بریت بنت: ‘ترامپ سالها مغز ما را استعمار کرد. ناگهان او فقط رفته است؟ این احساس سورئال می کند “| داستان

تیدر اینجا قانونی وجود داشت که بریت بنت هنگام نگارش رمان خود به آن پایبند بود نیمه ناپدید شده. این یک فیلم پرفروش است که در یک شهر کوچک در لوئیزیانا در سال 1954 آغاز به کار می کند و تقریباً تا به امروز از بین می رود. این دو دختر دوقلو ، دزیره و استلا را می گیرد و از طریق ثروت های متفاوت آنها داستان نژاد و کلاس در آمریکا را روایت می کند ، که در آن تاریخ بسیار نزدیکتر از آنچه تصور می شود ظاهر می شود. قانون آهنگسازی بنت این بود: در روایتی که با اندوه و ناامیدی همراه بود ، هر زمان که نوشتن مانند مشق شب شروع به کشیدن می کرد ، او قطع می شد ، اما وقتی دوباره شادی را پیدا می کرد دوباره به کار خود ادامه می داد. وی گفت: “فقط قسمتهایی را که برای شما هیجان انگیز است بنویسید ، و بعداً بفهمید که چگونه می خواهید آن را بهم متصل کنید.”

فرض هوشمندانه از نیمه ناپدید شده کمک کرد تا آن را به بالای لیست پرفروش ترین ها در ایالات متحده برساند ، جایی که به عنوان یکی از بهترین کتاب های نیویورک تایمز در سال 2020 ظاهر شد و در لیست طولانی جایزه کتاب ملی قرار گرفت. دزیره و استلا ، دوقلوی دختری که در شهر خیالی ملارد متولد و بزرگ شده است ، پس از فرار در نوجوانی تصمیم حیرت انگیزی می گیرند. بنت می نویسد ، ملارد ، که “همیشه ایده ای بیش از یک مکان بوده است” ، منحصراً با آمریکایی های آفریقایی تبار پوست روشن ، “جوانمرد و بور و موهای سرخ ، تیره ترین آنها که یونانی نیستند”. پس از ورود به نیواورلئان ، یک دوقلو تصمیم می گیرد “سفید” عبور کند. دیگری سیاه باقی می ماند. از طریق این دستگاه ، بنت قادر است نه تنها “سایه گرایی” و مرزبندی های خودسرانه بین گروه های نژادی ، بلکه سایر مرزهای اجتماعی را نیز کشف کند. او می گوید: “بسیاری از داستان ها در مورد عبور از این اشکال متعدد عبور است.” هنگامی که استلا با یک مرد سفیدپوست ثروتمند ازدواج می کند ، با این کار روبرو می شود که نه تنها سفیدپوشی را انجام دهد (“سفید بودن به جز جسارت هیچ چیز دیگری ندارد” ، می نویسد بنت) ، بلکه همچنین ثروت را انجام می دهد.

نیمه ناپدید شده دومین رمان بنت است. اولین بارش، مادران، که در آن او داستان یک دختر 17 ساله در حال بهبودی از غم خودکشی مادرش را تعریف کرد ، در سال 2016 مورد تحسین قرار گرفت. اما این مقاله ای بود که دو سال قبل توسط بنت در Jezebel نوشته شده بود توجه در حال اجرا تحت عنوان “من نمی دانم با سفیدپوستان خوب چه کنم” ، 24 ساله در آن زمان واکنش خود را در برابر آنچه “خود بزرگ بینی” “سفیدپوستان خوب” خواند توصیف کرد ، در پی مرگ مایکل براون ، یک نوجوان سیاه پوست غیرمسلح که توسط یک افسر پلیس توسط یک هیئت منصفه بزرگ تبرئه شد ، شلیک شد. او داستانی از پدرش ، وكیل ، را تعریف كرد كه وقتی او جوانی بود توسط LAPD او را كشیده بود ، او را با دستبند انداخت و روی حاشیه انداخت و اسلحه ها را به سمت سرش نشان داد. آنها او را با شخص دیگری اشتباه گرفته بودند. آنها گفتند: “متاسفم ، رفیق ،” پس از فهمیدن اشتباه خود ، او را غبارروبی كرد. آنها به سادگی اشتباه کرده بودند. این داستانی بود که توسط بنت گفته و حفظ شد و سپس مورد بازجویی قرار گرفت. همانطور که مادر بنت ، که از یک خانواده سهامداران در روستاهای لوئیزیانا بود ، می گفت: “در مناطق جنوبی جنوب خیلی ساده تر بود. مردم سفید بلافاصله به شما اطلاع می دهند که در کجا ایستاده اید. “

نیواورلان.
فرار شیرین … در نیمه ناپدید شده، دوقلوها دزیره و استلا به نیواورلئان فرار کردند. عکس: گتی ایماژ

داستان های خانوادگی موضوع آسیب های بین نسلی را که از بین می رود ، اطلاع می دهند نیمه ناپدید شده. در اوایل رمان ، دوقلوها شاهد کشیدن پدرشان از خانه بودند تا بعداً پس از لینچ مرده باشند. هنگامی که دوقلوها بزرگ می شوند و از خود دختران دارند – کندی ، ثروتمند و سفیدپوست ، در یک محله مرفه LA زندگی می کنند. جود ، در ملارد ، جایی که او را برای شهر “بیش از حد سیاه” می دانند ، گیر کرده است – هیچ یک از این کودکان از این سابقه وحشتناک خشونت نام نمی برد. با این وجود کودکان آن را احساس می کنند.

بنت می گوید: “کندی نمی داند چه اتفاقی افتاده است.” “او نمی فهمد چرا مادرش از او بسیار دور است ، یا چرا او بسیار شیطانی است. این چیزهای اساسی را درک نمی کند زیرا او هیچ اطلاعاتی در مورد گذشته ندارد. و با این حال او ، خودش ، این شخصی است که همیشه بی قرار است ، و همیشه در حال دویدن است. یکی از ایده های مبرم [of the novel] معنای ارث بردن از پدر و مادر ما چیست؟ ” بنت خود را خوش شانس می داند: “هر دو والدین من هنوز زندگی می کنند و من رابطه بسیار خوبی با آنها دارم – ما بسیار صحبت می کنیم. اما مطمئناً زندگی آنها آنقدر زیاد است که آنها به من نگفته اند و به من نمی گویند. گاهی اوقات آنها یک خاطره دردناک را برای من تعریف می کنند که از هیچ جا بیرون نمی آید ، و شما فکر می کنید ، “اوه ، شما ناگهان برای من بیشتر حس می کنید.”

مسئله آسیب روحی و چگونگی ارتباط آن با نسل های دیگر در انگیزه بنت برای نوشتن این رمان ، که در حالی که دونالد ترامپ هنوز روی کار بود منتشر شد ، مهم بود. در ایالات متحده آمریكا درباره “سیاهپوستان” سیاه پوستان نوشته شده است ، اما این داستان ها زودتر از رمان بنت ، فراتر از حافظه زنده ، كه در آن راحت تر می توان آنها را رد كرد ، به عنوان بی ربط به امروز تنظیم می شوند. این هدف بنت نبود. “مادرم به مدارس جداگانه رفت. برای من ، هیچ حذف این نوع مسائل وجود ندارد. این ایده که این تاریخ باستان است – هرگز از نظر من قدیمی نیست. من یک نسل فاصله دارم. این چیزی است که من همیشه از آن آگاه بوده ام و این دلیلی است که چرا می خواستم داستانی درباره گذرگاه بنویسم که کمی معاصر تر از داستان های سنتی است که معمولاً اوایل قرن 20 هستند. من می خواستم داستانی را دنبال کنم که شما را به اواخر دهه 80 و 90 برسانید ، و به این فکر کنید که اصلاً زمان زیادی سپری نشده است. “

دليل بسيار خوبي براي كسب كردن كتاب به اين بازه زماني وجود داشت. وی می گوید: “من می دانستم كه در این لحظه واقعاً غربت ملی شدید در حال نوشتن كتابی در گذشته بوده ام ، و این چیزی بود كه من به آن بسیار مشكوك بودم. کل نوستالژی Make America Great Again مانند تلویزیون احساس می شود: مردم نسبت به آنها نوستالژی دارند بگذار به بیور، نه در مورد هر لحظه ای که واقعاً وجود داشته باشد. آنها می خواستند به این کودکی که در تلویزیون دیده بودند – این نوستالژی فاحش – برگردند. این به من بسیار آگاه بود که می خواهم درباره گذشته بنویسم به گونه ای که احساس صداقت و واقعی بودن داشته باشد. ” وی می گوید ، این دوره که ترامپ و رای دهندگانش آرزو داشتند ، “این دیدگاه عاشقانه و دروغین گذشته” بود.

بنت ، که قبل از انجام امور MFA در دانشگاه میشیگان ، در استنفورد انگلیسی تحصیل کرده بود ، در اقیانوساید ، کالیفرنیا بزرگ شد ، جایی که هر دو پدر و مادرش در حقوق کار می کردند. آنها هر دو فقط یک نسل از فقر بودند. کلاس به اندازه نژاد به بنت علاقه مند است. که در نیمه ناپدید شده، پوشش استلا به عنوان یک زن سفیدپوست ثروتمند تقریباً دمیده می شود که نوع نژادپرستی نادرستی را به نمایش بگذارد ، و با شور و نشاطی که همسایگان سفیدپوستش غیرقابل مشاهده می دانند ، به یک خانواده سیاه پوست جدید در محله حمله می کند. “من دوست داشتم که او همیشه این دسته بندی ها را اشتباه انجام دهد و همیشه تمام تلاش خود را بکند. اما حتی شوهرش فکر می کند که نحوه عملکرد او نسبت به سیاه پوستان مشکل است. این طور نیست که او از حقوق شهروندی حمایت کند. خودشه [her version of racism] آشغال است. “

در حالی که استلا در تلاش است تا به عنوان یک زن خانه دار سفید در کالیفرنیا عبور کند ، خواهر دوقلوی او ، دزیره ، به عنوان یک تحلیلگر اثر انگشت در واشنگتن دی سی کار می کند ، شغلی که مادر بنت قبلاً در آن مشغول بود. این یک مسیر تقریباً کامل برای بحث درباره هویت تغییرناپذیر ارائه می دهد ، اگرچه تحقق هدیه ای که مادرش به او داده بود مدتی طول کشید. او می گوید: “اینها فقط داستانهایی بود که او برای من تعریف کرده بود.” “او اتفاقاً یک هفته قبل از ترور دکتر کینگ وارد دی سی شد و از یک شهر کوچک در وسط این لحظه واقعاً شدید خود را پیدا کرد و برای FBI کار می کرد.” مادرش بنت را با داستانهایی سرگرم می کند که “انگشتان قطع شده چگونه برای اثر انگشت برای او می رسند ، و من همیشه فکر می کردم این جذاب است و می خواستم در مورد آن بنویسم. و هنگامی که شروع به نوشتن در مورد آن در این کتاب کردم ، فکر کردم: “خوب ، از نظر موضوعی این بسیار مهم است.”

اگرچه زندگی آنها مسیرهای کاملاً متفاوتی را طی می کند ، اما هیچ یک از قهرمانان بنت از ناراحتی ریشه های او در آن شهر کوچک و بیرحمانه فراتر نمی روند. اما فرزندان آنها ، از طرق مختلف ، آینده ای را برای خود ادعا می كنند كه هیچ یك از دو زن نمی توانست پیش بینی كند یا تصور ممكن داشته باشد. بنت می گوید ، این موجی از شادی بود که او را وادار کرد تا داستان را دور از ملارد گسترش دهد. در اصل ، این یک حماسه چند نسلی نبود. اما چشم انداز گذراندن وقت بیشتر در آن شهر بنت را به همان اندازه که شخصیت های او ، به ویژه جود ، دختر خیلی تاریکی که کل شهر از او متنفر بود ، افسرده کرد. “رفتن به روح این شخصیت ها غیر واقعی بود ، اینجا 100 صفحه از رنج این شخص است. فکر می کنم خواندن آن افتضاح بوده است. از نظر من ، آنچه در مورد این شخصیت جالب می شود این است که او چگونه سعی می کند از این مرحله حرکت کند؟ نشان دادن اینکه او بارها و بارها در این شهر توسط این افراد افتضاح مورد سرزنش قرار گرفته است ، نوشتن از نظر عاطفی و روانی برای من چیز بدی بود. و بعد فکر کردم ، “اگر فقط با او کنار بیایم که این مکان را ترک می کند چطور؟”

جود با اتوبوس به LA از ملارد فرار می کند و قلب خواننده با او غرق می شود. این یک حرکت امید است ، اما البته شیاطین کودکی او با او فرار می کنند. آیا بنت پس از ترامپ ، ایالات متحده را کشوری می داند که از گذشته نزدیک هنوز در شوک است؟ او می گوید: “من احساس می کنم از چهار سال گذشته در یک لحظه آسیب عمیق به سر می بریم.” نکته عجیب در مورد ترامپ واقعیت ناپدید شدن وی است. از بین رفتن کامل او در توییتر. عدم حضور او ، او می گوید ، در مرحله اول تقریباً به اندازه همه جا حضور قبلی او چشمگیر بود. “این شخصی است که سالها مغز ما را استعمار کرد. فکر نمی کنم در چهار سال گذشته روزی رخ داده باشد که ما دائماً درمورد چیزهایی که او می گوید یا می کند واکنش نشان نمی دهیم ، اظهار نظر نمی کنیم یا نمی خوانیم ، یا تحت تأثیر اعمال و هوی و هوس های او تحت تأثیر قرار نمی گیریم ، حالات و عواطف او و ناگهان آنها فقط از بین رفته اند؟ خیلی سوررئال احساس می شود. “

همچنین ، او می گوید ، اخبار چند ماه گذشته نیز بسیار زیاد است. “گاهی اوقات با دوستان صحبت خواهم کرد و مانند آنها خواهم بود ، آیا به یاد می آورید که کودتای نافرجامی رخ داده است؟” همانطور که رمان بنت نشان می دهد ، همه موارد باید در برخی موارد با آن کنار بیایند. به گفته وی ، به دلایل عمل گرایانه ، اگر ترامپ بیشتر به چشم می آمد ، خوشحالتر می شد. “من می خواهم به او نگاه کنم! زیرا یک ترس واقعاً واقعی وجود دارد که این مرد در عرض چهار سال به عقب بازگردد – ترامپیسم به جایی نرسیده است. ” او می گوید ، اما روزهایی وجود دارد که سکوت کر کننده از آن محله تقریباً شبیه صلح است ، یا حداقل توهم یک وقفه کوتاه از تاریخ است. بنت با خنده گفت: “امروز مقاله ای دیدم:” ترامپ کجا رفته است؟ ” “و بخشی از من مانند این بود:” آیا ما باید بدانیم؟ “

نیمه گمشده توسط بریت بنت توسط انتشارات لیتل ، براون (8.99 پوند) منتشر شده است. برای حمایت از گاردین ، ​​نسخه خود را در Guardianbookshop.com سفارش دهید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *