بررسی چرچیل – شخصیت پشت کاریکاتور | تلویزیون

تیاین زمانی بود که چندی پیش می توانستید زندگی را با خوشحالی قدم بزنید ، و تقریباً چیزی در مورد چرچیل فراتر از سیگار و کت نمی دانید ، این واقعیت که همه نوزادان دوقلو شبیه او هستند و جان لیتگو در تاج او را بازی می کرد. و اینکه او با روحیه بولداگ در جنگ پیروز شد (اگرچه کت احتمالاً کمک کرد). در چند وقت اخیر ، دروغی به این تصویر ساده و ساده از رهبر زمان جنگ داده شده است – تا حدی که مجسمه وی هنگام اعتراض اخیر به خشونت پلیس توسط حلقه ای از افسران مت محافظت شده است.

شبکه 5 حتماً از ستاره های خوش شانس خود تشکر می کند که وقتی این مجموعه شش قسمتی را سفارش داده است ، هنوز بر روی سنت نویسی اصرار ندارند. این زندگی با سرعت فوق العاده ای از زندگی یک مرد خارق العاده عبور می کند و شما را درگیر می کند در حالی که اطلاعات را به طرز قابل ملاحظه ای قابل هضم به سمت خود می برید.

بیت هایی که آن را برای زمان مناسب می کنند ، البته بیت هایی هستند که در خزنده های محافظه کار (کوچک c) می چسبند. قسمت اول مربوط به سالهای اولیه او بود ، به عنوان یک کودک دوست داشتنی و دشوار (گزارش “مدرسه” می گوید “دردسرساز”) ، مرگ پدرش ، لرد راندولف چرچیل ، و زمان او به عنوان یک سرباز و خبرنگار جنگ ، تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن و از روح پدر سالار خود دلجویی کند. با ادامه سریال ، نمی توانید در این مورد تأمل کنید که چه چیزهایی ممکن است در طول قرن ها به دست آورده باشیم ، در صورتی که مردان بیشتری قادر بودند پسران خود را در آغوش بگیرند. آیا یبوست عاطفی امپراطوری را ساخت؟ اگر در این راه مقداری لاکتولوز فرهنگی استفاده می کردیم ، دنیا چگونه به نظر می رسید؟

کسانی که از این ایده که بولداگ ها متولد نمی شوند بدشان می آید ، در مورد این سوپ قهوه ای ویندزور خود دست و پا می زنند ، مدتها قبل از توصیف چرچیل به عنوان یک امپریالیست به سبک قدیمی و بسته بندی نگرش در پشت عباراتی مانند “ملتهای تاریک” برای اشاره به شبه قاره. این مجموعه تلاش مشترکی را برای استخدام مورخان رنگین پوست مانند پریا اتوال و دیا گوپتا برای گردآوری پرتره انجام داده است.

این قسمت دوم با انتصاب وینستون به عنوان اولین ارباب دریاسالار و استخدام وی در کابینه جنگ شش ماه پس از جنگ جهانی اول آغاز می شود. این حتی برای فرزندان برجسته جاه طلب و با اعتماد به نفس پیر اتونی از اولین دوک مارلبرو کافی است که احساس کند گویی چیزی برای دندان درآوردن دارد. سپس شکست قمار بزرگ او ، گالیپولی ، به وجود می آید و او را به بیابان سیاسی تبعید می کنند.

او برای بازسازی شهرت و حرفه خود به ارتش می پیوندد. جذابیت او بر یک گردان کینه توز پیروز می شود و هنگامی که سادگی جذاب زندگی یک سرباز – با دشمنانی که به راحتی قابل شناسایی هستند و درک روشنی از آنچه باید برای آنها انجام شود – شروع به لرزیدن می کند ، همسر مشکوک او کلمنتاین او را ترغیب می کند که در جبهه بماند تا تصویر او به طور کامل بازیابی شده است. چیزی که کری سیموندز به آن فکر کند.

این یک مسیر طولانی است اما با کمک و مانع دیوید لوید جورج ، سرانجام او به آنجا می رسد. تا زمان ترک وی ، پس از روز آتش بس ، او دوباره به کابینه دعوت شده است.

این مجموعه ای است که در دو قسمت اول خود به زیبایی نگرانی های مدرن را با خرد دریافتی متعادل می کند اما دستاوردهای چرچیل یا قدرت او را به عنوان یک شخصیت توتمیک کمرنگ نمی کند. به همان سرعتی که می رود ، هنوز راهی برای قرار دادن در سایه و نور پیدا می کند. در عصری که کاملاً مخالف تفاوت های ظریف است ، این یک روح بولداگ است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *