بررسی همیلتون – بازیگران استرالیایی در نمایش پرفروش برادوی درخشش و درخشانی دارند | تئاتر

مناگر جهان به دنبال استرالیا باشد تا بازارهای اصلی تئاتر خود را به آینده هدایت کند ، دیگر نباید به دنبال همیلتون باشد ، که با تشویق مشتاقان و تشویق گسترده تماشاگران نقابدار و امن کوید در غزل سیدنی روبرو شده است.

همیلتون در استرالیا به نظر موفقیت طبیعی نمی رسد. احترام این نمایش که اغلب بسیار جدی از اسطوره های بنیانگذار استعماری آن است ، با امتناع طولانی مدت ما از خداباور شدن سیاستمداران ما مغایرت دارد. ما مطمئناً این چهره ها و ماجراها و ماجراهای آنها را در مدارس خود مطالعه نمی کنیم (این یک شکاف درست است – عدم تمایل ما به نگاهی فراتر از استعمارگران خود و آموزش فرزندانمان در مورد تاریخ ، زبانها و فرهنگهای بومی استرالیا). بعلاوه ، بخش تئاتر موسیقی محلی عادت نگران کننده ای دارد که هنگام برنامه سازی و انتخاب بازیگران ، سفید بودن را در اولویت قرار دهد.

هنوز آمدن آن اجتناب ناپذیر بود زیرا ، قبل از تعطیل شدن همه گیر جهانی در تعداد بی شماری ، همیلتون سلطنت کرد. این جواهر برادوی بود ، یک هیت وست اند ، یک ژانگوروت تور آمریکایی. وقتی یک نمایش شعور جمعی را به دست می گیرد – وقتی جریان اصلی را سوراخ می کند ، به جدول بیلبورد می رود و افراد مشهور را از سازندگانش به وجود می آورد (نام لین-مانوئل میراندا ، که موسیقی ، کتاب و شعر را اینجا نوشت) – استرالیا به طور کلی به دنبال ما باید بخشی جدید اما کوچکتر از تجربه همیلتون باشیم.

اکنون فقط استرالیا وجود دارد. تنها الكساندر همیلتون جیسون ارو است ، طاووسی سرحال ، مغرور و دارای ذهنی سریع و دهانی سریعتر. اکنون دشمن شایسته او آرون بور تنها است – میتوانست فقط – لیندون واتس را در یک چرخش ستاره ساز ، یک آرک و مجری توطئه آمیز قرار دهید که یک دقیقه را دور می زند و لحظه دیگر را ویران می کند. آنها نقش ها را پر می کنند مانند گفتن این داستان به اندازه نفس کشیدن ضروری است. داستان از مرکز آنها جدا می شود ، و به پایان ناگزیر تراژیک آن آسیب می رساند.

Elandrah Eramiha ، Chloé Zuel و Akina Edmonds.
Elandrah Eramiha ، Chloé Zuel و Akina Edmonds. عکس: دانیل بود

اما آنها به تنهایی نمی توانند به آنجا برسند. کلوئه زوئل در نقش همسر همیلتون ، الیزا ، با آسیب پذیری جالبی بازی می کند که ستون فقرات از فولاد را پنهان می کند ، صفتی که او به وضوح در این تولید با خواهرش آنجلیکا (آکینا ادموندز) ، وجدان و گرانش ما مشترک است. Elandrah Eramiha سه گانه Schuyler را تکمیل می کند در حالی که در نقش ماریا رینولدز ، که رابطه اش با همیلتون فاجعه بار است ، دو وظیفه بازی می کند. او می تواند کل شهر را روشن کند و وقتی روی صحنه است ، نگاه کردن به شخص دیگر تقریباً غیرممکن است.

ماهیت نمایش و بازه زمانی انقلابی آن به این معنی است که مردان آن حرف و لحظه های نمایشی بیشتری می گیرند و خوشبختانه در اینجا باعث می شوند که اشباع بیش از حد لحظه ها ارزش آن را داشته باشد. مارتی آلیکس به عنوان پسر کوچک جان لورن و همیلتون ، پاتوسی را قضاوت می کند که هوشمندانه مورد قضاوت قرار گرفته است. Victory Ndukwe با سهولت فریبنده ، مارکیس دو لافایت و توماس جفرسون را درگیر می کند. این شاکا کوک است که سلاح مخفی این گروه از برادران است. به عنوان هرکول مولیگان ، و بعداً جیمز مدیسون ، او نوشتن مقاله را با زمان بندی برنده و خوش آمدید.

36 عضو بازیگر در آن حضور دارند و هر یک از آنها ویژگی های برجسته تئاتر موسیقی استرالیا را به نمایش می گذارند: یک گروه با تهدید سه گانه ، یک نوشتار مختصر کمیک طبیعی و مشترک که یک خط را به یک رویداد منفرد تبدیل می کند ، و یک قلب باز برای اولین بار که به شماره های موسیقی اجازه می دهد اوج گرفتن زیر نظر هوشیار کارگردان مقیم امی کمپبل ، این شرکت از نظر زمان و زمان بسیار مطمئن است که تولید استرالیایی ضربان قلب منحصر به فرد خود را دارد ، ریتم آن قوی و مغرور است.

این چیزی است که همیلتون به آن نیاز دارد.

هیاهوی این نمایش ، مانند بسیاری از پدیده های فرهنگی ، کاملاً موجه و کاملاً پیچیده است. این یک شاهکار نوشتن و تنظیم ماهرانه است (اگر هنوز موسیقی قطعی نشده است ، مسیر موسیقی لورا تیپوکی مشخص است ، اما در راه است ؛ بعد از چند اجرا دیگر حل و فصل می شود). اما این ماده دارای مشکلاتی است.

نزدیک به شش سال از آغازین کار ، اولین رویکرد خوشبینانه آن در انتخاب بازیگران و ساخت شخصیت به سختی مسائلی را پنهان می کند که می توان با آنها دست و پنجه نرم کرد. حذف این سریال از مشارکت فعال این پدران بنیانگذار دوست داشتنی با پارچه پارچه و مشارکت در برده داری ، هنگامی که نمایش تصاویر آنها را بازخرید می کند ، بسیار واضح به نظر می رسد (دستور ناخوشایند جفرسون به “سالی” کاملاً ظالمانه به نظر می رسد). رفتار میراندا از ماجرای همیلتون در برخورد با ماریا رینولدز خصوصاً سنگین و ساده انگارانه است. (بیشتر حرکات موزیکال در مورد فمینیسم در بهترین حالت کم عمق است.)

حتی بهترین ویژگی همیلتون – همین حدود 27000 کلمه ، متراکم در مرجع و ادای احترام و ادبیات – تولید را با مشکل روبرو کرده است. در تلاش برای حفظ گوش ما بیش از هر چیز ، این نمایش صحنه سازی ، مسدود کردن و صحنه سازی را فدا می کند. تولیدات استرالیا ، کپی از تولید اصلی برادوی به کارگردانی توماس کیل ، هنوز هم به همان اندازه تکرار شده و بیش از حد به رقص رقبا احتیاج دارد. به طور مشابه ، پالت رنگ آن بی صدا است ، مرز آن با drab است. چراغ های آن ، به استثنای یک لحظه به یاد ماندنی که با شاه جورج (یک برنت هیل جذاب) در تعامل است ، فاقد ذکاوت است.

این نمایش یک تناقض درخشان و بی وقفه است و تولید استرالیا بازیگران خود را از مزایای فاصله برخوردار است. زیر وزنه اهمیت خودش سگک نمی زند. این بهترین صنعت تئاتر استرالیا را نشان می دهد. آن را به تفکر انتقادی و تأمل دعوت می کند. این درخشان ترین کانون توجهی است که هر کسی می تواند تصور کند ، روی بازیگری که مستحق دیده شدن و دیدن است ، می درخشد. این امید است که بازگشت ما می تواند قویتر از گذشته ما باشد.

همیلتون در تئاتر Lyric در The Star در سیدنی بازی می کند و بلیط های آن تا سپتامبر 2021 در دسترس است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *