بررسی The Dame and the Showgirl – هنگامی که ادیث سیتول با مرلین مونرو ملاقات کرد | تئاتر

تیرومان کاپوت به نام برج غروب آفتاب ، یک پیروزی هنری در بلوار سانست هالیوود است ، “یک مرکز بسیار شیک … جایی که هر رسوایی که هرگز اتفاق افتاده است”. در سال 1953 ، ساکنان آن شامل شاعر انگلیسی دام ادیت سیتول بودند که یک روز بعد از ظهر توسط مریلین مونرو به آنجا رفت.

سیتول مأمور مصاحبه با ستاره برای مجله Life شده بود. بعدا نوشت ، ملاقات آنها مهندسی شده بود ، زیرا “بدیهی بود که ما برای نفرت از یکدیگر به دنیا آمده ایم ، در نگاه اول این کار را انجام خواهیم داد ، و توهین های بعدی ما به یکدیگر هنگام گزارش باعث هیاهو می شود”.

این رسوایی هرگز عملی نشد. در عوض ، جفت آن را شکست – Sitwell ستایش “کرامت طبیعی” ، هوش و حساسیت مونرو – و آنها بعدا دوباره به عنوان دوستان ملاقات کرد. اما آنها در اولین برخورد در مورد چه چیزی صحبت کردند؟ سیمون بری برای اولین درام صوتی خود ، جزئیاتی از خاطرات Sitwell را در نظر گرفته و جدول زمانی ظهور مونرو را به قد و قامت الهه فیلم تنظیم می کند تا یک مکالمه کمی کمیک و گهگاه لمس کننده را بین یک زوج عجیب و غریب ایجاد کند که به نظر می رسد مشترکات مشترک زیادی دارند.

اما تامپسون در نقش یک شاعر تند و بدون مزخرف به عنوان ماهی خارج از آب بازی می کند و غر می زند که “Dame Sitwell” باعث می شود صدای او مانند یک ستاره پانتو و عصبانیت باشد که پنج دقیقه تاخیر مصاحبه شونده اش است. Sinead Matthews ، با شور و اشتیاق خوب به عنوان پرستار احیای Loot theatre Park theatre در سال 2017 ، مونرو دارای تنفسی مناسب است ، صدای او بلافاصله شگفتی و جدیت چشم های چشم را به ذهن متبادر می کند. موضع پژمرده سیتول به زودی نرم می شود زیرا زوج با هم متحد می شوند تا از شر نماینده مجله و مدیر مسئول مونرو از استودیو خلاص شوند. آنها این پیروزی توطئه آمیز را با کوکتل جشن می گیرند ، مونرو با خنده از “ته پایین سیتول” غرغر می کند. نان تست

مرلین مونرو و جین راسل قصد داشتند در سال 1953 در تئاتر چینی گرومان در هالیوود دستان خود را به سیمان مرطوب فشار دهند.
مرلین مونرو و جین راسل قصد داشتند در سال 1953 در تئاتر چینی گرومان در هالیوود دستان خود را به سیمان مرطوب فشار دهند. عکس: هولتون گتی

گفته های هر یک از شخصیت ها شخصیت دیگری را سرزنش می کند: سیتول ، نترس از اینکه نسیم “نیرنگ” را درون یک جمله بیندازد (“چنین کلمات خارق العاده ای!” به مونرو پاسخ می دهد) با اشاره گاه به گاه ستاره آمریکایی در مورد “یک چهارم در کاسه طرفدار” – خط تامپسون مبهوت می شود با گیجی نفیس تکرار می کند. وقتی مونرو فاش کرد که او در مراسم سخنرانی اخیر سیتول شرکت کرده است ، شاعر نه تنها از چاپلوسی بلکه این احتمال را می دهد که مهمانش بیش از آنچه انتظار می رود وجود داشته باشد. گفتگوی آنها شامل فروید ، رودولف اشتاینر و نمایشنامه های شوهر آینده مونرو آرتور میلر است. عشق نیمه مذهبی سیتول به شعر با ارادت مونرو به موسیقی سازگار است.

جلسه زندگی واقعی در ژانویه برگزار شد. در آن تابستان مونرو دست و رد پاهای خود را در خارج از تئاتر چینی Grauman انجام داد و تا کریسمس او اولین ستاره جلد Playboy بود. تصور می شود که هر دو این اتفاقات قبلاً رخ داده است ، به او این امکان را می دهد که بر سو Monظن مونرو و سیتول نسبت به دیگری به ترتیب “احتیاط” و “هوس” تأکید کند و در مورد بهره برداری مونرو ، ماشینکاری های صنعت و محدود کردن او صحبت کند. شخصیت بمب جنسی. اما این استدلال ها به همین راحتی با استفاده از تجارب مونرو قبل از سال 1953 قابل طرح بود.

کنترل کنترل ستاره ها در سیستم استودیو و روشهای فیزیکی دردناکی که بازیگران به نام لباسهای هالیوود انجام می دادند (با جزئیات بسیار ناگوار در رمان Blonde با الهام از مونرو جویس کارول اوتس) برانگیخته می شوند اما عمق زیادی ندارند. هر دو زن به شدت احساس بی رحمی مطبوعات را دارند: سخنان منتقد مبنی بر اینکه “مثل زشت شعر مدرن” زشت است ، سیتول را تحت تعقیب قرار می دهد.

Dame Edith Sitwell در سال 1959.
Dame Edith Sitwell در سال 1959. عکس: جین باون

رابطه سیتول با بدن و ظاهر او بسیار قدرتمندانه مورد بررسی قرار می گیرد ، زیرا او بازگو می کند که ستون فقرات خود را با مهاربندی که “باستیل من” نامیده می شود صاف کرد. هنگامی که مونرو به طور موثر نقش مصاحبه کننده را بر عهده می گیرد ( شما دوست داشتم؟ ” او سiresال می کند) این سیتول است که به عنوان شخصیت جذاب تر ظاهر می شود. پاسخ کمیک و نسبتاً مالیخولیایی وی به این س isال ، پیکی ، طاووسی است که او زمانی می شناخت ، اما شما آرزو دارید که بیشتر از روابط او با فرماندار سابقش ، هلن روتهام ، که زودگذر از او نام برده می شود ، بشنوید.

رابطه ای که کاملاً متقاعد کننده آن نیست بین مرلین و نورما ژان بیکر پیش از شهرت است. هنگامی که او در مورد خود شخص سوم صحبت می کند ، و نشان می دهد که مریلین شخصیتی است که او را روشن و خاموش می کند ، احساس شدیدی در قطع ارتباط وجود ندارد. سیتول درباره “زیبایی شبح وار” در چهره مونرو نوشت اما جدا از برانگیختن احساسات ناراحت کننده ای که نسبت به مادر بیمار روانی اش دارد ، بری هرگز نگرانی های خود را به طور کامل بیان نمی کند. در مورد احساسات سیتول در مورد قد و قامت شاعر در این اواخر مرحله شغلی ، توجه چندانی وجود ندارد. اما ، با حمایت پرشور استوارت مک کواری ، جوزف میدل و دانوسیا سامال ، این یک ساعت جذاب و نسبتاً لطیف است که دو زن به اشتراک می گذارند زیرا خورشید به شدت به یک حرفه می تابد و در حالی که به آهستگی روی دیگری می افتد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *