بررسی فیلیپ راث توسط بلیک بیلی – نحوه برخورد یک غول ادبی با زنان | کتاب های بیوگرافی

“من نمی خواهی مرا احیا کنی ، “فیلیپ راث به بلیک بیلی دستور داد. “فقط مرا جالب کن.” جالب است که این عنوان جالب نباشد: نوه مهاجران از طبقه متوسط ​​پایین کتاب پرفروش ترین رسوایی را در مورد استمنا writes می نویسد ، به عنوان یک یهودی منفور از خود مورد تحقیر قرار می گیرد ، دارای دو ازدواج فاجعه بار و بسیاری از دوستداران است ، یک مجموعه کار کاملاً متنوع را جمع می کند ( کمیک ، سورئال ، متفاوتی ، طبیعت گرایانه) ، به عنوان بزرگترین رمان نویس انگلیسی زبان در زمان خود دیده می شود ، اما هرگز ، با ناراحتی ، برنده نوبل شد. اما راث می خواست که ظرافتها را تیتر یک عنوان نکند ، این پیشنهاد می شود بیلی بیوگرافی خود را “ابهام وحشتناک” من “بنامد. خوشبختانه این عنوان نیست. اما ابهام در داستان مهم است ، به ویژه در رابطه با رفتار روت با زنان ، در زندگی و داستان ، جایی که مسئله توانبخشی مطرح می شود و مانند سایر همسالانش (سائول بلو ، جان آپدایک و نورمن میلر) می تواند ” واقعاً از این کار اجتناب می شود ، حداقل اکنون.

بیلی می نویسد: “همیشه این مسئله به زنان برمی گشت” ، مادر اول روث بس ، که اگر به اندازه مادر الکس پورتنوی خفقان آور نبود ، چنان ستایش می کرد که هیچ زن بعدی در زندگی او نمی توانست جفت و جور شود. شوهرش هرمان ضمن اشتیاق به ارادت بس به فیلیپ و برادرش سندی ، از راه های دیگر اثری از خود برجای گذاشت ، از جمله با اخلاق کاری او (روزهای 12 ساعته ، شش روز در هفته). روت دوست داشت بگوید: “کسی که پدر و مادرش او را دوست دارند ، یک فتح کننده است.” با وجود یهودی ستیزی آن دوره ، او از کودکی خود به عنوان یک پناهگاه یاد کرد. نیوورک برای او مانند جابل دوبلین بود: مکانی که از آن فرار کرد اما هرگز آنجا را ترک نکرد.

در دانشگاه او لذت نوشتن طنز را کشف کرد و با کنار گذاشتن برنامه های تبدیل شدن به “وکیل مدافع” ، انرژی خود را در داستان های کوتاه ریخت. ایده “کتابشناسی روز ، زنان شب” این ایده بود ، اما در 23 سالگی او مگی مارتینسون ، اولین “فاجعه” زناشویی خود را ملاقات کرد. مارتینسون “یک بازنده سخت چهار سال بزرگتر من” ، که دو بچه اش با شوهر سابقش زندگی می کردند ، دنیایی تر و آشفته تر از هر دوست دختر قبلی بود. اما این نکته بود: او او را امتحان بلوغ خود می دانست. تا زمان اولین کتابش ، خداحافظ ، کلمبوس ، او را مشهور کرد ، به اندازه کافی کافی بود مگی گفت: “این عادلانه نیست ، و به حق مشکوک شد که با زنان دیگر خوابیده است ،” تو همه چیز داری و من چیزی ندارم ، و حالا فکر می کنی می توانی من را بر زمین کنی! ” وی در حیله ای برای آویختن به وی ، به عنوان بخشی از “یک آزمایش علمی” یک زن باردار را ترغیب کرد که در شیشه ادرار کند ، و با استفاده از نتیجه مثبت ، روت را فریب داد که فکر می کند فرزند خود را حمل می کند ، سپس قبول کرد که سقط شود اگر او قول ازدواج با او را داده باشد – که به طور صحیح انجام داد.

سه سال طول کشید تا او حقیقت را کشف کرد و با عصبانیت از اینكه به همین راحتی متهم شد ، مراحل طلاق را آغاز كرد. وقتی مگی در یک تصادف اتومبیل کشته شد ، هنوز بحث در مورد نفقه ادامه داشت. درآمد او در آن سال در حدود 800000 دلار بود (معادل 6 میلیون دلار امروز) و مرگ وی باعث شد او مجبور نباشد آن را تقسیم کند. اگرچه خیالش راحت بود که “هرج و مرج گویشی” که او پشت سر او قرار گرفته بود ، نسبت به مگی احساس انتقام جویی کرد و انتقام خود را در داستان گرفت و به خاطر پاهای لجبازش میمون را لقب داد و زوکرمن ابراز مخالفت با او کرد واژن “پژمرده و بی رنگ”. نسخه بیلی از وقایع به روت تکیه می کند اما او آن را با عصاره هایی از دفترچه خاطرات مگی تطبیق می دهد ، هنگامی که او فهمید “فیلیپ نمی کند اهميت دادن برای من – او هست متاسف برای من”.

راث در آپارتمان خود در خلیج کیپس.
راث در آپارتمان خود در خلیج کیپس. عکس: باب پیترسون

فاجعه دوم راث ، با کلر بلوم ، نه چندان شکست ازدواج آنها بلکه چگونگی نوشتن او در خاطراتش بود ترک خانه عروسک. در اوج عشق اول او او را “یک روح بزرگ عاطفی” توصیف کرد که او را از یک دوره دردناک دردناک نجات داده است (یک مشکل کمر که در طول زندگی او را آزار می داد). هماهنگی داخلی دوام نیاورد. او دوست نداشت که آنا دختر بلوم با آنها در لندن زندگی کند. و بلوم در خانه مزرعه 40 هکتاری راث در روستای کنتیکت ، احساس انزوا کرد ، که 110 هزار دلار آن را خریداری کرده بود ، در حالی که حتی حق شومیز یکی از بدترین رمان هایش چهار برابر او را به دست آورد (این به یادو خودش تبدیل شد ، محلی برای عقب نشینی و بنویسید ، خسته نباشید – بلوم را در پایان سست بگذارید). در میان بسیاری از موارد مناقشه پاس روت از دوست آنا فلیسیتی بود ، که باعث خشم هر سه زن شد ، اما عذرخواهی زیادی از رات سزاوار نبود (“اگر دختری را لعنتی نکنید چه فایده دارد که یک دختر زیبا در خانه داشته باشید) او “).

بیشتر روابط دیگر راث با زنان جوانتر بود: «من چهل ساله بودم و او نوزده ساله. وی در مورد یکی از آنها ایده آل بود ، هرچند که فاصله سنی ایده آل وی با بزرگتر شدن بیشتر شد (تحلیلگر وی به او گفت: “یک زن بالغ گول شما را نمی خورد). او نظریه ای داشت که علاقه جنسی پس از دو سال از بین می رود ، اما رابطه 18 ساله اش با “اینژ” ، مدل درنکا در تئاتر سبت، آن را رد کرد جکی کندی ، میا فارو ، آوا گاردنر و باربرا استرایسند از جمله کسانی بود که با آنها معاشقه می کرد یا آنها را دوست داشت (هرچند کوتاه). دیگر عاشقان اینجا نامی ندارند یا اسم مستعار برای آنها داده نمی شود ، هرچند آلیس دنهام (دختر خانم ژوئیه ، 1956) ، که او را تأیید می کند ، “شیطان صفت” نامیده است ، و نه آن مودج ، که به دلیل “لطیف بخشندگی باعث آزار او شده بود “(او بعداً اقدام به خودکشی کرد).

بیلی “بی مزه گی نفس گیر زن رات” را انکار نمی کند. و همیشه دوستانی بزکوه وجود داشتند که از عادی سازی زن ستیزی خوشحال بودند ، از طلاق های ناراضی که همسرانشان آنها را گریخته بود ، از طریق همکار تدریس برای او “دلال” ، تا هنرمند RB Kitaj که برای او فکس می کرد تزئینی آنیتا بروکر ، بگویید ، دادن مشاغل ضرباتی “.

در جشن تولد 40 سالگی خود ، با باربارا اسپرول.
در جشن تولد 40 سالگی خود ، با باربارا اسپرول. عکس: نانسی کرامپتون

اگر تحسین کنندگان Roth به سختی می توانند این کار را انجام دهند ، بدخواهان نمی توانند نادیده بگیرند که چقدر می تواند همسر و سخاوتمندانه باشد. چگونه عاشقان سابق به گرمی درباره او صحبت می کردند و هنگام خواب از بالین او دیدن می کردند. و چگونه نویسندگان زن (از جمله زادی اسمیت ، نیکول کراوس و مری کار) از بزرگترین طرفداران او هستند. نل فرویدنبرگر در یک نظرسنجی در سال 2012 که به عنوان بزرگترین رمان نویس زنده آمریکا انتخاب شد ، گفت: “من شیوه نوشتن او در مورد زنان را دوست ندارم ، و من شیوه شکایت از آن را دوست ندارم.” هنگامی که شکایت ها 40 سال پیش آغاز شد ، روت علیه آنها عصبانی شد (“ترس هیستریک از دیک. فمینیسم به عنوان عدالت جدید”) سپس آنها را با استفاده از داستان برای دراماتیک کردن و نه انکار رد کرد.

“اجازه دادن به دافع در داخل” مانیفست او بود. و اگر صداقت در مورد میل جنسی مرد او را به دردسر انداخت ، او آن را به عنوان قیمتی که ارزش پرداخت دارد ، پذیرفت. شکایت پورتنوی روند را آغاز کرد و تئاتر سبت آن را گرد کرد. در رمان های بعدی – شبان آمریکایی ، توطئه علیه آمریکا و آخرین او ، نمسیس، یک رمان طاعون – میل جنسی کمتر نقش دارد و مسلماً برای آن بهتر هستند. جایی که راث جوان با عزم راسخ پسر خوب یهودی را که تربیت شده بود ، کشت ، روت سالخورده برای کودکی و نوجوانی نوستالژیک بود.

ریچارد بنیامین در نقش الكساندر پورتنوی و دی.پی. بارنز در نقش دكتر اسپیلوگل در شكایت پورتنوی ساخته ارنست لمان (1972).
ریچارد بنیامین در نقش الكساندر پورتنوی و دی.پی. بارنز در نقش دکتر اسپیلوگل در فیلم ارنست لمان شکایت پورتنوی (1972) عکس: برادران Allstar / وارنر

گزارش بیلی از سالهای گذشته بسیار تأثر آور است. رات پس از اعلام بازنشستگی خود از نوشتن ، از “سرخوردن به فراموشی” ، جنگهای پشت سر او صحبت کرد. جوایز جدید آمد. دوستی های قدیمی احیا شد. زنان جوان هنوز روی بازوی او ظاهر می شدند اما چیزی در تخت فراتر از نوازش اتفاق نمی افتاد. وی درمورد نظرات خود در مورد جایزه نوبل ادبیات که به جای او به باب دیلن می رود ، به شوخی گفت: “مشکلی نیست ، اما سال آینده امیدوارم که پیتر ، پل و ماری آن را دریافت کنند.” وقتی پرتره لیزا هالیدی از او در نقش Ezra Blazer پیر در رمان او ظاهر شد عدم تقارن کمی قبل از مرگش ، او تأیید کرد.

او این بیوگرافی را نیز تأیید می کند ، نه به دلیل جزئی بودن آن ، بلکه به دلیل اینکه سخت کوشی بیلی در حد خودش است. با داشتن یک مایل پرونده و جعبه برای کار کردن ، معجزه است که او فقط سه سال پس از مرگ راث کتابی بسیار شفاف منتشر کرده است – و یک کتاب حاوی حکایت ها و شوخی های خوب ، از جمله یکی با هزینه شخصی هنگام روت استراحت توالت در حین مصاحبه های آنها (“من روی کاناپه استودیوی او نشسته بودم و به بزرگترین رمان نویس زندگی می کردم که مثانه اش را خالی می کند و نشان می دهم که این به اندازه آنچه برای یک زندگینامه نویس ادبی آمریکایی بدست می آید”). از جمله اسنادی که وی از او نقل می کند ، “یادداشت هایی برای زندگینامه نویس من” است ، 295 صفحه پاسخ نامه بلوم که روت قصد داشت آنها را منتشر کند تا اینکه دوستان و وکلا با او صحبت کنند. بیلی بیش از آنچه که باید به این اعتماد می کند و ناعادلانه خاطرات او را “ناپسند” می داند. اما با توجه به اینکه روت چقدر مصمم بود که شهرت پس از مرگ خود را کنترل کند ، پس از درگیری با اولین زندگینامه نویس رسمی خود ، راس میلر (برادرزاده آرتور) ، این یک موفقیت است که بیلی به همان اندازه فاصله خود را کسب کرد.

فراوانی روت با افرادی که دوستشان داشت (دوستان ، سردبیران ، نمایندگان ، نویسندگان دیگر) فقط یکی از بسیاری از ابهامات در اینجا است. مردی که دوست داشت جمله فلوبر را بیان کند: “مانند زندگی بورژوایی در زندگی خود منظم و منظم باشید” شیفته این دیوانه و دلباخته شد. 31 کتاب منتشر کرد اما نوشتن رمان “یک شعار طولانی وحشتناک” را پیدا کرد. با مطالعه از بچه دار شدن اجتناب می کرد اما به دیگران خسته می شد. فقط انگلیسی صحبت می کرد اما از طرف نویسندگان غیرانگلیسی ، به ویژه داستان نویسان از شرق اروپا مشتاق بود. بیش از هر چیز نگرش او به زنان وجود داشت ، که یک طبیعت شناس سعی می کند آن را به عنوان نمونه آن دوران بهانه کند و یک دشمن آن را به هاروی وینستین تشبیه می کند ، اما بیش از حد منحصر به فرد روتی بود. “چرا شما می خواهید من را به عنوان نوعی مانکن تجاوزگر قلبی توصیف کنید؟” شخصیت رات Tarnopol روان پزشک خود ، دکتر اسپیلوگل را سرزنش می کند زندگی من به عنوان یک مرد. برخی از منتقدین از این زندگی نامه برای انجام این کار استفاده می کنند. اما داستان پیچیده تر است – و بسیار جالب تر است.

فیلیپ راث: بیوگرافی منتشر شده است توسط جاناتان کیپ (30 پوند) در 8 آوریل. برای سفارش کپی به Guardianbookshop.com مراجعه کنید. ممکن است هزینه های تحویل اعمال شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *