بررسی Beeswing توسط ریچارد تامپسون – فراتر از کنوانسیون Fairport | زندگینامه و خاطرات

تیاو زن و شوهر میانسال و طبقه متوسط ​​بسیار ناخوشایند در کنار دروازه خانه شسته و رفته خود در ویمبلدون روی جلد آجر زدگی، آلبومی که در سال 1969 پیشگامان فولکلور راک انگلیس ، Fairport Convention را برای اولین بار به چارت های پاپ برد ، والدین سندی دنی ، خواننده گروه بودند. اما ممکن است آنها به همین راحتی به ریچارد تامپسون تعلق داشته باشند که نواختن گیتار از اولین و چشمگیرترین دارایی آنها بود.

تامپسون متولد 1949 و بزرگ شده در هایگیت ، یکی دیگر از مناطق دلپذیر لندن ، پسر کارآگاه با پلیس متروپولیتن بود. زمانی که او در مدرسه دستور زبان محلی شروع به کار کرد ، علاقه صدام به موسیقی بادی هالی ، ژین وینسنت و ادی کوکران که از اتاق خواب خواهر بزرگترش صادر می شود – که در اوایل نوجوانی بود ، علاقه اش به مجموعه موسیقی جاز را از بین برد. ، “نگاه او را جایی بین جولی کریستی و بریژیت باردو قرار داده بود”.

یک هدیه برای مشاهده کمک می کند تا تامپسون به یکی از بهترین ترانه سرایان بریتانیا تبدیل شود ، که برای آهنگسازی مانند “ملاقات روی لبه” ، “وینسنت سیاه رعد و برق 1952” و تصنیفی که عنوان کتاب او را دوست دارد ، محبوب است. همین چشم زیرکانه خاطرات یک گیاه چند ساله را آگاه می کند عزت موفقیت ، فعالیت انفرادی وی که امروزه از خانه ای در نیوجرسی انجام می شود ، پیروان وفادار زیادی برای او به ارمغان آورده است ، OBE برای خدمات به موسیقی و در سال 2019 ، کنسرت تولد 70 سالگی که سالن آلبرت را پر کرده است.

تامپسون به طور منطقی تشخیص می دهد که عموم مردم بیشترین علاقه را به وقایع اولیه زندگی حرفه ای او خواهند داشت. زندگی موسیقیدانان مشهور راک در طول زندگی ، اتفاقات مهمی که در آغاز یا نزدیک به آن اتفاق افتاده و زیرنویس زنبورداری “Fairport ، Folk Rock and Finding My Voice 1967-75” است.

روایت او به آرامی آغاز می شود اما به شکلی تأمل برانگیز درباره فاجعه اولیه ، گرایش او به تصوف و اولین ازدواج که درام هایش روی صحنه بازی می کردند ، شکوفا می شود. او اولین کسی نیست که پیشرفت از موسیقی اسکیفل و موسیقی محلی را به گروه های ابتدایی ضرب و شتم متشکل از دوستان مدرسه ای و بعد به راک اند رول توصیف می کند – و در مورد او ، به یک نوع خاص از شکل اساسی. اما او این کار را با یادآوری دقیق و جالب توجهی از جمله شاهد “ورود فرهنگ جدید” در رویای 14 ساعته فنی در کاخ الکساندرا انجام می دهد ، جایی که او جان لنون را می بیند “در حال پرسه زدن ، به نظر می رسد هر سانتی متر جعلی از خودش است ، با سبیل ، عینک NHS و ژاکت افغان “.

او قبلاً بازدید منظم از یک کتابفروشی غیبی در وست اند لندن را آغاز کرده بود ، جایی که اولین خرید وی Paul Reps بود ذن فلش ، ذن استخوان، معماهای او بیشتر از تعالیم پیرزادی گرایی والدینش برای او منطقی بود. وی بدون کنایه می نویسد: “این کار من را در جستجوی معنی زندگی ام آغاز کرد.”

صحبت های او درباره ظهور سریع کنوانسیون فیرپورت و تصمیم مهم آنها در مورد استفاده از تکنیک های موسیقی راک بر روی آوازهای سنتی انگلیسی شامل تصادف اواخر شب وانت آنها در M1 هنگام بازگشت از یک کنسرت در بیرمنگام در سال 1969 بود. لامبل ، درامر 19 ساله آنها و جانی فرانکلین ، دوست جوان آمریکایی تامپسون که به سختی دو هفته ایستاده بود ، پس از اینکه یک راننده روی چرخ به خواب رفت ، کشته شدند. تامپسون تلاش بیهوده ای برای نگه داشتن وسیله نقلیه در جاده داشت.

کنسرت هفتادمین سالگرد تولد ... با دخترش کامی ، همسر اول لیندا و پسرش تدی تامپسون ، 2019.
کنسرت تولد 70 سالگی … به همراه دخترش کامی ، همسر اول لیندا و پسرش تدی تامپسون ، 2019. عکس: گاس استوارت / Redferns

شرح مختصر اما لمس کننده ای از آشنایی کوتاه او با خواننده و ترانه سرا با مشکل ، نیک دریک ، چهره ای کینه توز که به همان مدیریت ثابت وابسته است ، و بیشتر درمورد دنی بد سرنوشت ، که یک سال گروه را ترک کرد یا بنابراین قبل از تامپسون برای دنبال کردن ، در نهایت ، یک کار انفرادی ، اما درگذشت پس از آنچه به نظر می رسد آخرین از بسیاری از سقوط های مست ، شاید تصادفی ، در سال 1978 بوده است.

از طریق دنی بود که او با بهترین دوست او ، خواننده لیندا پیترز ، که در سال 1972 با او ازدواج کرد و با او یک دوتایی تشکیل داد ، آشنا شد. آلبوم آنها می خواهم امشب چراغ های روشن را ببینم یک کار مشترک اجرایی را شروع کردند که پس از جدایی بعد از 10 سال به پایان رسید و در این مدت آنها در جوامع صوفی در لندن و سافولک زندگی می کردند و سه فرزند تولید کردند. در آن زمان ، او که در هر دو انتها قاب زمانی مشخص خود را کشیده است ، تصمیم می گیرد که روایت را به پایان برساند. او می نویسد: “زخم ها هنوز هم در حال بهبود هستند” ، گرچه لیندا و سه کودک دو سال پیش با او در سالن آلبرت برنامه اجرا کردند.

او هنگام انتقال از اسكوات به تورهای آمریكا ، در حال روشن كردن و گاهاً دردناک بودن در مورد عوارض حضور در یک گروه است. از جمله افکار پایانی وی ، تأمل درمورد مشکلات ناشی از تمایل مخاطب به شنیدن آهنگی 50 ساله است که شاید مدتهاست که برای آهنگساز خود معنای خود را از دست داده است.

شاید تأثیرگذارترین و روشن ترین فصل در همه موارد مربوط به نوشتن آهنگ “Beeswing” باشد ، کلمات آن از زندگی دو روحیه آزاد الهام گرفته شده است: آن بریگز ، خواننده فول استعداد متولد ناتینگهام که مانند Drake ، از کانون توجه در زمانی که ممکن است او را در آغوش گرفته باشد. و یک پسر سابق ثابت ، ولگرد را به نام تد تبدیل کرد که در باغ سافولک تامپسون کمک کرد. تامپسون می گوید: “من فکر می کنم ما برای لذت بردن آهنگ می نویسیم ، بلکه همچنین برای درک خودمان و رمزگشایی از زندگی.” به نظر می رسد همین انگیزه این لذت آرام خاطرات را هدایت می کند ، در آن صداقت و شوخ طبعی بیش از آنکه با یک محدودیت خاص خسته شود ، از بین می رود.

Beeswing: Fairport، Folk Rock and Finding My Voice 1967-75 توسط Faber منتشر شده است (20 پوند). برای سفارش کپی به Guardianbookshop.com بروید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *