بررسی مسافر توسط اولریش الكساندر بوشوویتس – در آلمان نازی در حال فرار | داستان

تیدر اینجا این خطر وجود دارد که داستان این کتاب داستان کتاب را تحت فشار قرار دهد – داستان اصلی آن چیزی است. این بلافاصله پس از کریستالناخت ، قتل عام در نوامبر 1938 که نشانه ماهیت کشنده قصد نازی ها نسبت به یهودیان بود ، در یک تب چهار هفته ای نوشته شد. نویسنده یک یهودی آلمانی 23 ساله بود که سه سال زودتر از خانه خارج شده بود و از طریق سوئد ، فرانسه ، لوکزامبورگ و بلژیک به انگلیس راه یافت.

نام او اولریش الكساندر بوشوویتس بود و اگرچه نسخه اولیه رمان خود را در انگلیس و فرانسه منتشر كرد ، اما تعداد اندكی متوجه آن شدند. هنگامی که جنگ آغاز شد ، وی “بیگانه ای دشمن” قلمداد شد که همراه با هزاران پناهنده یهودی دیگر در جزیره من دستگیر شد. از آنجا او را به استرالیا تبعید کردند ، دوباره در یک اردوگاه زندانی در نیو ساوت ولز بازداشت کردند تا سرانجام در “یک بیگانه دوستانه” مجدداً تعیین و در سال 1942 اجازه بازگشت به انگلستان را بدست آورد. او هنگامی که توسط آلمانی اژدر شد ، در حال بازگشت بود. زیر دریایی ، او و 361 نفر دیگر را به قتل رساند. بیش از 70 سال بعد ، نسخه اصلی نسخه آلمانی برای مسافر در یک بایگانی در فرانکفورت حضور یافت ، و به یک ویراستار اجازه می داد تا رمان را با توجه به دستورالعمل هایی که بوشوویتس در نامه ها به مادرش منتقل کرده بود ، ویرایش کند. این ترجمه آن متن جدید است که توسط عاشقانه انتشارات پوشکین منتشر شده است.

گرچه داستان واقعی در زندگی جذاب است ، اما داستان بین جلد از آن پیشی می گیرد. شخصیت اصلی اوتو سیلبرمن ، یک تاجر موفق ، کمی از خود راضی در برلین است که در ساعاتی که شب شیشه های شکسته را می بیند ، دنیای خود را در حال فروپاشی می بیند. او یهودی است ، اما تاکنون این یک واقعه اتفاقی بوده است. او اغلب به ما می گوید هیچ چیز مشهودی از یهودی در مورد او وجود ندارد. همسرش یهودی نیست. بلکه این برچسبی است که حاکمان جدید کشور با اصرار بر او تحمیل می کنند و نمی تواند از آن فرار کند: این J است که در گذرنامه او مهر شده است.

از همان ابتدا فشار بر او شدید است. این در حالی است که اراذل و اوباش پیراهن قهوه ای درب منزل او را می کوبند و او را مجبور به فرار به شب می کنند و به شکل خنک تری از همکاران سابق بازرگانی که با یافتن فرصتی ، او را وادار به فروش ساختمانی می کنند که در آن زندگی می کند ، به خشونت منجر می شود. در ازای یک ناک داون یا در غیر اینصورت سهم حق خود از شرکتی را که ساخته بود از او سلب کنید. در این شرایط جدید ، حتی کسانی که روزگاری اظهار دوستی یا وفاداری می کردند از شخصی که با نامه قرمز مایل به قرمز مشخص شده است دوری می کنند.

سیلبرمن به یک مرد در حال فرار تبدیل می شود ، و در قطارهایی که از آلمان عبور می کند ، می رود و بیرون می رود. در ابتدا ، هر سفر بخشی از برخی از استراتژی های مبهم برای بقا است – در یک نقطه او سعی می کند یک شکست غیرقانونی از مرز بلژیک ایجاد کند – اما به زودی هیچ مقصد واقعی وجود ندارد ، فقط ناامیدی و سرانجام از هم پاشید: او برای همیشه سفر می کند اما می رود هیچ جایی. وقتی سیلبرمان می کوشد از کسانی که ممکن است مقاله های او را بررسی کنند ، طفره می رود ، با اعتماد به آریایی خود ، در حالی که همسفران با “هیل هیتلر” از او استقبال می کنند ، مخلوط می شود ، اما یک فضای سورئال ، کاملاً کلاستروفوبیک یک واقعیت نیز وجود دارد. کابوس – مردی که همان حرکت را بارها و بارها تکرار می کند ، هدف او برای همیشه دور از دسترس است. نتیجه یک داستان است که بخشی از جان بوکان ، بخشی از فرانتس کافکا و کاملاً پرچین است.

همچنین پیشگویی ناخوشایند دارد. وی می نویسد: “شاید آنها ابتدا با احتیاط لباس ما را برهنه کرده و سپس ما را بکشند ، بنابراین لباس های ما خونی نمی شود و اسکناس های ما آسیب نمی بینند. “این روزها قتل اقتصادی انجام شده است.” این یک پیش بینی است ، نه تنها فرآیندی که نزدیک به چهار سال بعد اتفاق می افتد ، زیرا یهودیان قبل از ورود به اتاق های گاز برهنه شدند ، بلکه همچنین عزم نازی ها برای استخراج آخرین پنیر از قربانیان خود ، حتی کشیدن دندان های طلا از دهان مردگان.

آینده نگری مشابهی در نوحه اوتو وجود دارد: «هیچ کس مقاومت نمی کند. همه آنها به هم می خورند و می گویند: ما چاره ای نداریم ، اما واقعیت این است که آنها از ادامه کار خوشحال هستند زیرا چیزی در این کار برای آنها وجود دارد. ” گویی بوشوویتس همدستی میلیونها نفری را كه در كنار این شرارت بودند ، پیش بینی كرد. سرزنش این رمان نویس فقط به آلمانی ها یا کسانی که تحت اشغال نازی ها زندگی می کردند محدود نمی شود ، بلکه تا جهان آزاد که دروازه های خود را به روی یهودیان بسته و نیاز مبرم به پناهگاه داشتند بسته است. “کجا می خواهم بروم؟” او به زنی می گوید که ساده لوحانه پیشنهاد می کند به راحتی کشور را ترک کند. “هیچ جایی اجازه ورود به من را نمی دهد.”

بوشوویتس یک ناظر زیرک در زمان خود بود ، اما داستان او هنوز هم تقریباً یک قرن بعد طغیان می کند ، زمانی که یهودستیزی بار دیگر در حال افزایش است و محرومیت از افراد متفاوت یک ثابت مخرب در سراسر کره زمین است. بعلاوه، برخی از بینش های او بی انتها هستند. در اظهاراتی که مطمئناً با اعضای اقلیت ها سر و صدا خواهد کرد ، اتو خاطرنشان می کند که هر نقصی که ممکن است داشته باشد ، یا هر عمل ناشایستی که مرتکب شده باشد ، دلیل بر نقایص ظاهراً ذاتی گروه وی است. او می گوید: “من حق ندارم یک انسان عادی باشم.” “بیشتر از من خواسته می شود.”

مسافر رمانی گیرنده است که خواننده را در تاریکی تاریک به تاریکی آلمان نازی فرو می برد. هنگام نوشتن مستحق خواندن بود. مطمئناً اکنون شایسته خواندن است.

مسافر توسط اولریش الكساندر بوشوویتس ، ترجمه فیلیپ بوهم ، توسط انتشارات پوشكین منتشر می شود (14.99 پوند). برای سفارش کپی به Guardianbookshop.com مراجعه کنید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *