکر می کردم احساس احمقانه بودن داشتن ارتباط عاطفی با یک قلم با مارک دولتی ده ساله بسیار احمقانه است.

اما بعد از 10 سال خط مشی که فاقد هرگونه تصوری از کودکی خوب است ، شاید آنطور که برای اولین بار به نظر می رسد مسخره نباشد. دلتنگی غم انگیز من برای زمانی که نگرانی برای بهزیستی کودک دستور کار ملی را مدتها قبل از کوید پیش برد. برای این که چرا جامعه ما به طور مشترک راه کودکی خود را گم کرده است ، نباید یک بیماری همه گیر که جان هزاران والدین و پدربزرگ و مادربزرگ را گرفته و مدارس را برای بهترین قسمت از یک سال تعطیل می کرد ، طی می کرد.

این خیلی چشمگیر نیست: کودکان می توانند به طرز باورنکردنی مقاوم باشند و اکثریت آنها سالم و خوشحال هستند و حتی پس از سالی که تازه گذرانده اند رشد خوبی دارند. اما اقلیت قابل توجهی وجود ندارد که Covid اوضاع را بشدت بدتر کرده است. روزگاری ، ما تصور می کردیم که هر کودکی مهم است ، تا آنجا که این ویژگی تعیین کننده آخرین دولت کار بود. امروز ، گفتمان سیاسی ما کودکان را از افراد کوچکی که هستند – والدین ، ​​همکاران و شهروندان آینده – به “مفاهیم از راه دور یا نقاط داده” در سخنان شورانگیز کمیسر کودکان خارج شده ، کوچک کرده است.

این آمار به طور مکرر از بین می رود ، به راحتی می توان فراموش کرد که چقدر افتضاح است: تعداد کودکان با شرایط بهداشت روانی ، چهار ماه پس از همه گیری ، 50 درصد افزایش یافته است ، در مقایسه با پایه سال 2017. آیا جای تعجب است که وقتی 2.3 میلیون کودک با سو abuse استفاده در خانه ، مشکلات شدید روانی والدین یا سو drug مصرف مواد مخدر و الکل در خانه بزرگ می شوند ، بسیاری از افراد در تلاش هستند؟

با این حال ، ما برای کودکانی که بیشترین آسیب را دیده اند ، بسیار کمرنگ عمل می کنیم ، که نه تنها از لحاظ نتایج آموزشی بلکه توانایی های اجتماعی و عاطفی که به دلیل عدم معاشرت با دوستانشان از دست داده اند و بسیاری از واقعیات خود را از دست داده اند ، عقب مانده اند. میانجیگری جهانی در رسانه های اجتماعی یا زندگی شبانه روزی با پدری که از مادرشان سو ab استفاده می کند. دولت برای جبران شکاف در حال دستیابی به موفقیت در هیچ جایی نزدیک کار نکرده است ، اما حداقل ما هنوز تمایل به صحبت در مورد آن را داریم.

در محافل سیاسی که اهمیت دارند ، تمرکز کمی بر عدم رشد اجتماعی و عاطفی وجود دارد که حداقل به همان اندازه عمیق باشد و آسیب های مادام العمر کودکان از جمله به یادگیری آنها را وارد کند. چرا روی زمین ما در تابستان امسال ، برای ایجاد تحول در خدمات بهداشت روان کودکان و قرار دادن مشاوران در هر مدرسه ، مقدار زیادی پول و انرژی برای فعالیت های ساخت یافته برای کودکان نمی اندازیم؟ چرا ما با توجه به تأثیری که در زندگی کودکان خواهد گذاشت ، مبالغ هنگفتی را در جهت کاهش سلامت روان والدین و برنامه های پیشگیری از سو abuse استفاده در خانه سرمایه گذاری نمی کنیم؟

در دهه های اخیر چیزهای زیادی در مورد آنچه باعث ایجاد کودکی سالم و شاد می شود آموخته شده است. ما اهمیت والدین را برای توانایی های کودکان در ایجاد روابط سالم برای بقیه زندگی آنها ، رشد اجتماعی و عاطفی مناسب برای نتایج آموزشی ، از سالهای اولیه به عنوان پایه و اساس زندگی درک می کنیم. 00s همه مربوط به عملی ساختن این بینش بود: دهه هر کودکی مهم است – یک چارچوب جامع برای هر بخشی از ایالت که کودکان را حمایت می کرد – مراکز کودکان Sure Start ، سالهای اولیه حمایت از والدین ، ​​منابع لازم برای تمرکز مدارس یادگیری اجتماعی و عاطفی در کنار 3Rs ، هدف از بین بردن فقر کودکان تا سال 2020. این دهه ای بود که بینندگانی مانند تسا جوول و گوردون براون دوران کودکی را به جایگاه شایسته خود در دولت رساندند و در تلاش برای تحقق بخشیدن به هدف خود برای ساختن انگلیس بهترین مکان در جهان برای رشد کودکان و جوانان است.

بنابراین بسیاری از اینها توسط محافظه کاران در دهه 10 برداشته شد. کاهش هزینه ها باعث کاهش جدی خدمات و حمایت مالی فرزندان از والدین کم درآمد شده است. تغییر شکل دپارتمان کودکان ، مدارس و خانواده ها به بخش آموزش با بی اعتنایی ایدئولوژیک برای درک جامع کودکی و اعتقاد به این که آنچه با آزمون نمی توان اندازه گرفت ، حواس پرتی است. هیچ وزیر کابینه مسئولیتی در قبال کودکان ندارد. هیچ کمیته کابینه ای به کودکان و خانواده ها اختصاص ندارد.

نتیجه فقط یک واکنش مینیمالیستی دیوانه وار به همه گیری نیست که به سختی از کمی شهریه ابتکاری فراتر رفته است. نه اینکه این دولت در دوران کودکی درست کودکی را تجربه کند. دور از آن. معماری که با زحمت برای پرورش جمعی کودکانی که به آن احتیاج داشتند ساخته شد ، از بین رفته است و مدارس باقی مانده اند تا قطعات را به بهترین شکل ممکن بردارند. هیچ پاسخی برای کودکان جمع شده در باند ، برای دختران که توسط همسالان خود مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند یا برای جوانانی که درک آنها از روابط صمیمی به دلیل دسترسی آسان به پورنو خشونت آمیز شکل می گیرد ، وجود ندارد.

این عقیده که همه اینها را می توان با روابط و آموزش جنسی ارائه شده توسط معلمان آموزش ندیده ، که برخی از آنها نگرش های مسئله دار موجود در جامعه گسترده تر است ، غلط داد ، پوچ است. توجه محدود به مدارس به استثنای همه موارد ، حتی با شرایط خاص خود فراهم نیست. ویرانگر ، شکاف پیشرفت در مدارس ابتدایی در حال گسترش بود قبل از همه گیری ، و تعداد جوانان ترک تحصیل بدون فاقد مدارک اولیه در حال افزایش است. شما نمی توانید توپ را به رفاه خانواده بیندازید و انتظار داشته باشید که کودکان در مدرسه برتری داشته باشند.

نلسون ماندلا در سال 1995 گفت: “هیچ روحیه ای دقیقتر از روحیات یک جامعه درمقابل رفتار با فرزندانش وجود ندارد.” من به محافظه کاران نگاه می کنم که کشور ما را اداره می کنند و تنها آنچه که می بینم بی تفاوتی نسبت به فرزندان دیگران است. دولتی بیش از نسل بعدی در مورد پرچم ها اذیت می کند. آیا واقعاً خواستن نخست وزیری که هیچ چیز مهمتر از این نیست که هر کودکی زندگی خود را که لیاقتش را دارد شروع کند ، خیلی زیاد است؟

سونیا سودا ستون نویس Observer است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *