به ترول ها غذا نمی دهید؟ این توصیه وحشتناکی برای روزنامه نگاران زن ورزش است. | ورزش

اولین تجربه من با ترولینگ دسته جمعی در سال 2013 بود. من اخیراً قطعه ای را منتشر کردم که سعی داشت برخی از افسانه های مربوط به رفتار قربانیان تجاوز را با به اشتراک گذاشتن داستان تجاوز شخصی خودم ، از بین ببرد. من آن را در پاسخ به تمام اظهارنظرهای شرم آور و شرم آور که در مورد قربانی حمله جنسی جامیس وینستون ، مهاجم آن زمان ایالت فلوریدا دیده ام ، نوشتم. بخشی از طرفداران FSU که نه در زمینه پویایی خشونت جنسی و نه در روانشناسی آسیب دیدگی آموزش دیده بودند ، به توییتر اشاره کرده بودند که متهم وی باید دروغ بگوید ، زیرا او بلافاصله گزارش تجاوز جنسی را گزارش نکرده و به وینستون پیام داده است بعد از حمله

در این قطعه ، من نوشتم که چگونه ماهها ، شاید سالها طول کشید تا آنچه را که برای من اتفاق افتاده “تجاوز” بدانم ، حتی اگر یک افسر ارتش ، بسیار بزرگتر و قوی تر از من ، مرا نگه داشت و بر من چیره شد. حتی اگر مدام نه می گفتم. حتی اگر روزها پس از آن دردناک بودم. این اتفاق در تعطیلات بهاری سال آخر دانشگاه من رخ داد. شب بعد ، دوباره تجاوزگر خود را در یک بار مشاهده کردم. من برای او یک خط ارتباطی درست کردم و با او در مورد بسکتبال دانشگاه صحبت کردم. من نمی توانم تا امروز به شما بگویم که چرا این کار را کردم شاید به این دلیل که لازم بود خودم را متقاعد کنم تجاوز جنسی نبود.

روزی که قطعه اجرا شد ، با اولین حمله ترول دسته جمعی من آشنا شدم. به محض بالا رفتن این قطعه ، ده ها فرد کاملاً غریبه داشتم که مرا تهدید به کشتن می کردند ، من را متهم می کردند که اقدام به تجاوز شخصی خود کرده ام و با جزئیات برایم توصیف کرده اند که اگر مسیرهای ما عبور کند ، دوست دارند چه کاری با من انجام دهند . من چنان شوکه شدم که حساب کاربری خود را خصوصی کردم و روزها از توییتر دور ماندم. سرانجام ، آن را منفجر کرد.

بار دوم توسط ارتش ترول به من حمله شد خیلی بدتر.

**

اوت 2015 بود که پاتریک کین ستاره شیکاگو بلک هاوکس به حمله جنسی متهم شد. من فقط چند ماه قبل در ایستگاه رادیویی خود ، بزرگترین ایستگاه ورزشی شیکاگو ، کار را شروع کرده بودم. از آنجا که هم یک وکیل مدافع جنایی بودم و هم با قربانیان حمله جنسی و خشونت خانگی کار می کردم ، موقعیت منحصر به فردی داشتم تا برای شنوندگان خود توضیح دهم که چگونه تحقیقات انجام می شود و معنی هر مرحله چیست. و از آنجا که قبلاً به شهرت نوشتن در مورد ورزشکاران خشن شهرت پیدا کرده بودم ، چندین نفر از افراد نزدیک به تحقیقات به طور خصوصی با من تماس گرفتند تا ناشناس صحبت کنند و بعضاً خارج از ضبط صحبت کنند.

چند روز پس از ماجرا ، من برای وب سایت خود قطعه ای نوشتم با عنوان “چگونه در مورد پرونده پاتریک کین صحبت نکنیم” و برخی از “طرفداران” را که به شبکه های اجتماعی رفته بودند تا عکس های قربانی را با آنها صحبت کنند ، صدا کردم. کین در اوایل شب در یک میله و حدس زد که او تجاوز را به عنوان “گرفتن پول” اختراع کرده است ، حتی اگر هرگز از کین به دنبال تسویه حساب مالی نبوده است. از طرف مدیریت ایستگاه ما به ما گفته شد که بسیار مراقب باشید که درمورد گناه کین یا بی گناهی علناً سنگینی نکنید. من سعی کردم این قضیه را مستقیماً از وسط مورد تجزیه و تحلیل قرار دهم اما متوجه شدم که زمان زیادی را در اینترنت و در اسطوره های تخریب هوا در مورد قربانیان تجاوز و به طور کلی زنان می گذرانم.

و سپس پرونده علیه کین از هم پاشید. من احساسات کاملاً مشخصی در مورد چگونگی و چرایی آن اتفاق دارم. من در کنار هر ذره گزارشی هستم که در آن مدت انجام داده ام. من هنوز هم همه واقعیت را باور دارم. من هرگز یک بار در گناه یا بی گناهی کین سنجیده ام. اگر نظرم را به این صورت یا آن راه بیان می کردم ، اخراج می شدم.

روزی که خبر رسیدیم یکی از اعضای خانواده مقتول در تحقیقات دخالت کرده و پرونده جلو نخواهد رفت ، ترول ها مانند بمب هسته ای روی من فرود آمدند. بیش از یک مرد تهدید کرد که برای کشتن من به شیکاگو خواهد آمد. دیگری پیشنهاد کرد که تنها مجازات من این است که با چوب هاکی مورد تجاوز قرار بگیرم. دیگری گفت امیدوار است که “دوباره” مورد تجاوز قرار بگیرم. شخص دیگری بدترین پیامی را که دریافت کرده ام برای من ارسال کرده است. این تصویری از زنی برهنه ، بسته و چشم بند و خونین بود. من هنوز از آن یکی بهبود نیافته ام.

و سپس تهدید مستقیم تر وجود داشت. در میان تمام اعلان هایی که داشتم در مورد تمام راه هایی که طرفداران Blackhawks می خواستند مرا معلول کنند و بکشند ، شخصی تصویری از ورودی ساختمانی که در آن کار می کردم را برای من ارسال کرد. این ورودی ساختمان اصلی نبود. یک ورودی کوچک در پشت بود: راهی که هر روز وارد ساختمان می شدم.

این اولین باری بود که فهمیدم خون سرد بودن شما به چه معناست. با یادآوری آن لحظه ، احساس می کنم خونم دوباره سرد می شود. این قبل از این بود که من عادت کنم از همه تهدیدات عکس بگیرم. اولین کاری که کردم این بود که تلفن را برداشتم و وحشت زده شروع به فریاد زدن روی شوهرم کردم که در میانه یک کنفرانس بود و کاملاً از اتفاقات بی خبر بود. بعد ، من به رئیس خود تماس گرفتم. اواخر هفته بود. توافق کردیم که تا دوشنبه بعد برای من در خانه ماندن امن ترین باشد.

در طول آن آخر هفته ، تهدیدها همچنان ادامه داشت. من می ترسیدم که بیرون بروم ، از این که آنلاین باشم. دوربین لپ تاپ من مدام به خودی خود روشن می شد. روی آن را با نوار پوشاندم. خبر به ماجرا رسیده بود و دوازده رسانه برای مصاحبه با من تماس گرفتند. من خیلی ترسیده بودم که با کسی صحبت کنم.

تقریباً آخر هفته در رختخواب ماندم.

وقتی روز دوشنبه دورش چرخید ، نفس عمیقی کشیدم ، بزرگترین عینک آفتابی که پیدا کردم را پوشیدم ، و تمام موهایم را که قابل تشخیص است ، داخل کت و شلوار فرو کردم. سرم را به پایین پایین کشیدم و به داخل شهر و با اتوبوس به دفتر کارم رساندم. همانطور که در کنار ساختمان خود به ورودی متفاوتی از ورودی که استفاده می کردم قدم می زدم ، نگاهی اجمالی به خودم دیدم که در شیشه منعکس شده است. سر به سمت پایین ، شانه های خمیده ، مانند Unabomber به نظر می رسد. ایستادم و خسته شدم و از خودم بیزار شدم. این من نبودم. من به خاطر دسته ای از احمق ها در توییتر که به خاطر بازیکنی که هرگز ملاقات نکرده بودند کار می کردند و تهدید می کردند به من صدمه می زنند ، احتیاط می کردم و پنهان می شدم؟ آنرا پیچ کنید. کاپوتم را درآوردم ، عینک آفتابی را برداشتم. وقتی سوار بر پله برقی به سطح دوم لابی می رفتم سرم را بالا گرفتم. در ماه ها و سال های آینده ، من بارها از حساب های توییتر و فیس بوک خود محافظت می کنم ، اما دیگر هرگز مخفی نمی شوم.

**

داستان آزار و اذیت اینترنتی من کاملاً بی نظیر است. روزی که تحقیقات پاتریک کین به پایان رسید روزی بود که زندگی من تغییر کرد. با گذشت بیش از پنج سال ، هنوز هم طبیعی نیست. اما من از تنها زنی که در ورزش (یا به طور کلی رسانه ها) مشغول این نوع آزار و اذیت ها هستم بسیار دور است.

در ماه های بعد از آن حادثه ، من مطلبی نوشتم که نشان داد زنان در رسانه های ورزشی چقدر سو abuse استفاده آنلاین را به طور روزمره انجام می دهند. من با چندین زن در صنعت ارتباط برقرار کردم و تقریباً با یک نفر ، آنها از من پرسیدند که آیا من می خواهم کل پرونده عکسهای توهین آمیز آنها را بخواهم یا فقط چند نمونه می خواهم.

که باعث می شود من همیشه مورد علاقه خود در مشاوره های ترسناک شبکه های اجتماعی قرار بگیرم: غذای ترول ها را نخورید.

هیچ کس که تا به حال با ترول های آنلاین سر و کار نداشته است هرگز این حرف را جدی به شخصی که با آزار و اذیت های گسترده و مستمر برخورد می کند گفته است. بیشتر اوقات ، این توصیه خاص توسط استیو با 25 دنبال کننده توییتر یا مادر شخصی در فیس بوک ارائه می شود. بنابراین بیایید در مورد ترول صحبت کنیم.

اولاً ، من تشخیص می دهم که این توصیه خیرخواهانه است ، به همان روشی که به کودکان کوچکی که مورد آزار و اذیت قرار می گیرند ، می گویند که والدین آنها نمی توانند برای آنها نبرد کنند ، این یک حسن نیت است. این واقعاً بی اساس است و واقعیت مربوط به زورگویان و نحوه عملکرد آنها را نادیده می گیرد ، اما این به معنای کمک به آن است. من فکر می کنم. همچنین ممکن است منظور این باشد که به قربانیان آزار و اذیت گفته شود که ساکت شوند و غر بزنند. این مسئله و ناعادلانه است که به قربانیان بگوییم که آنها مجبورند با افرادی که به آنها توهین می کنند ، هر روز ، بدون مبارزه با آنها برخورد کنند. ما این حرف را به شخصی که در خیابان مورد آزار و اذیت لفظی قرار می گیرد نمی گوییم و به کودکی که در مدرسه انتخاب می شود نمی گوییم.

گفتن مردم برای نادیده گرفتن ترول ها فرض می کند همه ترول ها یکسان هستند و اهداف یکسانی دارند. درست است که برخی از ترول ها فقط توجه را می خواهند و اگر آنها را نادیده بگیرید ، آنها برای آزار و اذیت شخص دیگر حرکت می کنند. اما سایر ترول ها رفتار خود را زنگ می زنند تا زمانی که واکنش مورد نظر شما را دریافت کنند. آنها را مسدود کنید و آنها 10 حساب جدید ایجاد می کنند. آنها را بی صدا کنید و آنها ادامه می دهند. دروغ ها و اهانت هایی که آنها به شما ارسال می کنند ، بر حجم و شدت آن افزوده می شوند. برخی از ترول ها می خواهند اعتبار شما را از بین ببرند. بعضی از ترول ها می خواهند شما را گریه کنند. به یاد داشته باشید که وقتی با ترول های اختصاصی سر و کار داریم ، غالباً با روانپزشکان ، جامعه شناسان و خودشیفته های افراطی سر و کار داریم.

برای کمک به درک ترول ها ، من آنیتا سرکیسیان از Feminist Frequency ، سخنران محبوب و YouTuber را صدا کردم. او همچنین کسی است که با برخی از چرخهای وحشتناک برخورد کرده است و به طور منظم در مورد آن صحبت می کند.

سرکیسیان گفت: “ترول ها معتقدند که آنها قهرمان داستانهای خودشان هستند.” “بنابراین برای اینکه آنها قهرمان داستان خود باشند ، شما باید شرور باشد. ”

این بهترین توضیحی است که من تاکنون دریافت کرده ام چرا برخی از ترول ها قربانی را که اساساً “سرگرمی” او می شود تثبیت می کنند. تصور کنید که اینقدر وقت آزاد داشته باشید و از آن برای آزار و اذیت یک غریبه کامل استفاده کنید.

**

اگر در رسانه های ورزشی یا هر زمینه دیگری فعالیت می کنید و قربانی حملات ترول دسته جمعی شده اید که بر وضعیت شما در کنار کارفرمای خود تأثیر گذاشته است ، بدانید که تنها نیستید. من چندین زن را می شناسم که در رسانه ها کار می کنند و به دلیل مسدود شدن ارتش های ترول که چندین حساب برای ایجاد دسترسی ایجاد کرده اند ، برچسب “میله رعد و برق” دارند ، منتظر هر گشودنی که بتوانند از آن استفاده کنند صبر کردند و سپس با ایجاد زندگی سخت زندگی را برای اهداف خود بدبخت کردند بر کارفرمایان خود و در حالی که من دلسوز بودم که رئیس من به دلیل من توسط اسپرول ها اسپم نمی شود ، اما این یک فرصت 72 ساعته برای کارهایی است که من به طور منظم با آنها سر و کار دارم.

بنابراین ، از آنجا که توییتر و فیس بوک و سایر سیستم عامل های رسانه های اجتماعی از برخورد با ترول ها و آزار و اذیت هایی که از طریق سیستم عامل های آنها صورت می گیرد خودداری کرده اند ، چگونه می توان اطمینان حاصل کرد که افراد به طور کلی و به ویژه زنان از برخی محافظت ها در محل کار خود برخوردار هستند؟ اولاً ، این وظیفه هر کارفرمایی است که کارمندان عمومی روبرو هستند در مورد پویایی آزار و اذیت آنلاین آموزش ببینند. غیرقابل توجیه است که مجبور شدم با دو مدیر منابع انسانی پی در پی سر و کار داشته باشم که در شبکه های اجتماعی نبودند ، اساساً دستانشان را بالا انداختند و به من گفتند کاری از دست آنها بر نمی آید. اگر پسری بود که هرجا می رفتم دنبالم می آمد و بیرون ساختمانم ایستاده بود و هر روز داد می زد ، شرکت من این کار را می کرد. وقتی 500 نفر در توییتر باشد ، من خودم هستم.

دوم ، شرکت های رسانه ای بیشتری باید به محافظت هایی بپردازند که ESPN به کارمندان خود به عنوان الگویی برای حفظ امنیت کارمندان خود ارائه می دهد. این حمایت ها باید در سیاست دو طرفه رسانه های اجتماعی لحاظ شود. اکثر شرکت ها از سیاست هایی برخوردارند که می گوید چگونه انتظار دارند کارگرانشان خود را در شبکه های اجتماعی متراکم کنند. احتمالاً شما هم اکنون یکی از آنها را در کار خود دارید. اما وقتی آزار و اذیت آنلاین شروع می شود ، کارکنان می توانند از رئیس خود چه انتظاری داشته باشند؟ کمک می کنید از من محافظت کنید؟ اگر به نیروی انتظامی بروم آیا از من پشتیبان می گیرید؟ آیا در صورت نیاز امنیت را برای من ایجاد خواهید کرد؟ اگر متوجه شوید یکی از کارمندان شما از شبکه های اجتماعی برای چرخاندن افراد استفاده می کند ، چه کاری انجام خواهید داد؟ آیا از روابط خود با سیستم عامل هایی مانند Twitter برای حمایت از من استفاده خواهید کرد؟ اگر در میان طوفان بدرفتاری قرار بگیرم آیا می توانم یک روز بهداشت روانی داشته باشم؟

اینها همه درخواست های معقول و منطقی برای کارمندانی است که انتظار می رود به عنوان بخشی از شغل خود به طور منظم در شبکه های اجتماعی شرکت کنند. متأسفانه ، در بیشتر موارد ، شرکت های رسانه ای بیشتر نگران خجالت کشیدن توسط کارگران خود مبنی بر اشتباه قدم زدن بوده اند تا احتمال واقعی آسیب های روحی یا جسمی به یکی از آنها در نتیجه آزار و اذیت آنلاین. شرکت های رسانه ای باید یاد بگیرند که از کارمندان خود پشتیبانی کنند و زمان آن فرا رسیده است که ما خواستار مطالبات آن شویم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *