بررسی هالستون – جنس ، کوکائین و یوان مک گرگور | تلویزیون و رادیو

اوان مک گرگور قبل از اینکه بخواهد بازی کند ، نام هالستون را نشنیده بود و ممکن است تنها نباشد. این مینی سریال ظریف Netflix جدیدترین نمونه ای است که به یک طراح مد خدمات درمانی بیوگرافی را ارائه می دهد – و در این مورد ، زندگی پر زرق و برق و سقوط تماشایی روی هالستون ، گوشت زیادی را برای تولید غذا به مک گرگور می دهد. هالستون با استفاده از کلاه قرقره به شهرت رسید که پس از پوشیدن جکی او ، آن را بدنام فوری کرد. اما ستاره او طلوع و سقوط کرد و دوباره طلوع کرد و سقوط کرد و تا زمان مرگش ، در سال 1990 ، وی حتی به نام خود نیز حقوق را از دست داده بود.

خانواده هالستون پیش از این با انتشار بیانیه ای مبنی بر اینکه در ساخت آن از آنها مشورت نشده است ، این مجموعه را “یک حساب نادرست و داستانی” خوانده اند. این در حال انفجار با رابطه جنسی ، مواد مخدر و منافع غیرعادی هیجان انگیز است ، بنابراین جای تعجب خواهد بود اگر آنها به آن نعمت داده باشند. این سریال در اواخر دهه 60 آغاز می شود ، در حالی که زنان آمریکایی علیه کلاه ها رو به رو می شوند ، و هالستون مجبور می شود اولین سری از بازآفرینی های بینایی را آغاز کند و در نهایت مد را در ایالات متحده تغییر دهد.

این مناسب برای داستانی است که بیشتر در میان پرزرق و برق و بیش از حد محافل مشهور استودیو 54 وجود دارد که بدون نقص مشخص شده است. گران به نظر می رسد و از ظرافت می چکد. این اجراها بسیار عالی هستند ، از لیزا مینلی جذاب و دوست داشتنی کریستا رودریگز گرفته تا الزا پرتی که عاشق ربکا دایان است و هر طرفدار تلویزیون که می خواهد امیلی گیلمور ، پدر بزرگ دختر دختران گیلمور (کلی اسقف افسانه) را به عنوان یک تبلیغ گرای دهان بد دهن ببیند که یک خط را دور می زند. مانند: “شما می خواهید به ورسای بیایید و آن مادربزرگهای فرانسوی را از صحنه خارج کنید” از تغییر شکل او خوشحال خواهد شد.

اما این نمایش مک گرگور است و به عنوان هالستون ، او رقم پیچیده ای را کاهش می دهد. او سرکرده آنچه که “گروهی از زن و شوهرها و دمدمی مزاج ها و دخترانی که هنوز بزرگ نشده اند” می شود. او از استعداد خود مطمئن است ، اما از طرف تجارت مد خشمگین است و با پولداران می جنگد (به جز وقتی که آنها پول را به سمت او پرتاب می کنند). سرانجام ، عادت عجیب و غریب او برای از بین بردن رابطه جنسی ، ارکیده و کوکائین ، صبر حامیانی را که باعث می شوند تجارت وی ادامه داشته باشد ، فرو می برد ، اما روزانه بیشتر از نبوغ او می خواهند.

اما با وجود هیجان مهمانی ها و جذابیت ها ، به ندرت در مواقع لزوم عمیق تر می شود. درمورد معاملات گمشده ، سرمایه گذاری و کوچک سازی و بهم ریختن “اقلام آن” مانند شلوار جین آبی سطح بالا ، بحث زیادی وجود دارد. این بدون شک محتوای داستان است – این ادعا می کند که نام هالستون با توجه به مقدار زیادی که او نام خود را قرار داده مورد تحسین واقع شده است – اما این به قیمت شخصیت پردازی است. این فقط 5 اپیزود است ، اما طول می کشد تا همدردی بینندگان با شخصیت اصلی را بدست آورید و فقط در دو قسمت آخر واقعاً زیر پوست او قرار می گیرد.

در نهایت ، این داستان را به عنوان بحثی درباره هنر و تجارت – یک انتخاب کنجکاو ، قاب می کند. یکی از انتقادهایی که بینندگان نسبت به اقتباس بی بی سی از “دنبال عشق” داشتند این بود که “قابل تعویض” نبود زیرا در مورد طعنه زدن بود. اینکه آیا داستان ها باید قابل گفتگو باشند در بهترین زمان ها موضوع بحث است ، اما من پیگیری عشق را به عنوان یک داستان دیدم در باره عشق و آزادی ، در یک دنیا از toffs. تفاوت این است که هالستون در دنیایی از شهرت قرار دارد ، اما این در مورد فشار است که چه چیزی ایجاد کند و چگونه خلاق باشد وقتی پول زیاد است و وقت کافی نیست. فاصله عاطفی بین مخاطب و داستان ایجاد می کند. این را دانیل میناهان ، پیشکسوت تلویزیون نوشته و کارگردانی کرده و از اصطبل رایان مورفی می آید. مدیر اجرایی مورفی در اینجا تهیه و نویسندگی می کند ، و او معامله بزرگی را با Netflix امضا کرد ، که مطمئناً فرصت زیادی به او داده است تا با این س ofال که آیا بالا بردن بهره وری به معنای پایین آمدن کیفیت است ، مقابله کند.

گفته می شود ، در نیمه دوم این درام سرگرم کننده و اغلب بسیار خنده دار (و ارزش این را دارد که وقتی McGregor از او خواسته بودجه گل خود را کاهش دهد آن را هشدار داد – “ارکیده ها بخشی از روند من هستند. شما می توانید” بودجه ای برای الهام بخشیدن! “) ، من فهمیدم که هالستون ، افراط و تفریط ، مشکلات تجاری و همه چیز برنده شده است. یک صحنه ، به ویژه ، به زیبایی انجام شده است ، زیرا دو همسر سابق بی سر و صدا باقی مانده از رابطه خود را می جوند ، یکی که برای پول در آن بود ، دیگری برای عشق. این قلب تپنده این نمایش است و شرم آور است که هرگز کاملا تصمیم نمی گیرد که در کجا قرار بگیرد. شاید بازتاب خاص خودش کمی مجذوب آن شود. اما پس از آنکه اعتبارات نهایی بهم پیوست ، فهمیدم که این یک حقه شبیه هالستون را به وجود آورده است: بالاخره در آخرین لحظه مراقبت از او را شروع کردم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *