به ما گفته شده است که همسایه خود را دوست داشته باشید – اما اگر آنها افتضاح باشند چه می کنید؟ | زندگی و سبک

آبعد از دو سال ، مردم بالاخره در درب بعدی نقل مکان کردند. من سعی کرده ام ، واقعاً سعی کرده ام ، پرده کشیده نشوم ، اما شما می دانید که چگونه است. من در هفته گذشته بیش از حد هیجان زده شدم و 20 دقیقه روی نیمکت و ناپدری ام با مقایسه تکنیک های جستجوی خرده دو کبوتر ، هیجان زده شدم ، بنابراین می فهمید که من با جدا شدن خونسرد از این پیشرفت استقبال نکرده ام. من و شوهرم ، به طور عادی ، کنار در پشت ایستاده ایم. ما همسایگان جدید را مشاهده نکرده ایم ، اما دوچرخه ، ماشین و پرده های جدید وارد شده ایم (کاملاً هفته گذشته است). امیدوارم که آنها ما را متوجه نشده باشند: دو غول چهره خمیری ، که با نفس کشیدن شدید از پنجره مه گرفته اند. یک روز پسرم به خانه آمد و ما را در حال تماشا گرفت. از زمانی که به مدرسه بازگشت ، به نظر می رسد از زندگی عجیب و غریب کوچک ما بیش از هر زمان دیگر منزجر شده است.

“شاید ما باید برویم و خودمان را معرفی کنیم؟” شوهرم تعجب می کند. “نه!” هیس می کنم “ما آمریکایی نیستیم. آیا یادداشتی در مورد محله WhatsApp از طریق درب بگذارم؟ “

مزاحمت من ناراحتی اولیه را در ایده زندگی دوباره در همسایگی مردم پوشانده است. روابط همسایگان گذشته من با نارضایتی های عمدتا بیان نشده همراه بوده است. آیا این کار با بخشی آغاز شد که ساکسیفون جاز را از روی آهنگ های Dido بداهه نوازی می کرد ، و از “شیارهای” خاص انتخابش قدردانی می کرد؟ یا با خانواده ای پرجمعیت و پر زرق و برق ، که هرکدام ساز متفاوتی می نواختند؟ نه ، من یادم هست که شاخه های گوش را بعنوان یک جوان 19 ساله بی خیال در دانشگاه خریده ام تا صدای استریو جنسی از همسفرهایم را کم کنم. من یک شور و شوق حرفه ای شغلی هستم – اساساً آرزوی من برای زندگی در سکوت رهبانی و کنجکاوی بیمارگونه در مورد افراد دیگر قابل حل نیست.

اما همه کسانی که می شناسم در حال حاضر توسط همسایگان خود دیوانه می شوند. یکی از دوستان حتی یک شمارش معکوس جشن گرفته و به سبک ظهور داشت تا آنهایی که نفرت دارند از خانه بیرون بروند. ما در یک عصر و کشوری زندگی می کنیم که دارای چگالی بالا است ، از نزدیک تر از چیزی که دوست داریم در بهترین زمان با عادت های همسایه آشنا باشیم – و سال گذشته قطعاً بهترین زمان نبوده است. با قدردانی کامل ، برای اولین بار ، نازک بودن دیوارهای ما ، یا عمق تعهد همسایگان در جاروبرقی یا کارائوکه ، DIY یا جو ویکس ، قفل های پی در پی روابط صمیمانه پیشین را به نقطه شکست رسانده است. البته ، اقدامات دوست داشتنی همبستگی و مهربانی محلی ، احساس تقویت جامعه وجود داشته است ، اما واسطه ها نیز از افزایش چشمگیر بار پرونده های مربوط به همسایگان خود خبر داده اند. ما حیوانات اجتماعی هستیم ، اما در گودال های خودمان ترجیح می دهیم جفت گیری ، غذا خوردن ، دفع و بازی سایر حیوانات اطرافمان به ما یادآوری نشود.

اگر همه گیری را کنار بگذاریم ، این نه یک پدیده جدید است و نه خصوصاً بریتانیایی. احساس عمیقی از احساس همخوانی داشتم که می خواندم در ژاپن ، اخیراً یک راهنمای انبوه برای همسایگان و تخلفات سر و صدا آنها از محبوبیت زیادی منفجر شده است (“بسیار کثیف و پر سر و صدا” ، یکی از نظرات است که در گزارش نیویورک تایمز در سایت برجسته شده است.) من مدت طولانی خیره شدم اما آنها متوقف نشدند. “) همان احساسی است که من با خواندن نامه های پروست به همسایه اش ، خانم ویلیامز ، احساس کردم. آنها پر از شکایت صدا هستند – کاملاً مودبانه و با ظرافت بیان شده ، اما با این وجود شکایت دارند. “یک سری ضربه های سبک روی پارکت بالای سر من” ، ضرب و شتم فرش با “خشونت شدید” و نقاشان که ساعت 7 صبح کار خود را شروع کردند ، به آرامش اتاق چوب پنبه ای پروست نفوذ کردند.

هیچ کس روی پارکت همسایه ضربه نمی زند. تا کنون ، همسایگان جدید ما کاملاً ساکت مانده اند ، مانند Carthusians پابرهنه. با این حال ، طی هفته گذشته ، با افزایش سرعت ، عزیمت 6:30 صبح پسرم را با درب محکم استخوان و این واقعیت که سگ مسن پریشان ما قسمت زیادی از روزها را صرف پارس کردن می کند ، ناراحت می کنم. من متذکر شدم که چقدر با صدای بلند ربات ما هوور می کند ، به چیزهایی مانند یک مستی بی نظم برخورد می کند ، و متوجه می شوم که نت های بالایی که هیچ تلاشی برای انجام فعالیت های کر آنلاین ندارم ، به طرز وحشتناکی طنین انداز می شوند. ما حتی دو بار هشدار آتش را تنظیم کرده ایم. آیا در واقع همسایگان بدی هستیم؟ بعضی اوقات فکر می کنید پروست هستید اما معلوم می شود در واقع خانم ویلیامز هستید.

اما بیدینگتون ، ستون نویس روزنامه گاردین است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *